ar
Feedback
a girl called Mina

a girl called Mina

الذهاب إلى القناة على Telegram

دانشجوی ارشد سلول‌های بنیادی و بازسازی بافت پژوهشگاه رویان🙂‍↔️🩷🧬🪄 https://t.me/XBCHATBot?start=sec-hgdbjfjfde

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
210
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+77 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
همه نشدنایی که توی این یک ماه نشدن و بابتشون کلی اشک ریختم، الان خوشحالم که نشدن*))))))

قراره پاره بشم تو مسیرا، خود دکتر علناً بهم گفت که خیلی پروژه سنگینیه و ممکنه خیلی اذیت بشی و باید خیلی سخت‌جون و پرتلاش باشی و اینا. منم گفتم با همه اینا ولی خیلی دوست دارمش، حتی سختیاشو*))))))

باورم نمیشه هنوز*))))))))))

خوشحال‌ترینم*))))))))))))))))

شد*)))))))))))))))

میشم برام آرزوهای خوب کنید؟؟؟ خیلی استرس دارم، خیلی زیاد.

اونی که تا صبح بیدار بوده و مشغول کار، کلا یک ساعت خوابیده و الانم داره میره دانشگاه کیه؟🧑🏻‍🩰

پرامپت خدمت شما: (از چنل هانیه قشنگه برداشتم)
Draw me as if an obsessed fan artist filled an entire sketchbook page - messy, overlapping, full body poses, tiny chibi doodles, exaggerated expressions, and random close-ups of their hand or eyes.White background. No grid, no order. Pure chaos energy.With (any color) aesthetic clothes

photo content
+1

photo content
+1

photo content
+1

photo content
+1

عوضش دیگه خیالم راحته که انجام شده.
وی خود را گول می‌زند.🤡

هنوزم باورم نشده یعنی چی اخهههههههههه😭 کمر و گردن و همه‌جام شکستتتت😭 تو این ۴ ساعت می‌تونستم هوارتا کار دیگه بکنمم😭

بگین چی شد؟ الان رفتم چک کردم دیدم اصلا ارائه‌مون فردا نیست، هفته دیگه‌ست! ایننننن همهههههه الکی خودمو سرویس کردم از صبح.😶🫤🫠🫩😬

بنده از ساعت ۱۱ تا همین الان یه‌بند و بدون توقف مشغول آماده کردن فایل ارائه فردام بودم و عملا تیکه و پاره شدم.👩🏻‍💻🥱

۱۰ خرداد 📖☘️💞 #DailyDump
+4
۱۰ خرداد 📖☘️💞
#DailyDump

آخیش! چه لذت‌بخشه دوباره نوشتن*)) حقیقتا نمیدونم تا الان چجوری این همه مدت بدون برون‌ریزی گذروندم**

یکم بعدش داشتم دستاش رو که خوراکی خورده بود تمیز می‌کردم، بهش گفتم تو چرا دیگه به من بغل نمیدی؟ خونتون که میام نمیای بغلم اصلا! نمیگی من دلم تنگ میشه؟ هنوز حرفم تموم نشده بود که دستاشو انداخت دور گردنم و محکم‌تر از محکم بغلم کرد، مردم براش.*)))🩷 #پسرک

تازه باهم از بیرون اومده بودیم خونه، به مسعود گفتم بغل امروزم رو ندادی! اومد بغلم کرد. مانی گفت آجی شوهرتو خیلی دوست داری؟ گفتم آره، خیلییی. خر بچه*)))) #پسرک