نشر اسب
الذهاب إلى القناة على Telegram
نشر اسب سر در پی افقها ۱۱ تیرماه ١۴٠۵ 🌐 وبگاه: asbpub.ir حمایت از ما: asbpub.ir/support 🤝 همکاری با ما: asbpub.ir/collab 👥 گروه: t.me/asb_pub_group 💬 پیامگیر: t.me/asb_pub_contact ✉️ ایمیل: asbpub.official@gmail.com
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 365
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
جاري تحميل البيانات...
القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+3
في 0 قنوات
أغسطس '26
+1 294
في 12 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+69
في 17 قنوات
| التاريخ | نمو المشتركين | الإشارات | القنوات | |
| 01 سبتمبر | +3 |
منشورات القناة
گزیدهای از «داستان علمیتخیلی، سرگرمی و سیاست» نوشتهی کِن گِلدِر
•
ترجمهی نیما م. اشرفی | ویراستهی امیرمحمد شیرازیان
•
در مجلهی اسب بخوانید:
https://www.asbpub.ir/main/magazine/ken-gelder/science-fiction-entertainment-politics
#گزیدهها #کن_گلدر #نیما_م_اشرفی #امیرمحمد_شیرازیان
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما
| 2 | 💡 وقتی از داستان علمیتخیلی حرف میزنیم، دقیقاً از چه حرف میزنیم؟
آن هنگام که اچ. جی. ولز در سال ۱۸۹۸ رمان معروف جنگ جهانها را مینوشت هدفش سرگرم کردن مخاطب با مریخیهای چندشآور نبود. او بیرحمانه آیینهای در برابر امپراتوری بریتانیا گرفت تا مریخیهای متجاوز را با استعمارگرانی قیاس کند که بومیان تاسمانی را تنها در عرض پنجاه سال از صفحهی روزگار محو کردند.
برخلاف تصور رایج، در داستانهای علمیتخیلی صرفاً با رباتها و سفرهای فضایی سروکار نداریم؛ در لایههای زیرین این ژانر همواره سیاست، فلسفه و ایدئولوژیها با هم در جدال بودهاند.
نیما م. اشرفی با ترجمهی این مقالهی خواندنی ما را به جهان فکری کِن گِلدِر میبرد؛ متنی که سازوکارهای درونی این ژانر شگفتانگیز را کالبدشکافی میکند. گِلدِر در این اثر نشان میدهد علمیتخیلی چهگونه از یک سرگرمی ارزانقیمت به میدان جنگ ایدئولوژیها و تفکرات بدل شد.
در این مقاله چه چیزهایی کشف میکنیم؟
1⃣ تنش ابدی میان علم و تخیل: دعوای همیشگی فیزیکدانها و فانتزینویسها؛ داستان چهقدر باید به علم واقعی وفادار باشد؟
2⃣ میدان جنگ ایدئولوژیها: از آرمانشهرهای جمعگرا در مریخ تا ویرانشهرهای لیبرترین و جهانهای پرآشوب سایبرپانک.
3⃣ بقا در دل تضادها: بررسی اینکه چهگونه رمانهای سفارشی و تجاری بازار را بلعیدهاند و جا را برای ادبیات جدی و خردورزانه تنگ کردهاند.
این تقابل آخر، دقیقاً همان دغدغهای است که در نشر اسب داریم. دو ماه پیش که این نشر متولد شد، میدانستیم قدم گذاشتن در مسیر ادبیات مستقل یعنی انتخاب راهی دشوارتر،چراکه نشر اسب هیچ حامی مالی یا سرمایهگذاری ندارد؛ دارایی ما وقت و دلبستگی چند نفر است و البته خوانندگانی که برای ادبیات مستقل ارزش قائلاند.
بقا و چابکی این اسب تازهنفس به انتخاب شما خوانندگان بستگی دارد. وقتی این اثر را تهیه میکنید، هم متنی دقیق و سنجیده میخوانید و هم از حیات این خانهی نوپا حمایت میکنید.
