ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

ᵈᵉˡⁱ

ᵈᵉˡⁱ

الذهاب إلى القناة على Telegram

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
318
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-17 أيام
-2430 أيام
أرشيف المشاركات
مقصر او نبود؛ او پسرکی پُر از شعر بود، اما دخترک کنارش سواد خواندن نداشت.

وَ بعد از این همه تاریکی، بالاخره شب می‌پذیرد که شکست خورده..

در تاریکی به سر می‌برم تا قرعه‌ی روشنایی، روزی به نامِ من بیفتد

به شانه‌ام زَدی که تنهاییم را تکانده باشی به چه دل خوش کردی؟! تکاندن برف از شانه‌یِ آدم‌برفی؟

من از قبل باخته بودم مچ انداختن، بهانه بود؛ برای گرفتن دست های تو ..!

گفت: خانه‌ها در غیاب ساکنانشان خواهند مرد، وَ سپس به قلبش اشاره کرد‌‌.

‏لبخندِ ماهی‌های مرده را در دستانِ مرد ماهیگیر دیده‌ای؟ هَمان

💥

ویرانه خاطره‌کسی ام که نمی‌دانم من را بخاطر دارد یا نه..

چِشمانت را از آسمان بردارو نگاهت را به من بِدوز، که من برای داشتنت آسمان را به زمین میدوزم.

نوشته بود عینک فروشی بهانه است، مغازه به مغازه دنبال چشمان تو میگردم.

اخرم به اون میرسه که ۶ صبح بیدار شد حتی اگه ۵ صبح خابید

..

🖤
🖤

چیزی من را نجات نداد.. من لاشه‌یِ روحم را خودم به رویِ شانه‌ام انداختم و دوام آوردم.

بعضی وقتام وانمود میکنن که تو آدم بدی هستی تا واسه بدی هایی که در حقت کردن احساس گناه نکنن

به تو می‌اندیشم؛ به تو که دوست‌داشتنت دشوار ُ فراموش کردنت ناممکن است. :)