ایرانگرایی
الذهاب إلى القناة على Telegram
868
المشتركون
+1424 ساعات
+27 أيام
+3530 أيام
أرشيف المشاركات
867
Repost from العربیه فارسی
تلاش میانجیگران طی روزهای گذشته نتوانسته به پیشرفتی در مذاکرات ایران و آمریکا منجر شود. سه مقام مطلع به «آکسیوس» گفتند تهران و واشینگتن همچنان حاضر به عقبنشینی از مواضع خود نیستند.
به گزارش آکسیوس، برخی مقامهای آمریکایی میگویند دونالد ترامپ، رئیسجمهوری آمریکا، ممکن است پس از انتخابات میاندورهای بار دیگر عملیات نظامی گسترده علیه ایران را آغاز کند.
دو مقام آمریکایی گفتند قطر به تلاشهای میانجیگرانه خود ادامه خواهد داد، اما مقامهای این کشور از مواضع دو طرف بهطور فزایندهای ناامید شدهاند.
یک منبع مطلع نیز گفت علی الذوادی، میانجی قطری، دوشنبه در نیویورک با عباس عراقچی، وزیر خارجه ایران، و هیئت همراه او دیدار کرد. این نشست چند ساعت ادامه داشت.
بهگفته این منبع، دو طرف درباره پیشنهاد دو صفحهای قطر برای نزدیک کردن مواضع تهران و واشینگتن گفتوگو کردند. این پیشنهاد به درخواست ایران برای رفع محاصره دریایی آمریکا علیه بنادر این کشور و در مقابل، درخواست واشینگتن برای دریافت امتیازاتی از تهران در زمینه برنامه هستهای میپرداخت.
https://ara.tv/g2bof
867
Repost from Vahid Online وحید آنلاین
قوه قضائیه جمهوری اسلامی اعلام کرد دو نفر را که در اعتراضهای دیماه سال گذشته در مشهد بازداشت شده بودند، بامداد چهارشنبه اعدام کرده است.
بر پایه اعلام مرکز رسانه قوه قضائیه، علی همتی سیستانیان و مجید نیکاندیش پس از تأیید حکم در دیوان عالی کشور اعدام شدند. قوه قضائیه آنان را به دست داشتن در کشته شدن چهار نفر از نیروهای امنیتی در منطقهای در مشهد متهم کرده بود.
در ادعای قوه قضائیه آمده است دو متهم در بازجویی و در دادگاه به حمله به یک فروشگاه زنجیرهای، آتش زدن آن با کوکتل مولوتف، آتش زدن یک بانک و تخریب اموال عمومی اعتراف کردهاند.
هیچ اطلاعاتی درباره روند دادرسی، دسترسی متهمان به وکیل انتخابی یا شرایط اخذ اعترافات منتشر نشده است. اعترافات تلویزیونی در پروندههای امنیتی جمهوری اسلامی بارها از سوی نهادهای حقوق بشری به اخذ تحت فشار متهم شده است.
@VahidHeadline
📡 @VahidOnline
867
ارزیابی موسسه مطالعات جنگ بر این است که ممکن است جمهوری اسلامی در روزهای آتی حملات خود علیه زیرساختهای منطقهای یا کشتیرانی را گسترش دهد؛ زیرا صادرات نفت کشورهای دیگر از تنگه هرمز در حال افزایش است، در حالی که توانایی ایران برای فروش نفت خود بهطور فزایندهای کاهش مییابد.
والاستریت ژورنال در ۲۸ سپتامبر گزارش داد که صادرات نفت خاورمیانه در ماه سپتامبر به حدود ۱۳ میلیون بشکه در روز رسیده است؛ رقمی که بیش از نیمی از سطح پیش از جنگ است.
@drmasoudzamani2
867
موسسه مطالعات جنگ
ابومجاهد عساف، مسئول امنیتی کتائب حزبالله عراق، در بیانیهای در ۲۸ سپتامبر تهدید کرد که اگر دولت فدرال عراق علیه منافع ایران و گروههای شبهنظامی عراقی مورد حمایت ایران عمل کند، این گروه «به هر وسیلهای» دولت را سرنگون خواهد کرد.
