دیکتاتوری مهدیه ؛
قناة بسيطة
. هر آنچه گفته نشد .
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 829
المشتركون
-124 ساعات
-257 أيام
-12730 أيام
أرشيف المشاركات
1 829
چندروز پیش، با ذوق جعبهرو باز کرد گفت اینارو ببین:). نمیدونم خودش فهمید یا نه ولی مستأصل شدم که چه ریاکشن و جوابی بدم؟ من بودم و بغض و لبخند ملیح.. شاید بپرسید چرا لبخند؟ مهدیه پوتینهارو جوری بغل کرده بود انگار نوزاد بغل گرفته.. مراقب، با ناز و پرذوق.. من موندم و سکوت و نگاه.
نمیدونم اینارو کی رسوند به مهدیه ولی خدا خیر بده بهش.
1 829
پوتین هاش رو بغل کرده بودم ..
لباسام خاکی شدن
چندین بار جای خاکی رو بوسیدم
این خاک ها زیر قدم های مردی بود که برای یه لقمه نون حلال توی سرما منطقه هارو طی میکرده ..
این پوتینِ خاکی برای سفرهی حلال زندگیمون بود
1 829
اقا دمتون گرم
داشتم سوار اسنپ میشدم هیچکس نبود اطلاعات سفر بفرستم داشتم سکته میکردم
فرستادم الان برا دینا دیگه 🫠
ولی مرسی از مهربونیتون 🤍