با خرید و خواندن داستان علمیتخیلی، سرگرمی و سیاست همسفر ما در این راه باشید. 🫀
نکته: اگر خارج از ایران هستید برای پرداخت یا حمایت مالی به حسابداری نشر اسب پیام بدهید.
#حمایت
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 621 |
| 3 | 📖 داستان علمیتخیلی، سرگرمی و سیاست
✍️ کِن گِلدِر
📚 ترجمهی نیما م. اشرفی
🔴 ویراستهی امیرمحمد شیرازیان
مقدمهی مترجم
کِن گِلدِر در این بخش از کتاب داستان عامهپسند به بررسی ساختار، تاریخچه و سازوکارهای درونی ژانر علمیتخیلی میپردازد. او میگوید داستان علمیتخیلی فراتر از دیدگاهی صرفاً علمی یا گمانهزنی دربارهی آینده است و ماهیتاً ژانری اجتماعی و سیاسی است که همواره میان قطبهای متضادی چون علم ناب و داستان ماجراجویانه (علمیتخیلی سخت در برابر نرم)، ادبیات فاخر و سرگرمیهای تجاری (آثار اصیل در برابر محصولات جانبی) و همچنین ایدئولوژیهای گوناگون (آرمانشهرها و ویرانشهرها، گرایشهای لیبرترین، لیبرال و جمعگرا) در نوسان است. گِلدِر با مرور سیر تطور این ژانر از رمانسهای علمی قرن نوزدهم تا اپراهای فضایی، سایبرپانک و داستانهای مریخی معاصر نشان میدهد که داستان علمیتخیلی با خلق جهانهایی در عظیمترین مقیاسهای ممکن، بستری برای بحثهای جدلی، نقد اجتماعی و مواجهه با نظامهای متفاوت فرهنگی و سیاسی فراهم میآورد.
داستان علمیتخیلی، سرگرمی و سیاست
برای شکلگیری هر ژانر باید چیزی کاملاً بنیادی در هستهی آن نهادینه شود: «نگرش»، بینش یا پارادایم. سپس تجربیات شخصیتهایش در چارچوب همین پارادایم روایت میشود و این کار اغلب به قیمت کنار گذاشتن تقریباً هرچیز دیگری تمام میشود. برای مثال، داستان عاشقانه مجموعهای از نگرشها را پیرامون عشق دگرجنسگرایانه شکل میدهد و سپس زندگی قهرمانهایش را از طریق آنها ترسیم میکند. داستان جنایی بینشها و مسیر زندگی شخصیتهای خود را بر محور مسائل و ایدئولوژیهای مربوط به جرم، قانون و عدالت بنا میکند. داستان وسترن خود را از طریق دلاوریهای مناطق مرزی و ایدئولوژیهای پیشگامان دربارهی ایالات متحده بیان میکند (که البته میتواند شامل مسائل مربوط به جرم، قانون و عدالت نیز باشد). داستان علمیتخیلی نیز البته باید دستکم ارتباطی با یک دیدگاه علمی، یا آنچه من بهطور کلی دیدگاه علمیاجتماعی به جهان (یا کائنات) مینامم، داشته باشد.
👁 ادامهی این مطلب را در وبگاه اسب بخوانید.
#مجلهی_اسب #کن_گلدر #نیما_م_اشرفی #امیرمحمد_شیرازیان #علمی_تخیلی #کتاب #نقد_ادبی #تاریخ_ادبیات
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 239 |
| 4 | 🐎
نشر اسب
خانهی کتابهایی است
که نباید گم شوند.
با ما همراه شوید
و با دستبهدست کردن داستانهای خوب
لذت کشفشان را دوچندان کنید.
به نشر اسب بپیوندید:
✈️ کانال: t.me/asb_pub
👥 گروه: t.me/asb_pub_group
💬 پیامگیر: t.me/asb_pub_contact
🌐 وبگاه: asbpub.ir
🙂 همکاری: asbpub.ir/collab
❤️ حمایت: asbpub.ir/support
👤 ایمیل: asbpub.official@gmail.com | 934 |
| 5 | گزیدهای از «سرگذشت ماشینتحریر من» نوشتهی پال آستر
•
ترجمهی امیرمحمد شیرازیان | ویراستهی دلبر یزدانپناه
•
در کتابخوان اسب رایگان بخوانید:
https://www.asbpub.ir/main/non-fiction/essay/single/paul-auster/the-story-of-my-typewriter
#گزیدهها #پال_آستر #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 043 |
| 6 | 🔔 لذت خواندن؛ اما به سلیقهی شما!