عساف همچنین تهدید کرد که شبهنظامیان «بنادر» همه کشورهایی را که در «محاصره» پروازهای ایران مشارکت دارند خواهند بست و هر هواپیمای متخاصمی را در حریم هوایی عراق سرنگون خواهند کرد. اشاره عساف به تصمیم دولت عراق برای بستن فرودگاههای این کشور به روی هواپیماهای ایرانی، پیش از آن صورت گرفت که ایالات متحده یک معافیت ۳۰روزه از تحریمها برای پروازهای شرکت هواپیمایی عراق صادر کند تا زائران شیعه را میان ایران و نجف جابهجا کند.
@drmasoudzamani2
867
موسسه مطالعات جنگ
بنا بر گزارشها، حوثیها و نیروهای همسو با دولت یمن هر دو دستور بسیج عمومی صادر کردهاند تا خطوط مقدم در سراسر یمن را تقویت کنند. این اقدام ممکن است نشاندهنده قصد بلندمدت حوثیها برای ادامه پیشروی در استان تعز و در امتداد ساحل دریای سرخ باشد و احتمالاً در سوی مقابل، نشاندهنده قصد دولت یمن برای معکوس کردن پیشرویهای حوثیهاست.
@drmasoudzamani2
867
Repost from مهدی نصیری
📢آیا به لحظه بزرگ اعتصاب نزدیک شدهایم؟
✍ مهدی نوذر
آنچه امروز در میان معلمان و پرستاران در حال رخ دادن است، اگرچه در ظاهر مجموعهای از استعفاها و ترک شغلهاست، اما به نظر من باید آن را در چارچوبی بزرگتر دید؛ نشانهای از فرسایش توان اقتصادی جمهوری اسلامی و شروع اعتصابات دامنه دار .
وقتی معلم یا پرستار با وجود تخصص و اهمیت شغلش به جایی میرسد که درآمدش دیگر کفاف زندگی را نمیدهد و تصمیم میگیرد کارش را ترک کند، مسئله دیگر فقط یک نارضایتی شغلی نیست. این یعنی بخشی از نیروی انسانیِ سیستم دیگر توان ادامه دادن ندارد.
اما سؤال مهمتر اینجاست: اگر این روند از مدرسه و بیمارستان عبور کند و به کارخانهها، صنایع فولاد، پتروشیمی، حملونقل، بنادر، نیروگاهها و صنعت نفت برسد، چه اتفاقی خواهد افتاد؟
اینجاست که یک اعتراض صنفی میتواند به یک بحران اقتصادی و سیاسی تبدیل شود.
تاریخ معاصر ایران یک نمونه روشن دارد. در سال ۱۳۵۷، اعتراضها بهتدریج وارد محیطهای کاری و بخشهای مختلف اقتصاد شدند. وقتی اعتصابها به صنایع کلیدی رسیدند و سرانجام صنعت نفت را درگیر کردند، ماجرا دیگر فقط اعتراض خیابانی نبود؛ چرخ اقتصادی کشور نیز با اختلال جدی روبهرو شد.
امروز اگر معلم و پرستار به دلیل فشار اقتصادی دست از کار میکشند، مسئله فقط خود آنها نیست. این اتفاق میتواند نشانهای از بحرانی باشد که اگر به دیگر بخشهای جامعه و اقتصاد سرایت کند، ابعاد بسیار بزرگتری پیدا خواهد کرد.
و شاید نقطه تعیینکننده دقیقاً همینجا باشد؛ جایی که اعتراضهای پراکنده صنفی به یکدیگر متصل شوند و بخشهای مختلف نیروی کار کشور، هر کدام در جایگاه خود، نشان دهند که ادامه این وضعیت برایشان ممکن نیست.
در سال ۵۷، اعتصاب صنعت نفت یکی از نقاط عطف بحران بود.
شاید تاریخ دوباره به ما یادآوری کند که گاهی سرنوشت یک حکومت فقط در خیابان تعیین نمیشود؛ بلکه در محل کار، کارخانه، بیمارستان، مدرسه و در نهایت در چرخهای اقتصادی کشور رقم میخورد.
در پایان خاطرنشان میکنم که امروز وظیفه ما مردم ایران است که در کنار معلمان و پرستارانی که برای زندگی و آینده خود ایستادهاند بایستیم، از اعتراضات و استعفای آنان حمایت کنیم و به آنان بپیوندیم. گسترش همبستگی میان اقشار مختلف جامعه میتواند این اعتراضات را به نیرویی گستردهتر تبدیل کند و روند فروپاشی جمهوری اسلامی را شتاب بخشد.
