ar
Feedback
نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!

نعنایِ ژنرال؛ سین بزن!!

الذهاب إلى القناة على Telegram

شاید سرنوشتِ ما، در تقدیرِ این دنیا نوشته نشده بود، معبودِ من. @Easeyourselfandtrustmebot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
354
المشتركون
+2024 ساعات
+367 أيام
+28030 أيام
أرشيف المشاركات
sticker.webp0.01 KB

Repost from N/a
این پیام رو فور کنید+ ایدی بدید🤩
رندوم با استفاده از چرخونه برای یک نفر پرمیوم یک ماهه هدیه بدم🌱
لیمیت:700جوین باشید

sticker.webp0.00 KB

و مــن‌ زمانـے سقوطـ کردمـ ڪـہ عاشقِ تو شدمـ...
و مــن‌ زمانـے سقوطـ کردمـ ڪـہ عاشقِ تو شدمـ...

ساعت‌ها می‌گذرند و از عمرِ همه‌ی ما اندک‌اندک کاسته می‌شود؛ هر لحظه، بی‌آنکه بخواهیم، یک قدم دیگر به پایان نزدیک‌تر می‌شویم.
آدم‌ها گاهی خاطراتشان را از یاد می‌برند، اما من هنوز با خاطراتِ تو زندگی می‌کنم؛ با یادِ تو نفس می‌کشم، حتی اگر در آن خاطرات، هیچ روزنه‌ای از نور پیدا نباشد و همه‌چیز از ابتدا در تاریکیِ بی‌پایانی غرق شده باشد. عزیزکرده‌ی من، چه بسیار آرزو کرده‌ام که کاش بار دیگر، مانند گذشته، با همان چشمانِ عمیق و اقیانوسی‌ات نگاهم کنی؛ همان چشمانی که درخششِ خیره‌کننده‌شان مرا در خود غرق کرد، و با عشقی خالص، تمامِ مرا در آغوشِ نگاه خویش گرفت. چه شد که ما به این نقطه رسیدیم؟ چگونه کارمان به جایی کشید که اکنون شبیه دو غریبه‌ایم؛ دو رهگذرِ خاموش که فقط از کنارِ هم عبور می‌کنند، بی‌آنکه دیگر میانشان پیوندی عمیق، یا عاطفه‌ای زنده باقی مانده باشد؟

sticker.webp0.08 KB

تو گفته بودی:
"هیچوقت من رو به تنهایی وا نمیذاری؛ گفته بودی بودنت، زندگیم رو به آتش نمیکشه چون هرگز من رو ترک نمیکنی."
اما اکنون نگاه کن… نه از تو نشونی مونده و نه از اون وعده‌های روشن؛ و زندگیِ من، آروم‌آروم در شعله‌های فقدانت سوخت و به خاکستری خاموش بدل شد، به طوریکه انگار از آغاز، هیچ رنگی، هیچ شوری و هیچ معنایی در اون خانه نداشته. هنوز هم گه‌گاهی نامم از دلِ خاطرت عبور می‌کنه؟ هنوز هم لحظه‌ای به من فکر میکنی؟ آیا دلت، مثل گذشته، هوای منو می‌کنه؟ یا تنها این منم که در آتشِ نداشتنت می‌سوزم و خاموش می‌مونم؛ چرا که به این دردِ سوزناک نیز، با همه‌ی بی‌رحمی‌اش، رضا دادم؟

_من بی تو شبیه به کبریتیم که هرچقدر بیشتر نفس بکشه زودتر میمیره. + من‌هیچوقت تنهات نمیذارم که بی من بودن، زندگیت رو شعله بکشه
_من بی تو شبیه به کبریتیم که هرچقدر بیشتر نفس بکشه زودتر میمیره. + من‌هیچوقت تنهات نمیذارم که بی من بودن، زندگیت رو شعله بکشه...! -unconscious🚬🕯

کتاب‌ها قلمروِ عشق‌های بی‌نقص‌اند؛ جایی که ما در پیِ جاودانگیِ خود می‌دویم، تا شاید ناممان در میانِ ستایشگران، زمزمه شود.
"همواره در دل آرزو داشتم قلبم را به پناهگاهی بسپارم که از آن، همچون یک میراثِ مقدس، محافظت کند و در میانِ آغوشِ خویش پناه دهد. اما ای عزیزِ بی‌رحمِ من، تقدیرِ ما هرگز با خطوطِ کتاب‌ها هم‌سو نبود و به آن مدعایِ رویاها نمیرسیم؛ و من اکنون، در میانه‌یِ این ویرانی، سرنوشتِ تلخِ خویش را به آغوش کشیده‌و آن را پذیرا شده‌ام."

