کتاب و چای نَبات
الذهاب إلى القناة على Telegram
به سرای «کتاب و چایِ نبات» خوش آمدید.☕️ کتاب را بگشایید، چای را بنوشید و بگذارید واژهها، همصحبتِ لحظههایتان شوند. @Ketab_o_chaiinabat_bot ناشناسمون✨️
إظهار المزيد2 416
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-457 أيام
-22830 أيام
أرشيف المشاركات
2 416
به قومی مبتلا شدهایم که فکر میکنند
خدا جز آنها کسی را هدایت نکرده است...!
ابنسینا
2 416
📚بریده کتاب
لکن میخواهم بگویم که اگر شخصی را با منطق متقاعد کنید که دلیلی برای گریه کردن ندارد، دست از گریه بر خواهد داشت. این روشن است. اما شما عقیده دارید که او دست برنخواهد داشت؟
راستالینکف پاسخ داد:
آخر، در این صورت زندگی خیلی آسان میشد.
#جنایت_و_مکافات #فئودور_داستایوفسکی📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 416
کتاب جنایات و مکافات شخصیت اصلی کتاب، جوانی به نام راسکولنیکف است. او دانشجوی حقوق است و بهخاطر شرایط بد اقتصادیاش قادر به ادامهی تحصیل نیست. البته، دلیل دیگری نیز برای بازماندن او از تحصیل وجود دارد. او اندیشههای عجیبی دارد که دیگران بههیچعنوان درک نمیکنند. او درست قبل از ترک تحصیل، مقالهای وحشتناک مینویسد که سرشار از ایدههای تاریک و البته درعینحال هوشمندانه است. راسکولنیکف باور دارد که در جهان دو گروه از انسانها وجود دارند.گروه اول افراد عادی هستند و گروه دوم شامل انسانهای بزرگ و برگزیدهای میشود که مجازند برای رسیدن به اهداف والاتر، اصول اخلاقی را زیر پا بگذارند. او عقیده دارد که این افراد برای رسیدن به اهداف خود حق دارند حتی دست به جنایات هولناکی چون قتل بزنند.. در نظر راسکولنیکف، این پیرزن برای هیچکس اهمیتی ندارد و تنها زنی احمق و بدجنس است که مرگش برای دیگران آسودگی به ارمغان میآورد.
-جنایت و مکافات
📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 416
📚بریده کتاب
احساس میکرد قدرت تحمل خیلی چیزها را دارد، اما سرنوشت مدام چنان او را غافلگیر میکرد که کمکم داشت دربارهٔ این قدرت به تردید میافتاد.
#یک_اتفاق_مسخره #فئودور_داستایوفسکی📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 416
روسیه در زمان تجدید حیات خود دچار شکاف طبقاتی عمیقی در سطح جامعه شد. افراد یا بالادست و نظامی و اشراف بودند یا انسانهای بسیار فقیر که بهسختی شکم خود را سیر نگه میداشتند. فئودور داستایوفسکی یکی از نویسندگانی است که بهشدت این موضوع را نقد میکرد و مخالف بیتوجهی به فقرا و طبقهٔ فرودست جامعه بود و این تفکر را در آثار خود انعکاس میداد. کتاب یک اتفاق مسخره (A Nasty Story) درمورد سه مرد نظامی است که در خانهٔ یکی از آنها مهمانی مفصلی فقط برای خودشان تدارک دیدهاند. آنها در آن دورهمی در مورد مسائل مختلفی صحبت میکنند و به این نتیجه میرسند که کسانی که دارای جایگاه بالای اداری هستند باید به کارمندان و زیردستان خود احترام بگذارند. ماجرا تا جایی ادامه پیدا میکند که بین آنها بحثی شدید درمیگیرد و با دلخوری آن جا را ترک میکنند.
-یک اتفاق مسخره
📖 @Ketab_o_chaiinabat📖
2 416
امروز را در خانه میمانم
و در به روی کَس نمیگشایم
امّا بی در و پیکر است
خانهی ذهنم
میآیند و میروند
دوستان ناموافق
آشنایان ناسازگار...
عباس کیارستمی
2 416
📚بریده کتاب
خیلی فرق بود میان آنچه که در دلش میگذشت و آنچه که به عنوان دین، در شناسنامهاش ثبت شده بود. اصلاً چه کسی گفته که از همان اول، وقتی نوزاد هستی، دینت باید در شناسنامهات درج شود؟
#سه_دختر_حوا #الیف_شافاک📖 @Ketab_o_chaiinabat 📖
2 416
شیرین، مونا و پری سه دختر با طرز فکرهای متفاوت مذهبی و عقیدتی هستند که با هم زندگی میکنند. پری (دختر سردرگم) شیرین (دختر لائیک) و مونا (دختر مذهبی) در کِشوقوس داستان، در دانشگاه آکسفورد باهم آشنا میشوند و فضای داستان را به سمت بحثهای پُرتنشی که در کلاسها یا بیرون از محیط دانشگاه رخ میدهد میکشانند. در داستان، به سیاست، فلسفه، عشق، دوگانگیهای شخصیتی و تنشهای اجتماعی پرداخته شده است.
-سه دختر حوا
📖 @Ketab_o_chaiinabat 📖
2 416
ای کاش امیدی به خوشیهای جهان بود
ای سکهی اقبال، دریغا که دورویی...
-حسین دهلوی
2 416
📚بریده کتاب
یک بار مردن، جواب نابود شدن های لحظه لحظه ی تو را نمی دهد.
#سلوک #محمود_دولت_آبادی📖 @Ketab_o_chaiinabat 📖
2 416
📚بریده کتاب
به زنی می اندیشم که چون از درون من می رفت، یک چاه بی کبوتر در من به جا گذاشت از خود، یک چاه سرد و تاریک، همانچه در اصطلاح آسان می شود به لغت و گفته می شود خلاء. ستون درون من تهی خود را به جا گذاشته است و چه سرد و مبهم و تاریک است آن. تابش خورشید در ستون بلورین کجا و پژواک درد در پیچ های پر مخافت چاه؟
#سلوک #محمود_دولت_آبادی📖 @Ketab_o_chaiinabat 📖
