𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎
الذهاب إلى القناة على Telegram
🌟 𝗍𝖺𝖾𝗄𝗈𝗈𝗄 ⎯ @frkvbot ◜ 𝖽𝖾𝖿𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌 , 𝗈𝗇𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗍 𝖺 𝗍𝗂𝗆𝖾 ◞
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
3 347
المشتركون
+824 ساعات
+57 أيام
+46930 أيام
أرشيف المشاركات
3 344
Repost from N/a
پسری هفدهساله، با یک انتقالی از بوسان به سئول، پا به دبیرستانی میگذارد که قرار بود آغاز زندگی تازهاش باشد... اما تنها چند قدم کافی بود تا دلش را به چشمان پسری ببازد؛ پسری که عشقش، بهای گمشدهای داشت..
بیخبر از گذشتهای که در سایهها نفس میکشید و سرنوشتی که از سالها پیش برایش نوشته شده بود...
مینویسم از بخشی شکسته، که هنوز به "تو" ختم میشود، از جایی که هنوز بویِ تو را دارد... همانجا که نامت. در رگهایم جریان دارد... و نبودنت، در استخوانم درد میکشد... مینویسم از "تو"، از آنچه هرگز از من جدا نشد... ز حضوری که رفت، اما پایان نیافت...نوستالژی، درام و کلاسیک ترین؟ یا تنها فیکی که بر میگردونت به ارای فیکهای ۲۰۲۰؟
3 344
+1
یعني تهکوك باهم از فرودگاه با بنتلي ماتِ کوك رفتن ، احتمالا هم رفتن خونهي یکي شون . به احتمال زیاد خونهی تهیونگ بوده ، چون کوك توی اون مراسم کت تهته رو پوشیده بود . پس احتمالا از وقتي رسیدن ، کوك خونهي تهته بوده و از همونجا هم با کت تهته مستقیم رفتن مراسم 🥺 ؟!
3 344
Repost from ㅤ95's nd 97's
این حجم از "بیا بغلم" گفتنِ جیکی و مقاومتهای تهته رو ببینید...
جونگکوک سعی داره هرجوری شده تهیونگ رو بیاره سمت خودش، ولی تهته هم با اون تخسبازیهای مخصوص خودش کوتاه نمیاد)))
تا اینکه کوکو بالاخره خودش دست به کار میشه و نقشهی شکار بیبی رو میکشه 😭☝🏻
بله تهیونگ، همگی شاهد اون لبخند رضایتت هستیم.
چی بگم جز اینکه این حجم از ناز بودن برای قلبم ضرر داره 😭
3 344
بیبيکو داشت به همون کسي پیام ميداد که فقط با یه ” دل م برات تنگ شده “ باعث شد یه سفر ده ساعت ه رو در پیش داشته باشه ☹️ -
