ar
Feedback
    ангел-хранитель

    ангел-хранитель

الذهاب إلى القناة على Telegram

Ангел-хранитель с обожжёнными крыльями бредёт в безлунные ночи среди пепла слов; каждое слово — серое, но всё ещё пахнет полётом.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
373
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام

جاري تحميل البيانات...

القنوات المماثلة
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
سحابة العلامات
لا توجد بيانات
هل تواجه مشاكل؟ يرجى تحديث الصفحة أو الاتصال بمدير الدعم الخاص بنا.
الإشارات الواردة والصادرة
---
---
---
---
---
---
جذب المشتركين
سبتمبر '26
سبتمبر '26
+232
في 83 قنوات
أغسطس '260
في 65 قنوات
Get PRO
يوليو '26
+141
في 73 قنوات
التاريخ
نمو المشتركين
الإشارات
القنوات
24 سبتمبر+1
منشورات القناة
توروخدا زودتر بیاد

2
sticker.webp
27
3
@Park_eliot
21
4
@Park_eliot
26
5
sticker.webp
26
6
-
26
7
𝖢𝖺𝗇︎ 𝗒𝗈𝗎 𝗌𝖾𝖾 𝗆︎𝖾? 𝖠︎𝗆︎ 𝖨︎ 𝖿︎𝖺𝖽𝗂𝗇︎𝗀︎? 𝖢𝖺𝗎𝗌𝖾 𝖨︎ 𝖿︎𝖾𝖾𝗅︎ 𝗅︎𝗂𝗄︎𝖾 𝖨︎’𝗆︎ 𝗌𝗍𝗂𝗅︎𝗅︎ 𝗌𝖾𝖺𝗋𝖼︎𝗁︎𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝖿︎𝗈𝗋 𝗆︎𝗒 𝗌𝗈𝗎𝗅︎ 𝖯︎𝖺𝗂𝗇︎’𝗌 𝗆︎𝗒 𝗈𝗇︎𝗅︎𝗒 𝗁︎𝗈𝗆︎𝖾 𝖨︎’𝗏︎𝖾 𝗅︎𝖾𝖺𝗋𝗇︎𝖾𝖽 𝗍𝗈 𝖻︎𝖾 𝖺𝗅︎𝗈𝗇︎𝖾
11
8
بعضی آدم‌ها از جنگ خسته نمی‌شن؛ از چیزی خسته می‌شن که بعد از جنگ، هنوز درون‌شون ادامه داره. آدم می‌تونه با هزاران دشمن بجنگه، اما هیچ سلاحی برای جنگیدن با جای خالیِ یک‌نفر نداشته باشه. گاهی دلتنگی شبیه زخمه؛ نه اون‌قدر عمیقه که تو رو از پا بندازه، و نه اون‌قدر سطحیه که بتونی فراموشش کنی. فقط هر روز، با هر نفس، بهت یادآوری می‌کنه که هنوز اونجاست. فرمانده بودن یعنی همیشه بلد باشی بایستی؛ حتی وقتی درونت مدت‌هاست فرو ریخته. یعنی سربازها فقط قامتت رو ببینن، نه لرزش دست‌هات رو. یعنی وقتی همه منتظر سقوطت هستن، باز هم صاف بایستی. نه چون نمی‌ترسی؛ چون نمی‌خوای ترست، ترس آدم‌های پشت سرت بشه. اما هیچ‌کس نمی‌پرسه کسی که همیشه پناه دیگرانه، وقتی خودش خسته می‌شه، کجا پناه می‌بره؟ شاید برای همین بود که می‌دویید. می‌دویید تا صدای ذهنش از صدای قلبش بلندتر بشه. می‌دویید تا دلتنگی فرصت حرف زدن پیدا نکنه. می‌دویید تا به خودش ثابت کنه هنوز چیزی تو وجودش باقی مونده که می‌تونه ادامه بده. اما آدم نمی‌تونه برای همیشه از چیزی که درونشه فرار کنه. هرچقدر هم دور بزنی، آخرش دوباره به همون نقطه برمی‌گردی. به همون جای