ar
Feedback
طُـمأنینـــه؛✨️

طُـمأنینـــه؛✨️

الذهاب إلى القناة على Telegram

●طمانینه | راهنمایِ آرامشِ دل و مسیرِ تحصیلی» 📖 تدبّر در آیات، جست‌وجو در اعماق روان 🏠 از مشهد تا مازندران؛ در مسیرِ آرامشِ قلب 💍💕

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
953
المشتركون
-1224 ساعات
-87 أيام
+630 أيام
أرشيف المشاركات
از اینا👩🏻‍🦯

بریم دسر رژیمی درست کنیم🚶🏻‍♀️
بریم دسر رژیمی درست کنیم🚶🏻‍♀️

چقد تابستون حوصله سر بره تو هرچقد هم کلاس ثبت نام کنی و درس داشته باشی بازم بیکاری .

انقد هوا گرم شده ک دیگ تصمیم گرفتم صبح ها نرم پیاده روی چون از دیروز سردردم🫠😂

sticker.webp0.09 KB

چرا مثل ما دلتنگ نمی‌شوند مگر شهرشان شب ندارد؟!

چه‌قدر دردناک است این مشکل که همیشه برای فرار از دست یک «آدم» به «آدم» دیگری پناه برده‌ایم ... اعتیاد به آدم‌ها بدترین نوع اع
چه‌قدر دردناک است این مشکل که همیشه برای فرار از دست یک «آدم» به «آدم» دیگری پناه برده‌ایم ... اعتیاد به آدم‌ها بدترین نوع اعتیاد است.

وَ بِك أَستجير مِن تَواتر الأَحزان🌱 [و پناه‌ بر تو از حزن‌های پی در پی]
وَ بِك أَستجير مِن تَواتر الأَحزان🌱 [و پناه‌ بر تو از حزن‌های پی در پی]

و باز روزمرگی در میان هیاهو ادامه می‌یافت و باز هیچ‌چیز آرام نمی‌گرفت…
و باز روزمرگی در میان هیاهو ادامه می‌یافت و باز هیچ‌چیز آرام نمی‌گرفت…

ممنون ازت ک منو برگردوندی🥺🌱 من همیشه مدیون شمام!

من بودم ک لحظه شماری میکردم برگردم ب شهرم بیام پابوستون …

من بودم ک تمام شبهایی ک تو شمال زندگی میکردم دلتنگ شما بودم من بودم ک هرچند شب یکبار خوابتونم میدیدم ک رسیدم حرم اما منو راه نمیدن تو حرمتون و بازم دلتنگ بودم؛ و با هق هق گریه از خواب میپریدم

اما انقدی ک من میفهمم نفس کشیدن تو صحن و سرای حرم اونم گوهر شاد روبه رو گنبد چه نعمتیه محدود آدمایی این حس منو درک میکنن:)

قشنگی همسایه شما بودن اینکه آخرش ب شما ختم میشه ..🥲💚
قشنگی همسایه شما بودن اینکه آخرش ب شما ختم میشه ..🥲💚

به کدامین گناه …؟❤️‍🩹
به کدامین گناه …؟❤️‍🩹

امشب خداخیر بده ب واسطه پدربزرگ همسرم دوباره حرم بابارضا دعوت شدیم🥹🌱
امشب خداخیر بده ب واسطه پدربزرگ همسرم دوباره حرم بابارضا دعوت شدیم🥹🌱

اگر از کانالتون لفت دادم لینک رو برام بفرستید✨️

اکانتم ب محدودیت خورده دیگ نمیتونستم عضو کانالی بشم بعضی کانالارو حذف کردم البته بیشتر پهلوی چیا ک بخاطر فولدر عضو بودم

هیچکس نمیداند که برایش چه قرة العین‌هایی پنهان کرده ایم. [سجده۱۷] قرة العين : اشکی که از شوق در چشم حلقه میزند.