تابهحال وسط خواندن یک کتاب الکترونیکی دلتان خواسته زیر جملهای خط بکشید یا فونتش را کمی بزرگتر کنید؟
کتابخوان اختصاصی اسب با همین هدف بهروزرسانی شدهاست و میتوانید در کتابها:
1⃣ یادداشت بنویسید؛
2⃣ مهمترین جملات را رنگی کنید؛
3⃣ متن را تا جایی که خواندهاید نشان کنید؛
4⃣ تکههای دلخواهتان از متن را انتخاب کنید و به اشتراک بگذارید؛
5⃣ و رنگ پسزمینه، نوع فونت، و اندازهی متن را طبق سلیقهتان تغییر دهید.
همچنین کتابهای رایگان و پولی را به قفسهی شخصیتان اضافه کنید و همیشه همراه داشته باشید.
برای دسترسی به همهی این امکانات همینحالا با لینک زیر وارد وبگاهمان شوید و ثبتنام کنید:
⛓ asbpub.ir
#بهروزرسانی
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 280 |
| 7 | خبری در راه است… 🐎 | 1 201 |
| 8 | 🌟 اولین داستان تألیفی نشر اسب منتشر شد
📖 جریان بی جریان
✍️ سبحان ثنائی
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
از آسیاب بادی سراغ نسیم را گرفتم. پاسخی نیامد؛ انگار رنگ باد از بوم طبیعت محو شده بود. آسیاب بادی وسط لالهزار سایهی مُردهی خود را میگستراند. در میانهی راه گذرم به قاصدکی افتاد. قاصدک میان انبوهی از گُلهای بابونه تنها بود. از او سؤالی پرسیدم؛ میگفت سخت در انتظار حزب باد است که در او انقلابی به پا کند و هر تکهی چتریشکلش با عصیانگری بهسوی بهار آزادی بتازد.
👁 ادامهی این داستان را در وبگاه اسب بخوانید.
#داستان_کوتاه #سبحان_ثنائی #دلبر_یزدانپناه #داستان_فارسی #داستان_تألیفی #رئالیسم_جادویی
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 2 178 |
| 9 | 📖 درناها
✍️ پیتر ماینکی
📚 ترجمهی سحر ملکپور
🔴 ویراستهی امیرمحمد شیرازیان
زن گفت: «اِ! اونها دیگه چیان، اون سفیدبزرگها؟» در امتداد ساحل باتلاقی، دو پرندهی بلندبالا و باشکوه، بلندبالاتر از حواصیلهای سرجنبان و سلیمهای بههرسودوان، بیحرکت به خلیج خیره شده بودند.
مرد گفت: «راستش باورم نمیشه. سالهاست میآم اینجا و تا حالا یه دونهشون رو هم ندیده بودم…»
زن کوتاه نیامد. «خب حالا چی هستن؟ مجبورم نکن حدس بزنم یا از اینجور کارها، چون حس میکنم خیلی خنگم.»
👁 ادامهی این داستان را در وبگاه اسب بخوانید.
