271
المشتركون
-824 ساعات
-207 أيام
-2030 أيام
أرشيف المشاركات
طاعون روسی عزیزم، در دوران کرونا خام بودم ماسک زدم، اینبار با اغوشی باز پذیرای تو هستم.
واقعیت زندگیم رو بخوام شرح بدم اینجوریه که آهنگا دیگه قفلی نیستن، فیلم و سریالا حوصله سربرن، آدم ها خیلی مسخره ان، فُحشا حق مطلبو ادا نمیکنن، خونه دلگیره، بیرون زیادی شلوغه، دیگه با هیچی حال نمیکنم.
اگه کسی واقعاً ازت خوشش بیاد یه جوری خودش رو توی زندگیت جا میده، بهونه پیدا میکنه پیام میده سر صحبت رو باز میکنه، که باهات در ارتباط باشه.
پس لازم نیست برای فهمیدنش اینهمه فکرکنی.
آدم یهو غریبه نمیشه، بعد از تمام دفعاتی که ازت ناراحت شد و گذاشتی شب با گریه بخوابه و اجازه دادی ناراحت بمونه غریبه میشه.
حسرت به دلم مونده کاش یه آدم وارد زندگی بشه بمونه، بسازه، حواسش باشه، امن باشه .
درود
خوش اومدی به ‘ قبل از فراموشی’
اینجا قراره از چیزایی بنویسیم که شاید هیچوقت نتونستیم به زبون بیاریم؛
از آدمایی که یه زمانی برامون مهم بودن،
از خاطرههایی که هنوز یه گوشهی ذهنمون موندن،
و از حرفایی که کاش یه روز گفته بودیم.
