𝘊𝘢𝘳𝘢𝘮𝘦𝘭 & 𝘷𝘢𝘯𝘪𝘭𝘭𝘢꒱ྀིა
الذهاب إلى القناة على Telegram
422
المشتركون
-324 ساعات
+107 أيام
+4930 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from N/a
★ — caramel & vanilla
پووین همیشه آخر کلاس مینشست؛ جایی کنار پنجره که نور ملایم عصر روی دفتر طراحیش میافتاد. آدم کمحرفی بود؛ بیشتر از اینکه با بقیه حرف بزنه، آدمها رو روی کاغذش میشناخت. و بین تموم آدمهای توی کلاس، یک نفر بیشتر از همه وارد نقاشیهاش میشد. جونگ. نمایندهی کلاس، محبوبترین پسر مدرسه و احتمالاً شیطونترین آدمی که پووین میشناخت. همیشه با یک لبخند گوشهی لبش وارد کلاس میشد، با همه شوخی میکرد و somehow حتی وقتی معلم اسمش رو برای تذکر صدا میزد، باز هم خنده روی لب بقیه میاورد. اون روز اما جونگ نمیدونست که خودش سوژهی نقاشی پووین شده. پووین سرش رو پایین انداخته بود و با دقت خطوط صورتش رو روی کاغذ پیاده میکرد؛ فرم موها، حالت چشمها، حتی همون لبخند نصفهای که همیشه موقع خندیدن داشت. انقدر غرق نقاشی بود که نفهمید جونگ برگشته و بالای سرش ایستاده. " داری چی میکشی؟ " مداد بین انگشتهای پووین متوقف شد و چشمهاش از ترس لرزیدن. سعی کرد آروم دفتر رو ببنده، اما دیر شده بود. جونگ دستش را جلو اورد و قبل از اینکه پووین بتونه دفتر رو پس بگیره، مچ دستش رو گرفت. " هی صبر کن… " پووین بالاخره نگاهش کرد. جونگ دفتر رو باز کرد. صفحه پر بود از طرحهای مختلف؛ طرحهایی که همشون به یک نفر ختم میشدن، خودش. لبخند جونگ کمکم محو شد و چند ثانیه فقط به نقاشیها خیره ماند. بعد با تعجب و رگههایی از شیطنت گفت : " بنظر میاد برات خیلی سوژه ی جالبیم. " پووین چیزی نگفت و فقط سرش رو پایین انداخت تا از شر نگاههای جونگ فرار کنه. جونگ دوباره به نقاشی نگاه کرد؛ این بار دقیقتر. و همونجا بود که فهمید چرا پووین همیشه وقتی اون وارد کلاس میشد، سرش رو پایین میانداخت؛ چرا از حرف زدن باهاش فرار میکرد و چرا از دور همیشه سنگینی نگاهش رو احساس میکرد.
Repost from 𝐌𝐈𝐒𝐌𝐀𝐓𝐂𝐇 ایو اندتیم
⋆˙ problem .
couple: yumajo, kuma, harumaki
─ ناکاکیتا یوما، یه کارکن ساده توی هتل پنج ستارهی توکیوـئه ولی چی میشه وقتی آساکورا جو که یه استودیوی بزرگ موسیقی داره برای چند روز توی اون هتل میمونه و یوما بالاخره تصمیم میگیره بهش اعتراف بکنه ولی جو یه مشکل داره و کی باعث اون مشکل شده؟#au #part6