#داستان_برقآسا #پیتر_ماینکی #سحر_ملکپور #امیرمحمد_شیرازیان #ادبیات_آمریکا
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 761 |
| 10 | 📖 کوکم کن تا کلمهها جاری شوند: مصاحبهی گِرِگ ریکمن با فیلیپ کی. دیک
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
مقدمهی مترجم
متن پیش رو برشی است از کتاب فیلیپ کی. دیک: از زبان خودش؛ حاصل ساعتها گفتوگوی صمیمانه، عمیق و گاه جنونآمیز گِرِگ ریکمن و فیلیپ کی. دیک در سالهای پایانی عمر فیلیپ (اوایل دههی ۸۰ میلادی). ریکمن در این گفتوگوها تریبون را تماموکمال به خودِ دیک سپردهاست تا بیواسطه و با همان لحن منحصربهفردش از جهانبینی، ترسها، شیوهی نوشتن و فلسفهی خاصش بگوید. قطعهای که برای ترجمه انتخاب کردهام (از فصل ششم کتاب)، گفتوگویی است دربارهی سالهای آغازین ورود دیک به دنیای نویسندگی، عادات عجیبوغریبش در حین کار، و بازیگوشیهای ذهنیاش با مفاهیم ادبی و فلسفی. ناگفته نماند که نوشتههای داخل کمانک (…) را خودِ گِرِگ ریکمن اضافه کرده. از این گذشته پانویسهای توضیحی به قلم اینجانب است.
کوکم کن تا کلمهها جاری شوند
گِرِگ: چی شد که رفتی سراغ نوشتن؟
دیک: مادرم نویسنده بود، یا دلش میخواست نویسندهای بشه که کارهاش چاپ میشن. رمان و داستان کوتاه مینوشت. یه بار یه داستان کوتاه فروخت به یکی از این مجلههای دمدستی به اسم فمیلی سرکل. چهل دلار بابتش گرفت. کل چیزی که فروخت همین بود و بس. ولی این فکر افتاد تو سرم که نوشتن کار خیلی مهمیه.
👁 ادامهی این مطلب را در وبگاه اسب بخوانید.
#مجلهی_اسب #گرگ_ریکمن #فیلیپ_کی_دیک #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه #نویسنده #نویسندگی #علمیتخیلی
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 780 |
| 11 | 📖 سرگذشت ماشینتحریر من
✍️ پال آستر
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
مقدمهی مترجم
نخستین بار که سرگذشت ماشینتحریر من را خواندم، حکم تلنگری را برایم داشت که وادارم کرد درنگ کنم و در این دنیای دیجیتالی سرسامآور به تماشای آهستگی بنشینم. پال آستر یادم آورد که چهطور گاهی یک ابزار بیجان حکم رفیقی همیشگی را پیدا میکند. یادم آورد من هم وقتی رایانهام خراب شد اشک ریختم، چون احساس میکردم دوستی را از دست دادهام و باید بیشتر هوایش را میداشتم. سرگذشت ماشینتحریر من روایتی است از بیستوشش سال رفاقت و وفاداری؛ حکایت شیئی که در گذر سالها جان میگیرد و در برابر فراموشی مقاومت میکند، پابهپای نویسنده میماند و بار سنگین خاطرات او را به دوش میکشد.
سرگذشت ماشینتحریر من (به همراهی سَم مِسِر)
پس از سه سال و نیم به خانهام در آمریکا برگشتم. ژوئیهی ۱۹۷۴ بود. همان عصر روز اول وقتی در نیویورک چمدانهایم را باز میکردم، دیدم هرمس، ماشینتحریر کوچکم، نابود شدهاست. قابش شکسته و کلیدهایش آنقدر لهولورده و کجومعوج شده بود که دیگر هیچ امیدی نداشتم برای تعمیرش.
👁 ادامهی این جستار را در وبگاه اسب بخوانید.
#ناداستان #جستار #پال_آستر #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه #ماشینتحریر #نویسندگی #نویسنده #خاطرات
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 2 154 |
| 12 | 📖 تحفهی زمینیان
✍️ فردریک براون
📚 ترجمهی رامان نقشبندی
🔴 ویراستهی امیرمحمد شیرازیان
دار رای تنها در اتاقش نشسته بود و مراقبه میکرد. از پشت در موجی ذهنی دریافت کرد که حکم در زدن داشت. با نگاهی به در اراده کرد باز شود.
باز شد. «داخل شو، دوست من.» میتوانست این پیام را با دورآگاهی به ذهنش برساند، اما وقتی فقط دو نفر حضور داشتند، سخن گفتن محترمانهتر بود.
ایجان کی وارد شد. گفت: «امشب تا دیروقت بیدار ماندهاید، سرورم.»
👁 ادامهی این داستان را در وبگاه اسب بخوانید.
