Faded Memories
الذهاب إلى القناة على Telegram
a place for the memories we were never ready to forget
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
890
المشتركون
-424 ساعات
-37 أيام
-5130 أيام
أرشيف المشاركات
اتفاقا من هم همون شب گریه کردم، هم همه شبای بعدش گریه کردم، هم وقتی موهام درست نشد گریه کردم، به اتوبوس نرسیدم گریه کردم، کلاسم دیر شد گریه کردم، لباسم به دستیگره گیر کرد گریه کردم. من خیلی خیلی برات گریه کردم عزیزم، خیلی.
من عاشق وایب خودمم، عاشق جوری که صحبت میکنم، عاشق جوری که فکر میکنم و عاشق هر کوفتی ام که هستم.
حسرت به دلم مونده یه آدم نرمال وارد زندگیم بشه بمونه، بسازه، بگذره، حواسش باشه، امن باشه و تغییر رفتار نده.
ایکاش تلگرام نَگه "درحال انتخاب استیکر"
شاید اون استیکری که حق مطلب رو اَدا میکنه پیدا نکردم،
ضایع میشم.
استهلاک آشپزی خیلی زیاده. دو ساعت میپزی. پنج دیقه میخوری. نیمساعت هم باید بشوری.
چطوری ترم اول عاشق میشید، ترم دوم عقد میکنید و ترم سوم ازدواج؟ من پنج ترمه که دارم ریاضی پاس میکنم.
هر دختری که میگه حال و حوصلهی رابطه نداره، یا یه زمانی کسیو خیلی دوست داشته و بهش نرسیده یا همین الانشم عاشق کسیه که قرار نیست بهش برسه.
هرروز بیشتر بهم ثابت میشه که هیچوقت؛ برای هیچکسی؛ هیچ قدم اضافهای نباید بردارم.
اگه ادما انقدر ادعای علمشون میشه باید یه فصلی رو بسازن که ساعت تاریکیش مثل تابستون باشه اما هواش مثل پاییز.
انسان ها به هر جای دنیا که
بروند در آخر به همان جایی
برمیگردند که به آن تعلق دارند؛
به همان شهر، به همان خانه
به همان قلب و به همان آغوش.
