نوراَختر
الذهاب إلى القناة على Telegram
𓈒ْevery dream searches for a light to become.࿐𓈒ْ 𓈒ْ⊹ @LightonBlossombot 𓈒ْ
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
504
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
504
Repost from N/a
خیلی وقت پیش یه نفر یه ژورنال درست کرده بود و خود ۱۶ سالهشو توصیف کرده بود، چنتا از چیزای موردعلاقهش و چیزای ظاهریشو گفته بود.
من همیشه عاشق صحبت کردنم، عاشق صحبت کردن درباره خودم یکم بیشتر. این شد که منم ازینا خواستم بکشم!
504
Repost from Beerhead.
داستان خاصی نداره
ولی واقعا دوستش دارم
یادم اومد, این شب هرکاری کردم خوابم نمیبرد، یادم میاد اینو کشیدنی آهنگ د اسمیث از ذهنم بیرون نمیومد، چون خودم نمیتونستم بخوابم شروع کردم نقاشی کشیدن نصفه شبی، و یهویی این شد که شد، حتی رو برگه ی ا چهار همینجوری کشیدم، و الان دیگه نمیدونم کجاست
504
Repost from 109
این نقاشی هم خیلی دوست دارم برای ی دوست قدیمی کشیده بودم و خودم اصرار داشتم ک طرح آروم و نازی براش انتخاب کنم یجای نقاشی هم ی جمله برای اون فرد نوشته بودم ک اگر خودم لو نمیدادم احتمالا هیچوقت هیچکس نمیفهمید. خلاصه ک خیلی دوسش دارم این نقاشی رو. پیش خودمم نیست.
504
Repost from 109
این نقاشی رو برای این چالش انتخاب میکنم موقع شروع این نقاشی اول خیلی درگیر روسری این پیرزن بودم فکر میکردم حوله است و بعد یه مدت فهمیدم روسری محلیه و موقع کشیدنش هم با خودم میگفتم شاید عکس ی پیرزنیه ک منتظره تا نوه هاش بیان. شاید خیلی چیز ساده ای بنظر برسه اما خب غم انتظار خیلی سخته. داستان نداره بلکه داستانیه ک همینجوری ذهنم درموردش گفته.