#داستان_برقآسا #فردریک_براون #رامان_نقشبندی #امیرمحمد_شیرازیان #علمیتخیلی #مریخ
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 532 |
| 13 | 💬 توشهی راه: دیدار با فیلیپ کی. دیک
✍️ فیلیپ کی. دیک
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
روزی از روزهای نوجوانیام به مجلهای برخوردم با عنوان «داستانهای علمی هیجانانگیز». درست از زیر کتابهای کمیک بیرونش کشیدم. دستآخر هرطور که بود خریدمش و بی دستدست در راه خانه سرگرم خواندنش شدم. هرچه از مضامین خلاقانه و بدیعش بگویم کم گفتهام. در داستانهایش انسانها پهنهی کیهان را درمینوردیدند، به دل ذرات زیراتمی نقب میزدند، در زمان سفر میکردند؛ هیچ حدومرزی در کار نبود. انگار از حصار جامعه و محیط آشنای خودم بیرون زده و پا به جهانی دیگر گذاشته بودم. علمیتخیلی فاوستوار بال پرواز به آدم میداد و حتی به ورای مرزها میبردش.
دوازدهساله بودم آن وقتها، اما در علمیتخیلی همان چیزی را دیدم که اکنون میبینم: عرصهای که تخیل انسان در آن میتواند آزادانه ببالد، البته با رعایت منطق و تکامل پایدار و ساختارمند. طی سالهای متمادیْ داستانهای علمیتخیلی متحول و پختهتر شدهاند و پرداختن به دغدغههای اجتماعی و مسئولیتپذیری در آنها روزبهروز پُررنگتر میگردد.
علاقهام به نوشتن علمیتخیلی از آنجا آغاز شد که دیدم این ژانر از مرحلهی تفنگهای لیزری گذشته و به غور در جوامع گوناگون انسانی و پیچیدگیهاشان رو آوردهاست.
از نوشتن چنین چیزهایی کیفور میشوم، چون اساساً پلی ارتباطی است میان من و کسانی که مثل من کنجکاوند بدانند جریانهای امروزی ما را به کدام سمتوسو میبرند. همسرم و گربهام مگنیفیکَت کمی نگراناند که من فکروذکرم شده علمیتخیلی. مانند بیشتر علمیتخیلیبازها من هم یک خروار پوشه و مجله دارم، از اینها گذشته جعبههایی پُر از یادداشت و اطلاعات و بخشهایی از داستانهای نیمهتمام. میزی بزرگ هم دارم که رویَش جا نیست دیگر، آخر روی مطالب مرتبط در این زمینه کار میکنم. همسایههایم میگویند انگار «سرت همیشه در کتاب است و مشغول نوشتنی.» اما من شک ندارم که این شیفتگی بالاخره به ثمر مینشیند. شاید روزی برسد که کتابخانههای عمومی مجلات علمیتخیلی را در قفسههاشان بگذارند، و چهبسا حتی به کتابخانههای مدارس هم راه پیدا کنند.
داستانهای کوتاه فیلیپ کی. دیک در نشر اسب:
1️⃣ روگ
ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
2️⃣ واب آرمیده آنسو
ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
3️⃣ جمجمه
ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
#توشهی_راه #دیدار #داستان_کوتاه #فیلیپ_کی_دیک #امیرمحمد_شیرازیان
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 394 |
| 14 | 📖 تعریف من از علمیتخیلی
✍️ فیلیپ کی. دیک
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
برای تعریف ژانر علمیتخیلی ابتدا با این آغاز میکنم که چه چیزی علمیتخیلی نیست. نمیتوان گفت علمیتخیلی صرفاً یعنی «داستان (یا رمان یا نمایشنامهای) که در آینده اتفاق میافتد»، چون برای مثال ماجراجویی فضایی هم داریم که در آینده رخ میدهد، اما علمیتخیلی نیست. ماهیتش همین است و بس: ماجراجویی، نبرد و جنگهایی در آینده و در فضا همراه با فناوریهای بسیار پیشرفته. پس چرا نباید آن را علمیتخیلی به حساب آورد؟
👁 ادامهی این مطلب را در وبگاه اسب بخوانید.
