ar
Feedback
مهیج

مهیج

الذهاب إلى القناة على Telegram

تئاتر شخصیت‌های موجودی ولنگار و متمرد http://t.me/HidenChat_Bot?start=8227672074 @httRagebot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
355
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+217 أيام
+6230 أيام
عدد المنشورات

جاري تحميل البيانات...

التفاعلات
التعليقات
نجوم تيليجرام
أفضل المنشورات حسب

جاري تحميل البيانات...

تحليل النشر
المشاركات
ديناميات المشاهدات
sticker.webp
14000Loading...
sticker.webp
1000Loading...
چیزی که به خودم می‌گم رو نمی‌تونم بنویسم
18000Loading...
چیزی که به خودم می‌گم دو نمی‌تونم بنویسم
1000Loading...
به خودم بگم که
19000Loading...
فقط می‌تونم مثل همیشه برای خودم صحبت کنم
22000Loading...
وحشتناکه
19000Loading...
لا يوجد نص...
48000Loading...
لا يوجد نص...
1000Loading...
اما شما ابله‌های شرم‌آور می‌دانید ؟ دقیقا با شما هستم. بله. می‌دانید که خود شما تا چه حد مرا بابت امید و باورهایم مضحکه‌ی خاص و عام می‌کنید ؟ آیا می‌دانید ؟ آیا پس از دانستن، خود را ملامت می‌کنید ؟ یا به ریشم می‌خندید ؟ لزومی به پاسخ‌دهی نیست. می‌دانم! سکوت پیشه کن. می‌دانم. می‌توانم دست چپ را از راست تشخیص دهم.
48000Loading...
حتما باید صورتم را بشورم به اینه نگاهی بیندازم و تف کنم.و درونم رابا آرامش نازدودندی سلاخی کنم حتما باید قبلش نوشیدنی بخورم همراه یک ارامبخش شاید پژواک منعکس مغزم ارام گرفت یا نمیدانم راه بروم اما به جای قدم هایم ارتعاشات مغزم شدت میگیرند. اگر نفس عمیقی بکشم میترسم هوا به کله ام بخورد دریچه های احساسات باز شوند و خود را به هره پرتگاه و هم به تردید مرتد و مصلوب به صلیب در مقدسات بد نامی پیدا کنم. اما طولانی مدت است که به این مرض توهم زا و مدهش دچارم و راهش را یک سره نمیکنم. نمیدانم اگر بنشینم و بازیچه افکارم بشوم نیستی مرا می بلعد در هم می شکند و به انتهای سقوط نمی رساند این طرف و ان طرف می کشاند در آسیاب آدم خواران هی چرخ می‌دهد و بر سر یک انگشت عو عو کنان دم تکان می دهم و می رقصم. اما سجایا به این معاش ناقل سبب شده است کشسانی ام را در برابر وقایع روزگار به اوج خودش برساند. نمیدانم این پوست کلفتی است که یا مطیع بودن، هرچه هست انگار پوسته ام را می درد و زیرش خارک می گذارد انگار روی میخ راه می روم و بار عظیم و الجثه ای به دوش دارم بگذریم جز حماقتم هیچ بار دیگری به دوش نمی کشم، این حرف ها، این من صاحب مرده و بلاکش، دیگر جز بار سنگینی حماقت چیز دیگری نیستند.
35000Loading...
من فضاهای خالی را درهم می‌شکنم؛ هر فضای خالی‌ای. حتی فضای خالی غیرقابل دید میان تنم با پنجره‌ای که به آن تکیه داده‌ام. زیرا با ویرانی‌ها بهتر خو می‌گیرم.
84200Loading...
تردید
تردید
85100Loading...
رسالة صوتية
1000Loading...
نمی دونم چی میگم
65000Loading...
اما حقیقت ماتم آغوش نمی‌گشاید
92200Loading...
زیر سایه‌ی مرگ پرسه می‌زنم
108300Loading...
از زیستن کجا گریزم ؟
101200Loading...
این چیزی نبود که باید فور می‌خورد.
1000Loading...
به کجا فور زدید ؟
75100Loading...