‌ ‌ ‌ ᴏᴜʀ ꜱᴛᴏʀʏ ᴡᴀꜱ ɴᴇᴠᴇʀ ᴀ ꜰᴀɪʀʏᴛᴀʟᴇ; ᴍᴀʏʙᴇ ɪɴ ᴀɴᴏᴛʜᴇʀ ʟɪꜰᴇ...
+4
‌ ‌ ‌ ᴏᴜʀ ꜱᴛᴏʀʏ ᴡᴀꜱ ɴᴇᴠᴇʀ ᴀ ꜰᴀɪʀʏᴛᴀʟᴇ; ᴍᴀʏʙᴇ ɪɴ ᴀɴᴏᴛʜᴇʀ ʟɪꜰᴇ...

sticker.webp0.03 KB

در آن هنگامه که روحِ تو در شادیِ مکانی دیگر به رقص درآمده بود، سایه‌یِ سنگینِ خاطرات، وجودِ مرا ذره‌ذره فرو می‌ریخت. از حسرتِ آن خوشی‌هایِ گذرا، دیگر جانی در تنم نمانده بود. و آنگاه که اندیشه‌یِ “بازیچه‌یِ احساسات شدن” بر من سایه افکند و خیالت از آن آسوده گشت، اشک‌هایم چون سیلاب، راهِ چشمانم را یافتند؛ چرا که قلبِ من در دستانِ تو ای معبودم ، که اکنون تنها ویرانگرِ من هستی، در آستانه‌یِ فروپاشی قرار گرفته است.

‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 𝑫𝑶 𝒀𝑶𝑼 𝑺𝑻𝑰𝑳𝑳 𝑹𝑬𝑴𝑬𝑴𝑩𝑬𝑹 𝑶𝑼𝑹 𝑴𝑬𝑴𝑶𝑹𝑰𝑬𝑺 ?
+4
‌‌‌‌‌‌‌ ‌ 𝑫𝑶 𝒀𝑶𝑼 𝑺𝑻𝑰𝑳𝑳 𝑹𝑬𝑴𝑬𝑴𝑩𝑬𝑹 𝑶𝑼𝑹 𝑴𝑬𝑴𝑶𝑹𝑰𝑬𝑺 ?

sticker.webp0.07 KB

ᴏɴʟʏ ʏᴏᴜʀ ᴠᴏɪᴄᴇ ʜᴀᴅ ᴛʜᴇ ᴘᴏᴡᴇʀ ᴛᴏ Qᴜɪᴇᴛ ᴍʏ ʀᴀᴄɪɴɢ ᴛʜᴏᴜɢʜᴛꜱ

"ᵂⁱᵗʰⁱⁿ ᵗʰᵉ ˢᵖʳⁱⁿᵍᵗⁱᵐᵉ ᵒᶠ ᵐʸ ᵗʰᵒᵘᵍʰᵗˢ, ᵀʰᵉ ᵐᵒᵒⁿ ʳᵉᵐⁱⁿᵈˢ ᵐᵉ ʸᵒᵘʳ ᶠᵃᶜᵉ"
"ᵂⁱᵗʰⁱⁿ ᵗʰᵉ ˢᵖʳⁱⁿᵍᵗⁱᵐᵉ ᵒᶠ ᵐʸ ᵗʰᵒᵘᵍʰᵗˢ, ᵀʰᵉ ᵐᵒᵒⁿ ʳᵉᵐⁱⁿᵈˢ ᵐᵉ ʸᵒᵘʳ ᶠᵃᶜᵉ"

ᴡ ʜ ᴏ ᴀ ʀ ᴇ ʏ ᴏ ᴜ ? ᴄ ᴀ ᴜ s ᴇ ʏ ᴏ ᴜ ' ʀ ᴇ ɴ ᴏ ᴛ ᴛ ʜ ᴇ ʙ ᴏ ʏ , ɪ ғ ᴇ ʟ ʟ ɪ ɴ ʟ ᴏ ᴠ ᴇ ᴡ ɪ ᴛ ʜ . . . .