#مجلهی_اسب #فیلیپ_کی_دیک #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه #علمیتخیلی #فانتزی #ادبیات
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 379 |
| 15 | 💡 نظر شما ادامهی این سفر را روشنتر میکند.
پس از شرکت در نظرسنجی، خوشحال میشویم به گروه نشر اسب هم سر بزنید و برایمان بنویسید چرا آن بخش را انتخاب کردهاید، چه چیزی برایتان جذاب بوده و دوست دارید در آینده چه تغییراتی ببینید. گفتوگپ با شما برای ما از هر چیزی ارزشمندتر است. ❤️
#همراهان_نشر #نظرسنجی #داستان_برقآسا #داستان_کوتاه #مجلهی_اسب #توشهی_راه
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 496 |
| 16 | 🌟 هزار همراه؛ هزار دلیل برای ادامه دادن
در این دو ماه کنار هم داستان کوتاه خواندیم، برقآساها را مرور کردیم، مجله را ورق زدیم و با توشهی راه به هزارتوی ذهن فیلیپ کی. دیک، فردریک براون، کورت وانهگات و ماگارت اَتوود سرک کشیدیم. از همراهی و اعتمادتان صمیمانه سپاسگزاریم. ❤️ | 1 422 |
| 17 | 📖 خانهی کناری
✍️ کورت وانهگات
📚 ترجمهی دلبر یزدانپناه
🔴 ویراستهی امیرمحمد شیرازیان
خانهی قدیمی را دیواری نازک به دو واحد تقسیم کرده بود و صداهای اینطرف و آنطرف را بیکموکاست رد میکرد. در بخش شمالیاش خانوادهی لئونارد مینشستند، بخش جنوبیاش هم خانوادهی هارگر.
خانوادهی لئونارد ــ زن، شوهر و پسر هشتسالهشان ــ تازه به آنجا اسبابکشی کرده بودند. چون از وضع دیوار خبر داشتند، موقع بگومگوی دوستانهشان صدایشان را پایین میآوردند؛ بحث سرِ اینکه آیا پسرشان، پال، به سنوسالی رسیده که امشب در خانه تنهایش بگذارند یا نه.
👁 ادامهی این داستان را در وبگاه اسب بخوانید.
#داستان_کوتاه #کورت_وانهگات #دلبر_یزدانپناه #امیرمحمد_شیرازیان #طنز_سیاه
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 939 |
| 18 | ✨ دیوارهای آپارتمانها گاهی آنقدر نازکاند که ناخواسته شریک خندهها، گریهها یا رازهای مگوی خانهی کناری میشویم.
خیلیهامان این تجربهی کلافهکننده یا حتی خندهدار را داشتهایم…
اما بیایید ماجرا را کمی پیچیدهتر کنیم:
تصور کنید هشت سالتان است و برای اولین بار در خانه تنها ماندهاید. ناگهان از خانهی کناری صدای دعوای جنونآمیز زن و مرد همسایه بلند میشود؛ دعوایی که هرلحظه ممکن است به فاجعه ختم شود.
اگر در این موقعیت قرار بگیرید چهکار میکنید؟ 🧐
امشب، ساعت ۲۱، با داستانی تازه برمیگردیم. ⏲
#نوبت_شما #تازهها
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 415 |
| 19 | 💬 توشهی راه: مصاحبهی مری موریس با مارگارت اَتوود
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
👤 موریس: آیا در خلق آثارت از کتاب مقدس هم الهام میگیری؟ میدانم که پیشتر دربارهی «موهبت» صحبت کردهای، آنهم با تعابیری کمابیش مذهبی.
👤 اَتوود: خیلی با این قیاس راحت نیستم، دقیقاً بهخاطر همین وجه مذهبیاش. اما «موهبت» واقعیت دارد. همراهش حس رسالت و تعهد هم میآید. انگار ندایی تو را به این مسیر میکشاند.
