دِࢪیا؛
الذهاب إلى القناة على Telegram
از خانه که میآیی یک دستمال سفید، پاکتی سیگار، گزین شعر فروغ و تحملی طولانی بیاور؛ احتمال گریستن ما بسیار است... «جاویدشاه🦁🌞» گوشِ شنوآ: @Deryaeiibot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 018
المشتركون
-1824 ساعات
+1897 أيام
+23130 أيام
أرشيف المشاركات
1 012
این که مینویسم نامه نیست، خیال است
کاش به انتهای سطرها که میرسم؛ تو لااقل خیال نباشی و بیایی..
خیال آزادی در این روزها یک لحظه هم از سرم بیرون نمیرود. هزاران دفعه با خود مرور کردهام که چگونه این خبر به گوشمان خواهد رسید.. خبر ایرانی آزاد.. تصور کن صبح که از خواب بیدار میشوی، اولین هوایی را که تنفس میکنی از بوی آزادی سرمست شوی؛ نشانهی اول. پرده را که کنار میزنی پرتوی از نور آفتاب کل اتاق را پر خواهد کرد، درست همانطور که دوست داشتی؛ نشانهی دوم. پنجره را که باز کنی صدای پرندگان آزاد و رها در آسمان طنینانداز میشود و تویی که همیشه میخواستی یکی از آنها باشی تا بتوانی آزادانه پرواز کنی و از بالا ایران زیبایمان را تماشا کنی، خود را میانشان میبینی! نشانهی سوم. ایندفعه این تویی که پرواز خواهی کرد به سوی هر آنچه بخواهی.. اما من، من به سوی تو پرواز خواهم کرد. تو اولین فردی خواهی بود که آن را در آغوش میگیرم و میگریم، برای این صبح باشکوه.
آزادی خیال نیست. تو خیال نیستی. همانطور که آن چشمهای غزلخوان، که در امواج بیت بیتش غرقم، میتوانند واقعیت داشته باشند، یقین دارم که صبح هم به واقعیت خواهد پیوست. ما، هنوز وجود داریم. وجود داریم تا آن روز. امید دارم که دور نخواهد بود. غمی که داریم نور خواهد شد و تمام راهروهای قلبمان روشن..!
تا آن روز مراقب خودت باش؛ چرا که من به اندازهی تارِ موهایت، دوستت دارم.
میبوسمت.
با عشق فراوان💙💌
1 012
Repost from میخواهم زنده بمانم
میگن آدم شبیه چیزایی میشه که بهشون عشق میورزه، و تو درست شبیه دریایی، حتی موجِ موهات و چالِ خندههات. اگه طوفانی شدی گاهی، بدونِ خصلت دریاست، و طوفانها همیشه با خودشون قشنگ ترین صدفها رو به ساحل میارن.🌻
https://t.me/DeryaDerrya
1 012
از لابهلای درد برمیخیزم؛
به نجوایی کوچک
از اولین تپشهای عاشقانهی فروغ
یا اشکی رها شده
پس از تاسیانِ ابتهاج،
نفسی میگیرم در هوای نامههای شاملو
و پر میشوم از امیدهای سهراب
که بیهیاهو میانِ درختها کاشته.
بعد، با جیبهایی پُر از شعر،
دوباره تمرین میکنم
رسمِ زندگی را...