خالی، اسم اون آدم. و شاید غم‌انگیزترین حقیقت این باشه که بعضی آدم‌ها نمی‌خوان برگردن؛ فقط می‌خوان یک‌بار دیگه، همون چیزی رو احساس کنن که با اون آدم از دست دادن. فرمانده هنوز زنده بود. اما بین "زنده بودن" و "زندگی کردن"، گاهی به اندازه‌ی یه دلتنگی فاصله‌ست. و اون مدت‌ها بود که تو همین فاصله ایستاده بود؛ در حدی نبود که شبیه مرده‌ها باشه و بتونه رها کنه. حتی اون‌قدر آروم هم نبود که بتونه ادامه بده. فقط ایستاده بود. درست مثل سربازی که دستور عقب‌نشینی رو هیچ‌وقت نشنیده. می‌دونی؟ بعضی از آدم‌ها شکست نمی‌خورن. اون‌ها به قدری طولانی مقاومت میکنن که یه روز، یه جایی، می فهمن دیگه چیزی از خودشون برای نجات دادن باقی نمونده. و شاید تمام تراژدیِ فرمانده همین بود... اون بلد بود همه رو نجات بده، جز خودش!
11
9
درد بی‌درمون. ‌
درد بی‌درمون. ‌
9
10
مودبرد با متن زیرش.
16
11
این پست + پست پایینش رو فور کنید. دو پست مشخص کنید بذارم اینجا 40+ ویو بگیرند. جوین باشید نقره ها
8
12
+1
لا يوجد نص...
2
13
のrꫀꜱꜱꫀɗ ɪ𝛈 ꫧɪddn̈ıght — 🚬 𝐂ᥲ𝗋𝗋ꭚı𝛈𝗀 🍸 𝗍𝗁𝖾 𝗌ᥴ𝖾𝗇𝗍 𝗈𝖿 𝗋ᥲ𝗂𝗇 𝗅𝖾ᥲ𝗍𝗁𝖾𝗋 ᥲ𝗇𝖽 𝗎𝗇𝖿𝗂𝗇𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝗌𝗍᭦𝗋𝗂+4
のrꫀꜱꜱꫀɗ ɪ𝛈 ꫧɪddn̈ıght — 🚬 𝐂ᥲ𝗋𝗋ꭚı𝛈𝗀 🍸 𝗍𝗁𝖾 𝗌ᥴ𝖾𝗇𝗍 𝗈𝖿 𝗋ᥲ𝗂𝗇 𝗅𝖾ᥲ𝗍𝗁𝖾𝗋 ᥲ𝗇𝖽 𝗎𝗇𝖿𝗂𝗇𝗂𝗌𝗁𝖾𝖽 𝗌𝗍᭦𝗋𝗂𝖾𝗌.
2
14
آخ وایبشو چه خاص و فیوه
17
15
لا يوجد نص...
10
16
「 @ 𝖳𝖠𝖤 𝖳𝖨𝖦𝖤𝖱 」01 ㅤㅤㅤㅤ⋆ ㅤ🐯 # 𝗍𝖺𝖾𝗁𝗒𝗎𝗇𝗀 ㅤ 𝗍𝗂𝗀𝖾𝗋 𝗌𝗍𝗋𝗂𝗉𝖾𝗌, 𝗆𝗈𝗈𝗇𝗅𝗂𝗍 𝖾𝗒𝖾𝗌 ㅤㅤㅤ 夜の boy
9
17
𝟎𝟕 𓂃 𝑮𝑶𝑳𝑫𝑬𝑵 𝑯𝑶𝑼𝑹 .. 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐲 𝐢𝐧 𝐭𝐢𝐠𝐞𝐫 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐭ㅤ✧ . 金色的梦 ㅤ ㅤ 𝑎 𝑑𝑟𝑒𝑎𝑚 𝑖𝑛 𝑏𝑟𝑜𝑤𝑛ㅤ 𝖓𝖔 𝖘+4
𝟎𝟕 𓂃 𝑮𝑶𝑳𝑫𝑬𝑵 𝑯𝑶𝑼𝑹 .. 𝐭𝐡𝐞 𝐛𝐨𝐲 𝐢𝐧 𝐭𝐢𝐠𝐞𝐫 𝐩𝐫𝐢𝐧𝐭ㅤ✧ . 金色的梦 ㅤ ㅤ 𝑎 𝑑𝑟𝑒𝑎𝑚 𝑖𝑛 𝑏𝑟𝑜𝑤𝑛ㅤ 𝖓𝖔 𝖘𝖔𝖚𝖓𝖉 / 𝖏𝖚𝖘𝖙 𝖆𝖚𝖗𝖆 🥂 . ㅤㅤㅤ
15
18
اینکه می‌بینم کنارِ او آرامی، دلم را گرم می‌کند؛ اما همین آرامش، مرا به هراس می‌اندازد. آن‌هایی که با دیدنِ معشوقشان در آغوشِ
اینکه می‌بینم کنارِ او آرامی، دلم را گرم می‌کند؛ اما همین آرامش، مرا به هراس می‌اندازد. آن‌هایی که با دیدنِ معشوقشان در آغوشِ دیگری، بندِ دلشان پاره می‌شد و دست از دنیا می‌کشیدند، عشقشان راستین بود یا من؟ اصلاً چرا باید برایِ تو آرزویِ خیر کنم؟
17
19
Мы догорим и наше пламя не вечно.
20
20
‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌Как не любить твои глаза?
‌‌‌ ‌‌ ‌‌‌‌Как не любить твои глаза?
20