almost us
الذهاب إلى القناة على Telegram
278
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+217 أيام
+5530 أيام
أرشيف المشاركات
278
https://t.me/ttpiptt/12475
این یعنی زهی خیال باطل یعنی خوشبختی نشونتون بدم که حرفشو نزنین
-برفک
278
این پارت یطوری ب دلم نشست ک..نفسم بند اومده:))
حس میکنم چون بیشتر داستانو از طرف پور میدیدیم و تو ذهن اون بودیم،این دفعه بیشترش از سمت تیتی بود و...وای:)))
خسته نباشی:)))
278
اره کلا که بعد اون بحثشون نسبت بهش سردتر شد ولی فکر میکنم کلا این یه ذره شخصیت تیتی رو هم نشون میده که معمولا راجب کسی اونقدر جدی نیست و بعد یه مدت فاصله میگیره..
278
https://t.me/ttpiptt/12460
میدونم یعنی خب بالاخره اولش داشت لاس میزد باهاش دیگه... گفت تایپشه و سعی میکرد مخش رو بزنه. البته که خانمی مخش زده شده بود و اون زودتر از تیتی داشت سعی میکرد مخ تیتی رو بزنه شایدم پور رو لگد کنه به هر حال هر غلطی که داره میکنه داره میکنه...
خودمم نفهمیدم چی گفتم ولی آره...
از اون اتفاقی که لونا وانمود کرد پور هلش داده کاملا واضحه انتخاب تیتی بدون هیچ شک و تردید و فکری توی هر موقعیتی پوره و به پور خرده نمیگیره اما قطعا بعد اون کاملا هم با لونا قطع ارتباط نکرده؟ نه اینکه حالا اگر بخواد میتونه... طرف منیجرشونه :/ گیری افتادیما...
به هر حال که کاش تیتی هنوز اطرافش باشه و خانمی ببینه تیتی کنارشه ولی حواسش به اون نیست لذت ببرم. تا تیتی بیاد بفهمه خودش چشه اونم یکم حرص بخوره این وسط.
معلوم نیست چی از جون تیتی میخواد و پور کدوم قسمت از ارث پدرش رو بالا کشیده... وای کاش بدونم لونا چشه خیلی راجع به دلایلش کنجکاوم.
اصلا دراما و بدبختی و اتفاقات تلخ و...✨✨✨
گاو لیسم بزنه کاش چی میگم... کاش همیشه خوشبخت و خوشحال باشن. تیتی قراره بهش وحی بشه عاشقه و بره پور رو ماچ کنه با تکرار تاریخ از دلش در بیاره و این دفعه بابتش معذرت نخواد....
