[پــاروْ شکستـه]
الذهاب إلى القناة على Telegram
[پاروْ شکستگانیم]، ای باد شُرطه برخیز.. _________________________________
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
653
المشتركون
-924 ساعات
+687 أيام
+20130 أيام
أرشيف المشاركات
گاهی دردها بسیار اند؛
اما،
اما در آن دم مولانا بمانند ناقوسی فریاد بر میآورد که
در نیابد حال پخته هیچ خام
پس سخن کوتاه باید والسلام..
و آدمی همه چیز را در خودش حبس میکند..
شاید تا روزی که پناه و مأوایی برای خود بیابد.
سعی کن دوستدار غمهایت باشی
شاید بروند!
بسان تمام چیزهایی
که دوست داریم و میروند..
__ محمود درویش
مدتها پیش آموختم که نباید با خوک کُشتی گرفت؛
خیلی کثیف میشوی و مهمتر از آن،
اینست که خوک از این کار لذت می برد!
_جرج برنارد شاو
میآیند؛
شباهنگام میآیند
دردهای کهنه را میگویم..
شاید آمدنشان از بهر آن است که آدمی در انتهای شب، خود را تنها و بیپناه میابد.
سلام بر آنان که ما را ندیده، فهمیدند
نخوانده، دانستند
و نبوسیده دوست داشتند..
_ جبران خلیل جبران
غوطه خوردن مداوم در جریان اندیشه دیگران، موجب محدودیت و ضعف اندیشه شخص میشود و زیادهروی در این كار ذهن را فلج میسازد.
مطالعه بیشتر اهل فضل شبیه به تلمبهای است كه ذهن را خالی میكند تا از فكر دیگران پر سازد.
مطالعه درباره موضوعی پیش از اندیشه درباره آن خطرناک است. در حال مطالعه شخص دیگری به جای ما فكر میكند و ما فقط تابع ذهن دیگری هستیم. بدین ترتیب اگر كسی تمام وقت خود را صرف مطالعه كند قدرت تفكر را از دست میدهد.
تجربه جهان باید به منزله متن باشد و اندیشه و علم به منزله شرح آن.
__ تاریخ فلسفه| ویلدورانت
به گمانم که
کند بگذرد یا تند
بد بگذرد یا خوب
درد باشد یا خوشی
مهمتر این است که مفید بگذرد..
مفید که بگذرد، به تدریج تند و خوب و خوش میگذرد..
تغییرات اساسی، دفعا و به سرعت اتفاق نمیافتند،
بلکه تدریجا و در گذر زمان حاصل میگردند.
نرم نرمک ریشه میدوانند
جوانه میزنند و حتی ابتدائا آن جوانه هم در خاک است و غیر قابل دیدن؛
اما نهایتا سر از خاک بیرون میآورد و ملموس میگردد..
افسوس که خیلِ کثیری از آدمیزادها، عجول و بیصبر اند!
حضرت علی علیه السلام:
«الفُرصَه تمُّر مرِّ السَحاب..
فانتَهِزوا فُرَصَ الخَیّر»
«فرصت به مانند ابر (از افق زندگی) میگذرد..
پس فرصتهای نیک را غنیمت شمرید.»
_ حکمت بیستم نهجالبلاغه
گذشت
اما کند و سخت و پر درد گذشت
و عنقریب است که آب هم بگذرد..
بدتر آنکه هنوز پایان نیافته است،
این معلق بودنِ میانِ عرض و سماء
شاید که در انتظار پایان یافتن ماست..
و چقدر تلخ است
روزگار آدمی که در اندیشه پرواز است
و میداند که خلق شده است برای اوج گرفتن
اما نه بالی برایش مانده و نه پری..