@politicscafe
867
توماس زدخوفسکی، نماینده کشور چک در پارلمان اروپا:
میگه من با تمام اپوزیسیونهای ایرانی صحبت کردم و همهشان جز شاهزاده چرت و پرت میگفتن
@drmasoudzamani2
867
تاملات
کارخانه ای به نام وطن
بیستودوم فروردین ۱۳۱۵، نمایشگاه محصولات ایران در تهران گشوده شد. رضاشاه از غرفهها بازدید میکرد و نمونههای تولید داخلی را میدید؛ کالاهایی که یک دهه پیش بخش بزرگی از آنها باید از روسیه، بریتانیا یا هند وارد میشد. در غرفهٔ کارخانهٔ وطن اصفهان، محمدجعفر کازرونی پارچههای کارخانهٔ خانوادگی را پیش روی شاه گذاشت. رضاشاه کیفیت منسوجات را ستود و دربارهٔ پارچهٔ مورد نیاز ارتش پرسید. پاسخ کازرونی این بود که کارخانه بهزودی پارچهٔ پالتوی نظامیان را نیز تولید خواهد کرد.
در پس این گفتوگوی کوتاه، یکی از بزرگترین دگرگونیهای اقتصادی ایران نهفته بود: تاجر ایرانی از واسطهٔ کالای خارجی به سازندهٔ کالای ملی تبدیل میشد.
کارخانهٔ وطن در حدود سال ۱۳۰۰ به ابتکار فضلاللهخان عطاءالملک دهش شکل گرفت و در ۱۳۰۴ تولید را آغاز کرد. انتقال ماشینآلات از آلمان، عبور آنها از راههای کوهستانی و نصب تجهیزات چند سال طول کشید. سرمایهٔ لازم نیز بیش از توان یک نفر بود. حاج محمدحسین کازرونی، بازرگان سرشناس و مشروطهخواه اصفهانی، به طرح پیوست و سرانجام ادارهٔ کارخانه را در دست گرفت. نام "وطن" برنامهٔ اقتصادی این بنگاه تولیدی را اعلام میکرد: پارچهای که ایرانی میپوشد باید در ایران تولید شود.
کازرونی از نسلی میآمد که شکست اقتصادی ایران را با چشم خود دیده بود. اصفهان قرنها مرکز بافندگی، قلمکار، زری و پارچههای مرغوب بود. ورود انبوه منسوجات کارخانهای اروپا بازار بسیاری از بافندگان ایرانی را از میان برد. بازرگان ایرانی کالا وارد میکرد، مصرفکننده پول میپرداخت و ارزش افزوده در کارخانههای منچستر پدید میآمد. حتی جرج کرزن با لحنی آمیخته به رضایت نوشته بود که منچستر جامهدار عمومی اصفهان شده است.
بازرگانان اصفهان پیشتر شرکت اسلامیه را برای تولید و فروش منسوجات داخلی تأسیس کرده بودند. آن تجربه سرانجام کامیاب نشد، ولی اندیشهاش باقی ماند: استقلال سیاسی بدون توان تولید، همیشه در معرض فرسایش است. ملتی که لباس سرباز، ابزار کشاورز و کالای روزانهاش را نمیسازد، بخشی از اختیار خود را هنگام خرید به بیرون از مرز واگذار میکند.
تفاوت کارخانهٔ وطن با کوششهای پیشین در محیط سیاسی تازه بود. دولت رضاشاه امنیت راهها را برقرار کرد، ماشینآلات صنعتی را از عوارض گمرکی معاف ساخت، حملونقل را گسترش داد و برای تولید داخلی بازار پدید آورد. زمانی که میان دهش و کازرونی اختلاف افتاد و آیندهٔ کارخانه مبهم شد، رضاشاه که هنوز سردارسپه بود، برای حفظ طرح میانجیگری کرد و سفارش بزرگی برای لباس ارتش داد. این سفارش سرمایهدار را از خطر نخستین سالهای تولید عبور داد و به او اطمینان داد که دولت ملی خریدار کالای ملی خواهد بود.