👤 موریس: در پایان رمان بانوی پیشگو جون میگوید: «دیگر نمیخواهم گوتیک تاریخی بنویسم. شاید علمیتخیلی بنویسم. شاید دربارهی آینده بنویسم.» بهنوعی تو خودت این کار را در سرگذشت ندیمه کردهای. در آثارت نوعی سیر تکاملی به چشم میخورد که تمرکزش بیشتر معطوف به جهان پیرامون است.
👤 اَتوود: به نظرم وسعت نگاهم بیشتر شده، ولی خب این روندی است که هر نویسندهای طی میکند. آدم اول از همه باید فوتوفن کارش را یاد بگیرد؛ چیزی که ممکن است سالها زمان ببرد. برای این کار مجبوری سراغ موضوعات جمعوجوری بروی که از پسشان بربیایی. یاد میگیری چهطور همانها را خوب از آب دربیاوری. البته اگر از منظری کلیتر نگاه کنیم، شروع هر رمان همان است که همیشه بوده: گشودن دری به فضایی کاملاً ناشناخته. یعنی هربار درست به همان اندازه ترسناک است. بااینحال، وقتی چند باری این راه را رفته باشی، تعدادی نشانه و سرنخ جزئی پس ذهنت شکل میگیرد. اتفاقاً یکی از سازندهترین تجربهها این است که رمانی بنویسی که شکست بخورد، جواب ندهد یا نتوانی تمامش کنی؛ چون درسهایی که از این شکستها میگیری خیلی وقتها بهاندازهی موفقیتهایت ارزش دارند. وقتی میدانی یک بار از پسش برآمدهای، تصور رخ دادن دوبارهاش دیگر آنقدرها هم ترسناک نیست.
👤 موریس: میتوانی با لذت کارهای قدیمیات را مرور کنی؟ اگر فرصتش را داشتی چیزی را در آنها تغییر میدادی؟
👤 اَتوود: نه خیلی، مرورشان نمیکنم چندان. همانطور که هیچوقت عکس خودم را روتوش نمیکنم، دست در آنها هم نمیبرم. وقتهایی هم که سری بهشان میزنم، گاهی در نگاه اول نمیشناسمشان، یا مثل رفتاری که آدم با کارهای جوانی تازهکار دارد، با آنها هم با تسامح برخورد میکنم. گاهی هم از خودم میپرسم: «آخر آن موقع در سرم چه میگذشته؟» بعدش یادم میآید. لابد هشتادساله که بشوم، پای سفرهی نوشتههای قدیمیام مینشینم و حسابی دلی از عزا درمیآورم، اما فعلاً آنقدر لقمهی نجویده دارم که نمیتوانم سروقت قبلیها بروم. چهقدر هم استعارهی شکمی ردیف کردم!
#توشهی_راه #مصاحبه #مارگارت_اتوود #مری_موریس #امیرمحمد_شیرازیان #نویسندگی
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 2 345 |
| 20 | 📖 هفت توصیه از ارنست همینگوی در باب داستاننویسی
📚 ترجمهی امیرمحمد شیرازیان
🔴 ویراستهی دلبر یزدانپناه
مقدمهی مترجم
مهمترین درسهای ارنست همینگوی دربارهی نوشتن را، گذشته از رمانها، داستانهای کوتاه و آن سبک موجز، باید میان جملههای پراکندهای جستوجو کرد که طی سالها در نامهها، مقالهها و کتابهایش به یادگار گذاشتهاست. لری دبلیو. فلیپس در سال ۱۹۸۴ گزیدهای از آنها را در کتاب دربارهی نوشتن منتشر کرد. در مطلب این هفتهی مجلهی اسب، هفت توصیهی مهم همینگوی دربارهی نوشتن را از همین کتاب برگزیدهایم؛ نکتههایی که برای نویسندگان و علاقهمندان به ادبیات بسیار خواندنیاند.
👁 ادامهی این مطلب را در وبگاه اسب بخوانید.
#مجلهی_اسب #ارنست_همینگوی #امیرمحمد_شیرازیان #دلبر_یزدانپناه #کتاب #نویسندگی
🐎 نشر اسب • سر در پی افقها
〰️
🌐 وبگاه | 👥 گروه | 💬 پیامگیر ❤️ حمایت از ما | 1 621 |
