yawnzzn
الذهاب إلى القناة على Telegram
630
المشتركون
-124 ساعات
+27 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
630
یونجون ۶ آگست هم در z100 summer bash 2026 که توی هاردسن یاردز نیویورک برگزار میشه اجرا داره !!
630
یونجون قراره مهمون برنامه the seasons باشه، فیلمبرداری این قسمت هم امروز انجام شد و قرار بود یونجون آیسکریم و یه سری آهنگ دیگه رو اونجا اجرا کنه🤍
630
👤 : من عاشق آهنگ بستنی شدم ولی خیلی کوتاهه!
🦊 : آره درسته، کوتاهه. این روزها آهنگها هی دارن کوتاهتر و کوتاهتر میشن
👤 : با این وضع آدم میگه ″اه... تازه آهنگ شروع شد... تموم هم شد″
🦊 : دقیقاً همینطوره
👤 : یونجون، نمیتونی یه کاری در این مورد بکنی؟
🦊 : من؟
👤 : آره، نمیتونی یه چیزی به صنعت کیپاپ بگی؟
🦊 : وقتی یه کم نفوذ و قدرت بیشتری پیدا کنم حتماً امتحانش میکنم 🙂↕️
630
👤 : اون قسمت که میگی ″تو هنوز هم میدرخشی جونآ... صبح از راه میرسه، نترس″ فکر میکنم وقتی طرفدارها این بخش رو بشنون واقعاً قلبشون فشرده میشه، حتی خود من هم وقتی این قسمت رو میشنوم بغض میکنم
🦊 : چیزی که برام عجیب بود این بود که وقتی اعضا آهنگ رو شنیدن دیدم چشمهاشون پر از اشک شده واقعاً غافلگیر شدم
👤 : فکر میکنی همه همین حس رو داشتن؟
🦊 : اعضا؟ با اینکه هیچوقت چیزی بهشون نگفته بودم فکر میکنم از قبل فهمیده بودن که حالم خوب نیست و دارم سختی میکشم
630
یونجون گفت اعضا بعد از شنیدن lwlr اشکشون دراومده :(
🦊 : این آهنگیه که توی یکی از سختترین دورههای زندگیم نوشتم.
👤 کی بود؟ برامون تعریف میکنی؟
🦊 بعد از اینکه فعالیتهای پارت یک تموم شد از زمانی که آماده شدن برای اون پروژه رو شروع کردم تا همین یکی دو ماه پیش. اون موقع دچار فرسودگی شدید شده بودم و با شک و تردید عمیقی نسبت به خودم دست و پنجه نرم میکردم. واقعاً... واقعاً اوضاعم بد بود. بعد از مدت خیلی طولانی برای اولین بار حس کردم به ته خط رسیدم. فکر میکنم این آهنگ در واقع راهی بود که باهاش خودم رو دلداری میدادم.
👤 : واقعاً؟ من همیشه به هنرمندهایی که مهمون برناممون میشن مخصوصاً اونایی که ترانه نمینویسن میگم حتی اگر آهنگسازی یا ترانهسرایی نمیکنن حداقل سعی کنن احساساتشون رو بنویسن چون نوشتن میتونه راهی باشه برای نجات دادن خود آدم
🦊 : آره... منم واقعاً همینطور فکر میکنم
630
🦊 :حتی اگر به متن آهنگها هم نگاه کنید، یه جمله هست که میگه: ″همینطوری بودن هم اشکالی نداره″ از وقتی این حرف رو به خودم زدم احساس آرامش خیلی بیشتری داشتم. فکر میکنم به همین خاطر این بار دلم خواست بیشتر به اعضا تکیه کنم و قبل از انتشار آهنگها رو براشون پخش کنم
630
👤 : خیلیها کنجکاون بدونن چرا برای پارت ۲ آهنگها رو قبل از انتشار برای اعضای کوچیکتر پخش کردی، در حالی که برای پارت یک تا روز انتشار کاملاً ازشون مخفی نگهشون داشتی؟ همچنین گفتن همیشه به نظر میرسید کسی باشی که فشار زیادی به خودش میاره تا همهچیز بینقص باشه. برای همین میخوان بدونن این بار طرز فکرت چطور بود؟
🦊 : فکر میکنم این برداشت کاملاً درسته. وقتی روی پارت یک کار میکردم همیشه حس میکردم باید بینقص باشم. مدام به خودم میگفتم: ″باید همهچیز رو بینقص انجام بدم″ و فشار خیلی زیادی روی خودم میذاشتم. برای همین هم تا وقتی خودم کاملاً آماده نمیشدم آهنگها رو به اعضا نشون نمیدادم، واقعاً تا خود روز انتشار اما موقع پارت ۲ کمکم اون طرز فکر کنار رفت. فهمیدم این تلاش وسواسگونه برای کامل بودن در واقع همون چیزیه که منو از کمال دورتر میکنه. وقتی به این موضوع پی بردم بیشتر دلم خواست یاد بگیرم و رشد کنم
