𝗍𝖾𝗍𝖾𝗀𝗎𝗀𝗎
الذهاب إلى القناة على Telegram
🌟 𝗍𝖺𝖾𝗄𝗈𝗈𝗄 ⎯ @frkvbot ◜ 𝖽𝖾𝖿𝗒𝗂𝗇𝗀 𝗍𝗁𝖾 𝗋𝗎𝗅𝖾𝗌 , 𝗈𝗇𝖾 𝗆𝗈𝗆𝖾𝗇𝗍 𝖺𝗍 𝖺 𝗍𝗂𝗆𝖾 ◞
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
3 331
المشتركون
-624 ساعات
+27 أيام
+43930 أيام
أرشيف المشاركات
3 331
Repost from 𝖳︎𝖺𝖾𝗄︎𝗈𝗈𝗄︎'𝗌 𝗀︎𝗂𝗋𝗅︎
#Fakechat #FriendsWithBenefits
– بعد از یك شب واننایت جونگکوك با چند اسکناس کنار تختش از خواب بیدار شد و تصمیم گرفت به اون مرد پیام بده تا حسابش رو کف دستش بذاره اما سر از یك رابطه «دوستي با منفعت» سر درآورد اما آیا قرار بود این رابطه همیشه اینطوري بمونه؟ 💕 " 𝖼︎𝗅︎𝗂𝖼︎𝗄︎ 𝗁︎𝖾𝗋𝖾 𝖿︎𝗈𝗋 𝗋𝖾𝖺𝖽𝗂𝗇︎𝗀︎ 𝗉𝖺𝗋𝗍 𝗌𝖾𝗏︎𝖾𝗇︎ " ᯓ★ @Jeonxtthv ꢾ𓍢ִ໋
3 331
این چنل مومنتای تهکوک تو کنسرت رو در لحظه میرازه و غیر از کنسرتم میزاره 💕
https://t.me/+hh-ql4fGqAM5NzQ8
3 331
+1
- حتما خیلی بدبخت به نظر میرسیدم وقتی کورکورانه باور کردم که یک دورهگردی، درسته تهیونگ؟
همزمان با پایان دادن به جملهاش، فشار دستش رو کمی بیشتر کرد و با دیدن باریکهی خونی که نشان از زخمی شدن جفتش میداد، برخلاف حفظ ظاهری که کرد، آلفای درونش با ترس در برابر نیمهی روحش غرش کرد تا شمشیرش رو کنار بکشه...🪽 برای خوندن فیکشن کلیک کنید
3 331
𝗇︎𝖺𝗆︎𝖾: Unplanned
𝖼︎𝗈𝗎𝗉𝗅︎𝖾: Kookv, Namjin...
𝗀︎𝖾𝗇︎𝗋𝖾: Omegaverse, Comedy, Slice of Life
𝗐𝗋𝗂𝗍𝖾r: Cleo
گاهی آدم، درست وقتی فکر میکنه عشق واقعیش رو پیدا کرده… میفهمه قلبش از مدتها قبل جای دیگهای بوده. تهیونگ برای یک پروژهی دانشگاهی راهی خونهی فامیلش میشه؛ جایی که با جونگکوک روبهرو میشه و هیچکدوم نمیدونن این آشنایی قراره چقدر زندگیشون رو تغییر بده. برای خوندن فیکچت کلیک کنید 🫶🏻 !
3 331
Repost from ㅤ95's nd 97's
تهته خیلی یهویی جیکی رو هول میده توی استخر، ولی خب زیاد خوشحال نباش کیم تهیونگ، چون جئون با اون حالت آلفاطور از آب میاد بیرون که یعنی "خب حالا بیا اینجا ببینم"
و همونطور که میدونید، تهش هم به یه انتقام ناز ختم میشه؛ کوکو به همین راحتی بغلش میکنه و دوتایی تقاص شیطنت کیم تهیونگ رو پس میدن 🤏🏻
3 331
Repost from ㅤ95's nd 97's
بیبی تهتهی شیطون تصمیم گرفت یه کم جونگکوکِ مظلومی که یه گوشه خوابیده رو اذیت کنه و بعد از اینکه با موفقیت ماموریتش رو انجام داد، سریعاً از صحنهی جرم فرار کرد 😭
ولی خب تهته، هم خودت میدونی هم ما که جیکی قرار نیست واقعاً ازت انتقام بگیره و تهش باز میرید توی بغل هم و به ادامهی خوابتون میرسید.
﹙دوتا بویفیها دعوا کنن، ابلهان باور کنن.﹚
