𝘔𝘺 𝘸𝘰𝘳𝘥𝘴;
الذهاب إلى القناة على Telegram
Please stay away, your proximity will only cause trouble.🚷 Talk to me?💭 http://t.me/HidenChat_Bot?start=8534981044
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
203
المشتركون
-624 ساعات
-147 أيام
-1430 أيام
أرشيف المشاركات
202
کسی آدم حسابش نمیکرد بعد میگفت من بدخواه زیاد دارم
بابا کی تورو میشناسه ته تهش ننتو بشناسن.
202
افتادی از چشام مثل قطره اشک همه رفتن ا پیشت به جز من همه چیو بگا دادی تو تهش نمیخام ببینمت دیگه نه نمیخام دیگه شدی بام بد جوابات سردتر از هوای شهر تو دلم خیلی دارم بات حرف💤1:11
202
لازم نیست دیماه از راه برسه تا یاد جاویدنامها زنده بشه... بعضی اسمها از تقویم عبور میکنن و برای همیشه در حافظهی مردم میمونن. دخترها، پسرها، زنها و مردهایی که خیلیها باور دارند برای آزادی ایران، برای حق انتخاب، برای کرامت انسانی و برای ساختن فردایی بهتر جانشان را از دست دادند. هر کدومشون یه زندگی داشتن؛ پر از آرزو، خنده، امید و برنامه برای آینده. هیچکس قرار نبود فقط به یک عکس، یک اسم یا یک خاطره تبدیل بشه. پشت هر نام، قلبی میتپید، خانوادهای چشمانتظار بود و رویایی ناتمام جا موند. شاید روزها بگذرن، شاید فصلها عوض بشن و شاید تقویم دیماه رو پشت سر گذاشته باشه، اما یاد آدمهایی که جانشان را برای آرمانهایی که به آن باور داشتند از دست دادند، محدود به یک تاریخ نیست. یادشان در هر روزی که از آزادی، عدالت، زندگی و آیندهای بهتر حرف زده میشود، زنده است. امروز، نه به خاطر یک مناسبت، بلکه فقط برای اینکه فراموش نکنیم، سر تعظیم در برابر یاد همهی جاویدنامها فرود میآوریم؛ دخترهایی که رؤیای زندگی داشتند، پسرهایی که امید فردا بودند، و همهی کسانی که دیگر در کنار ما نیستند اما نامشان در حافظهی بسیاری از مردم ماندگار شده است. نامشان جاوید، یادشان گرامی و راه آرزوهایشان در قلب کسانی که دوستشان داشتند، زنده خواهد ماند. 🖤
202
نمیدونم چیشده
ولی نه حوصله آدمارو دارم
نه حوصله خودمو
نه حوصله خانوادم
دلم میخواد فقط تنهایی برم یه جایی که هیچکس ندونه و خبر نداشته باشه
یجوری که هیچکس ندونه کجام
حتی دیگه فراموشم کنن
در حدی که اسممو یادشون بره
البته آدما همشون شبیه همن
دو سه روز ناراحتن و بعدش نبودن ما براشون عادی میشه
ولی بازم میگم مهم نیست..
202
قول بده همین امشب الان که داری میری تو از این شهر دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم قول بده همین امشب الان که داری میری تو از این شهر دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم چشات سیاه بود مث روزگار من مث این چاقو مث آخرش که همه میریم تو تابوت رابطمونم مث عمرمون کوتاه بود مگه نمیبینی شکستم فقط تورو دارم بری میرم از دست حتی دوستامون بدشون میاد از من تو بیا نکن خستم قول بده همین امشب الان که داری میری تو از این شهر دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم قول بده همین امشب الان که خونم پاچیده رو این فرش دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم چشات سیاه بود مث آیندمون مث ایران بود مث آدمای عوضی تو خیابون مست دارم دنبال تو میگردم تو بارون من روانی ترینم نکشیدم تاحالا عذابی در این حد همه چیو دادی به باد برا چی عزیزم برا چی عزیزم قول بده همین امشب الان که داری میری تو از این شهر دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم قول بده همین امشب الان که خونم پاچیده رو این فرش دوباره باز همو ببینیم باز همو ببینیم😖🤍🎧
202
در عین حالی که دلم میخواد وقتی ناراحتم یکی حواسش بهم باشه، دلمم نمیخواد کسی دور و برم به پر و پام بپیچه. کلا خیلی آدم 'معلوم نیست چه مرگمه'ای هستم.
