ar
Feedback
𝙍𝙤𝙝𝙖𝙢𝙞𝙧.𝙚𝙪𝙥𝙝𝙤𝙣𝙞𝙤𝙪𝙨

𝙍𝙤𝙝𝙖𝙢𝙞𝙧.𝙚𝙪𝙥𝙝𝙤𝙣𝙞𝙤𝙪𝙨

الذهاب إلى القناة على Telegram

زندگی من فقط تا آنجا که مربوط به زندگی اوست ؛ جالب است … اگر او نبود ، من هیچ بودم ! 🎫MB23935 ناشناس : @Euphoniousunknown_bot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
314
المشتركون
-224 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
آقایون خیلی ممنون از تروماهایی که برامون میسازید. میشه یه روز استراحت بدید :)؟

میخواستم بگم تنها آدم خوشحال از این وضعیت طبیعته دیدم اون بنده خدا هم به زور داره میخنده و‌ رهامو تحمل میکنه :).

نکنه همیشه همینقدر بی مزه بودن ما نمیفهمیدیم :)؟

رهام جان بخدا ما دیست نکردیم که اینجوری استوری میزاری برامون قهقهه میزنی. برای سوزوندن شخص مورد نظر و نشون دادن حال خوبت میتونی به واتساپ مراجعه کنی🫴🏻

خسرو شکیبایی یه دیالوگی داشت میگفت : تو واقعا خودتی؟ تو آدم دو سال پیشی؟ تو اون آدمی هستی که من میشناختمت ؛ آره؟ تو یعنی الان اصلا عوض نشدی؟ و بعد طرف مقابلش جواب میداد : نه عوض نشدم ، تو رو دیگه دوست ندارم :) داستان ما هم همینه بچه‌ها … دیگه ما رو دوست ندارن :)

Repost from N/a
عین پیرزنای خانه سالمندان شدیم دخترا کسی مارو یادش نیست، کسی کار به کارمون نداره انگار نه انگار مام دورانی داشتیم که کارای بزرگی کردیم انگار نه انگار که بخش بزرگی از یه اتفاق بزرگ بودیم. انگار نه انگار که وجود داشتیم... انگار بی مصرف ترین موجودات دنیاییم که فقط خودمون حرف خودمونو میفهمیم همه مارو ول کردن این گوشه و رفتن :))

به نظرم فعلا برید لوازم تحریراتونو بخرید این هفته مدرسه شروع میشه🫴🏻

طوری که استوریای رهامو نگاه میکنم :

رهام حتی چشماشم غمگین نیست که خودمونو گول بزنیم بگیم تظاهر میکنه چقدر بدبختیممم🤣💔

تازه این وسط اومد یه یاران را چه شد هم گفت : اعتماد به نفس ۱۰/۱۰😉❤️

نه ببین سوووسیسسس وایییی چقدرررر بامزهههه😂🤣🤣😂😂😂ببین پرهام منو نمیشناسه وایییی پارهههه🤣😂😂😂😂

بچه‌ها مدیری همون اول گفت اینا خیلی خوششون نمیاد از هم کاش باور میکردیم حرفشو😔🫴🏻

حالا برو تو آدما دنبالش بگرد …

رهام هادیان واقعا دلم برات میسوزه ولی ؛ تو از ما هم بدتر باخت دادی.

خب زودتر مستقیم میگفتید مشکل ماییم🤣🫴🏻

رهام یه جور رفتار میکنه انگار این همه سال امیر از طبیعت دورش کرده بود-🫴🏻

امیر وقتی بهش میگیم مگه ما دسته گلای امانتی نبودیم :

تصویر آخرین اجراشو یادم نمیره ؛ اشاره کردی به ما گفتی انگار خدا امانتی داده بهت یه دسته گل … ولی رسم امانتداری این نبود :) گلارو پر پر کردی عزیز من … اون موقع وقتی به خدا اشاره کردی ؛ فکر می‌کردم توام مثل ما واسه اینکه ادامه داشته باشیم ؛ باهاش حرف میزنی … ولی امروز و این لحظه ما دیگه ادامه نداریم شما ادامه دارید ولی روی آوار دل‌های شکسته ما …