Faded Memories
الذهاب إلى القناة على Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
932
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+237 أيام
-330 أيام
أرشيف المشاركات
دلم میخاس الان تو یکی از کلبه های جنگلی رامسر بودم.. بارون هم میزد و من کنار پنجره نشسته بودم و چایی میخوردم و تنهایی موزیک گوش میدادم.
در نامهٔ خودکشیاش نوشته بود:
«فکر نکنید که خودکشیِ من یک تصمیمِ ناگهانی بود.
من تمامِ درها را زدم؛ هیچکس باز نکرد.»
تو وارد زندگی بعضی آدم ها میشی تا عشقی رو بهشون نشون بدی که هیچ وقت تجربه نکرده بودن، در ادامه خودشون بهت نشون میدن چرا هیچ وقت لیاقتش رو نداشتن.
کلمهی دلیبال « Delibal » :
نوعی عسل که مقدار کم آن شفا دهنده و مقدار زیاد از آن کشنده است، ریشه ترکی.
اون آدمی رو دلیبال صدا کن که نه می تونی دوریشو تحمل کنی نه میتونی زیاد نزدیکش بمونی.
یکی مثل کوروش با هلیا کات میکنه "پس من چی؟" رو میخونه.
یکی هم مثل آرتا با ربکا کات میکنه "ازت بدم میاد" رو میخونه.
دیدگاه آدما تو رابطه فرق داره.
تابستان به ایستگاه پایانیش رسید اما هنوز سوز سرمای آن زمستان دردناک باماست.
18،19 دی ماه
