さくら 𐙚
الذهاب إلى القناة على Telegram
267
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-27 أيام
-230 أيام
أرشيف المشاركات
267
خلاصه:
نور قرمز و بنفش روی دیوارها میرقصه. صدای خنده، جیغ و موسیقی بلند، فضای خفهی مهمونی هالووین رو پر کرده. وسط این شلوغی، مردی با ماسک "جیغ" و شنل سیاه وارد میشه کسی نمیپرسه کیه. چون امشب همه نقش بازی میکنن.
ولی اون، بازی نمیکنه.
یونجون واقعاً قاتله.
توی تاریکی راه میره، سایهوار. یکییکی آدمها رو از صحنه پاک میکنه، بیسر و صدا. اجساد پشت درها، زیر تختها، توی وان حموم.
تا اینکه چشمش میافته به بومگیو.
با لباس فرشته، نوری توی سیاهی. معصوم. بیدفاع. دقیقاً همونجور که یونجون دوست داره.
نزدیک میشه. بومگیو میخنده، فکر میکنه شوخیه. اما نفس گرم یونجون کنار گوشش میلرزه، صدایی آروم و تاریک:
"بدو، عزیزم... بدو، برای زندگیت... قبل از اینکه بخوام نظرم عوض شه."
و لبخند ماسکشکلش، پشت خون مخفی میشه.
267
گلـیـ در حـصـار گـرگـ ه
Genre:
Smut — Dark Romance — Rough — Obsession — Angst — Omegaverse — Love Triangle — Tragedy — Happy Ending
خلاصه:
در سرزمینی که آلفاها تاج میزنند، بتاها قانون مینویسند، و اُمگاها تنها برای اطاعت زندهاند، تولدِ بومگیو، اُمگایی با نژاد خالص سلطنتی، شروع یک نبرد خاموش است.
پنج وارث از خاندان سلطنتی آلفاها و بتاهایی که در کنار هم بزرگ شدهاند هرکدام عاشق او میشوند. اما قلب بومگیو فقط برای یکی میتپد:
شاهزاده یونجون، ایگمای نفرینشدهای که سالها قبل، دختری را دوست داشت و حالا در نگاهش، عشق و نفرت به یک شمشیر دو لبه تبدیل شدهاند.
وقتی خبر ازدواج یونجون و بومگیو پخش میشود،
یونا دوست دختر یونجون خود را میکشد،
یونجون بومگیو را مقصر مرگ عشقش میداند.
و در شب ازدواجشان، درست زمانی که بومگیو تاج اُمگا را بر سر میگذارد، یونجون بهجای بوسه ازدواجشان، سیلی به صورت پسرک میزند...
و این آغازِ سلطنتیست که با خون و زنجیر نوشته میشود
در این بازی پُر از سیاست، عشق و خیانت...
بومگیو باید انتخاب کند سلطنت یا عشق؟
