یادداشت های رهایی ویراستاران ایان 🧚🏻♀
الذهاب إلى القناة على Telegram
شعبه تلگرام، شعبه ابدی، شعبه عشق اسم اصلی: لهو و لعب ویراستاران ایان چنل اصلی و ترجمه تیم: @ianteam
إظهار المزيد1 173
المشتركون
+424 ساعات
+97 أيام
+9830 أيام
أرشيف المشاركات
وای سکانسی که توی دستشویی رفت پیشش گفت دستت چی شده عین فیلم بدبختی هام از جلوی چشمام رد میشه
اونجام که جه این اومد تو اتاق از بی او دفاع کرد برای این چروک شد که کراشش رو که داشت خوشگل پیانو میزد برداشت رفت😔
من که میدونم چون روی بی اوی در حال پیانو زدن کراشه رفته بود تو حلقش ولی نمیتونم ثابت کنم😭😭😭😭😭😭😭😭
مرتیکه ته دلش داشت از ذوق پرواز میکرد. پشماش ریخته بود چون دقیقا همینو میخواست 😭
ببین😔 روانی میشی ولی الان روانی شی و ببینی تنها نیستی بهتره
وای منم اینطوری بودم واقعا وسط ترجمه هم هی نیاز داشتن تنفس بگیرم. خیلی سنگین بود
بابا خدایی کیف داد😂
اصلا موقع تماشا همش اینجوری بودم که CINEMA
جونگ یو به خاطر سوءتفاهم ها کاملا مطمئن شده که بی او هم دست داشته😭 بی او هم که به خاطر مامانش
آها واقعا درود بر نویسنده این قسمت خیلی خوش گذشت
حتی سونگ کانگ هم متوجه ماموریت شد این قسمت😔😂
اون شب گفتم که، فن های فیک میرن سینما قسمت آخر رو میبینن، ما هم تیمارستان.
آره تنشن بینشون زیادی بود برای یه برومنس که در مرحله انتقام و تنفره😔
آره با اینکه قاعدتاً میتونه بفهمه اگه چنین کاری هم کردن نقش مادره به عنوان یه بزرگسال بیشتر بوده، ولی به خاطر ضربه احساسی که از آدم امنش خورده نمیتونه از بی او بگذره
