کتاب و چای نَبات
الذهاب إلى القناة على Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
إظهار المزيد2 438
المشتركون
-1424 ساعات
-497 أيام
-24230 أيام
أرشيف المشاركات
2 435
📚بریده کتاب
«تو هیچ میدانی که داری با همین حرفهایت من را میکشی؟»#قلب_ضعیف_و_بوبوک #فئودور_داستایوفسکی
2 435
قلب ضعیف و بوبوک شامل دو داستان از دو دورهی ادبی متفاوت نویسندگی داستایفسکی است. قلب ضعیف ماجرای واسیا شومکوف، کارمند ساده و دونپایهای است که با رفیق خود آرکادی ایوانوویچ زندگی میکند. واسیا بهتازگی تصمیم به ازدواج گرفته است و در همان حال با وظایف و فشار کاری سنگینی دستوپنجه نرم میکند که رئیساش به او سپرده است. طیف گستردهای از غلیان احساسات پرشور در طول داستان همسو با احساسات قهرمان آن، یعنی واسیا، خیز برمیدارد و اوج میگیرد. احساسات افسارگسیخته، خام و رقیق که ممکن است شدت و حدتشان خواننده را هم در مقطعی دیوانه و مجنون کند. داستایفسکی همچون بسیاری از داستانهایی که در دورهی جوانی میآفرید، در این داستان نیز به بررسی زندگی کارمند ساده و ابعاد گوناگون این زندگی میپردازد و مفهوم قدرشناسی وسواسگونه و بتسازی از افراد را میکاود. مفهومی که به اطاعت دائم و حتی خودآزاری برای جلب رضایت و اندکی توجه از سرپرست میانجامد. عملی که سرانجامی جز دیوانگی ندارد!
#قلب_ضعیف_و_بوبوک #فئودور_داستایوفسکی #رمان
2 435
«تو چرا این جوری شدهای؟»
«من از خودم هم خسته شدهام.حوصلهام را از دست دادهام. دلم دارد میپوسد.»
'سمفونی مردگان
2 435
در مثل درهای معمولی باز نشد. شبح عبوسی بازش کرد. آرام اما کامل. انگار می خواست فضای تاریک و خالی زندگی را نشانم بدهد. جوری نگاهم کرد که آن جا بودنم بی معنی ترین کار دنیا به نظر می آمد.#ماه_کامل_میشود #فریبا_وفی
2 435
بهاره از خانواده سنتی خود جدا شده و به همراه برادرش بهادر در تهران زندگی می کند. او در شرکتی کار می کند و در آن شرکت با مردی که دوست عزیز خطابش می کند و چند نفر دیگر کار می کند و در ادامه ماجراجویی ها و خودیابی اش به پیشنهاد یکی از دوستانش به ترکیه سفر می کند تا با بهنام ملاقات کند و احیانا ازدواج کند. سفر فرصتی برایش فراهم می کند تا با فاصله به پشت سر نگاه کند و با اعتمادبه نفس بیشتری در مورد انتخاب تازه خود تآمل کند.
#ماه_کامل_میشود #فریبا_وفی #رمان
2 435
آدمها هیچوقت تماماً از این جهان محو نمیشوند، تا وقتی کسی به یادشان باشد به زندگی ادامه میدهند...#بچه_آهو #ماگدا_سابو
2 435
موشکان طبل شادیانه زدند بهر فتح و ظفر فراوانا شاه موشان بشد به فیل سوار لشگر از پیش و پس خروشانا گربه را هر دو دست بسته بههم با کلاف و طناب و ریسمانا شاه گفتا بدار آویزند این سگ روسیاه نادانا گربه چون دید شاه موشانرا غیرتش شد چو دیگ جوشانا همچو شیری نشست بر زانو کند آن ریسمان به دندانا موشکان را گرفت و زد بهزمین که شدندی به خاک یکسانا لشگر از یکطرف فراری شد شاه از یکجهت گریزانا از میان رفت فیل و فیلسوار مخزن و تاج و تخت و ایوانا هست این قصهٔ عجیب و غریب یادگار عبید زاکانا جان من پند گیر از این قصه که شوی در زمانه شادانا غرض از موش و گربه برخواندن مدعا فهم کن پسر پسر جان#موش_و_گربه #عبید_زاکانی
2 435
منظومه موش و گربه قصیده معروف انتقادی و طنز منسوب به عبید زاکانی است. در این منظومه، گربههای کرمان پس از بستن عهد و فریب موشان، عهد خود را میشکنند و جنگ بین موشان و گربهها در بیابانهای فارس درمیگیرد. ابتدا لشکر موشان پیروز شده و شاه گربهها را گرفتار میکنند
#موش_و_گربه #عبید_زاکانی #منظومه
2 435
📚بریده کتاب
بعضی چیزا اشتباهه. خیلی وقته ایمان دارم که هیچ فرقی بین من و ی حشره، ی حشره و رودخونه، یا ی رودخونه و صدای فریادی که بلند شده نیست. هیچ چیز هیچ مفهومی نداره. فقط شبکهای از چیزهایی که به هم وابسته هستند و این وابستگی بسته به شرایط کم و زیاد میشه. همه چی فقط تو کله ما میگذره، ربطی به چیزی که میبینیم یا میشنویم یا حس میکنیم و مدام ما رو به اشتباه میاندازه.#تانگوی_شیطان #لسلو_کراسناهور_کایی
2 435
📚بریده کتاب
ناگهان بر شاخهی باریک یک اقاقیا گذر بهار، تابستان، پاییز و زمستان را دید، چنانکه گویی زمان تنها میانپردهای بیهوده و فضای لایتناهی است.#تانگوی_شیطان #لاسلو_کراسناهور_کایی
2 435
بارش های بی رحمانه ی پاییزی و هجوم عنکبوت ها، باعث پوسیدگی خانه ها شده و روستاییانی که این مصیبت، آن ها را فلج کرده و از زندگی انداخته است، مأیوسانه و مانند حیواناتی افتاده در دام، انتظار فرصتی کوچک برای فرار از مزرعه را می کشند. خبری به گوش روستاییان می رسد که حاکی از آن است که ایریمیاس، یکی از اهالی سابق روستا که اهالی اعتقاد داشتند که مرده است، به گونه ای به زندگی بازگشته است. با شنیدن این خبر، حسی از امید به نجات از این مصیبت، در دل روستاییان جوانه می زند. کراسناهور کایی، در رمان تانگوی شیطان، تصویری آخرالزمانی از منطقه ای ارائه می کند که هر قطره ی باران در آن، پیام آوری از جهنم است.
#تانگوی_شیطان #لسلو_کراسناهور_کایی #رمان
2 435
مهم ترین سالهای عمرش را دنبال این دسته و آن گروه رفته است و حالا میخواهد دنبال خودش برود.#رویای_تبت #فریبا_وفی