نتیجه را در همان نمایشگاه سال ۱۳۱۵ میشد دید. کارخانهای که کار خود را با ۱۲ دستگاه آغاز کرده بود، حالا، ۸۵ دستگاه داشت و برای افزایش شمار آنها به ۱۱۲ برنامهریزی میکرد. تولید سالانهاش به ۶۵۰ هزار متر پارچه رسیده بود. وطن دیگر کارگاهی آزمایشی نبود؛ بنگاهی صنعتی بود که میتوانست
دربارهٔ تأمین پوشاک ارتش مذاکره کند.
کارخانهٔ وطن به الگویی برای سرمایهگذاران دیگر اصفهان تبدیل شد. کارخانههای ریسندگی، بافندگی و صنایع پشم یکی پس از دیگری برپا شدند. تا پایان سلطنت رضاشاه، اصفهان لقب «منچستر ایران» گرفته بود؛ این بار نه به سبب تسلیم بازارش به منچستر انگلستان، بلکه به سبب تراکم کارخانههای ایرانی. شمار کارگران نساجی مدرن کشور که در حدود ۱۹۲۰ نزدیک به هزار نفر بود، در ۱۹۴۰ به ۲۴۵۰۰ نفر رسید. سرمایهٔ خصوصی بیش از هر بخش صنعتی دیگر به نساجی روی آورد.
کازرونی سرمایهاش را در صندوق پنهان نکرد و به خرید خانه و زمین بسنده نکرد. آن را به ماشین، دستمزد، پارچه و مهارت تبدیل کرد. سود او پاداش پذیرش خطر بود.
داستان وطن دربارهٔ روایتگر لحظهای است که حاکمیت ایران، بازار و سرمایهدار ایرانی هدفی مشترک یافتند: بازپسگرفتن بازار ایران برای تولید ایران. رضاشاه میدان را ساخت و بازرگان اصفهانی در آن سرمایه گذاشت. کارگر ایرانی ماشین را به حرکت درآورد. پارچهای که از دستگاه بیرون آمد، غرور ملی بود که میشد آن را برید، دوخت و بر تن کرد.
867
شرمآور: تام فلچر، دیپلمات پیشین بریتانیایی که اکنون ریاست نهاد امدادرسان سازمان ملل را بر عهده دارد، در برابر عباس عراقچی، وزیر امور خارجه ایران، تعظیم میکند؛ وزیر خارجهٔ حکومتی که در ماه ژانویه دهها هزار معترض را قتلعام کرد. فلچر بارها مواضع و ادبیات جمهوری اسلامی علیه ایالات متحده و اسرائیل را بازتاب داده است.
@drmasoudzamani2
867
از بی شرمی این آدم، همین بس که جمهوری لسلامی را در مجامع بین المللی قربانی تروریسم می خواند و وقتی با گزارشها درباره اعدام ۹۰۰ ایرانی توسط رژیمش روبهرو می شود، لبخند می زند.
@drmasoudzamani2
867
Repost from مهدی نصیری
فوری: ترامپ خبر اکسیوس در کاهش تحریمها را تکذیب کرد
ترامپ دقایقی پیش نوشت:
«اکسیوس هماکنون خبری منتشر کرده مبنی بر اینکه "ترامپ" به ایران پیشنهاد لغو تحریمها و آزادسازی داراییهای مسدودشده را داده است.
این غیرواقعی است. من هیچ چیز به آنها پیشنهاد ندادهام.
خبر اکسیوس، مانند اکثر اخبار دیگر، یک فریب و شایعه است که تنها با هدف ارضای سندرم اختلال روانی علیه ترامپ (TDS) استفاده میشود.
آنها باید این خبر جعلی را بلافاصله پس بگیرند.
رئیسجمهور دونالد جی. ترامپ»
https://t.me/mihanparastlink
867
آکسیوس
شکاف میان مواضع دو طرف روشنتر شده است: ایران میخواهد مذاکرات بر تنگه هرمز، محاصره دریایی، تحریمهای نفتی و داراییهای مسدودشده متمرکز باشد. در مقابل، واشنگتن خواستار امتیازدهی ایران در پرونده هستهای است. مایک والتز، سفیر آمریکا، علناً درخواست تهران برای برخورداری از گشایشهای گسترده پیش از آغاز مذاکرات را غیرقابلقبول توصیف کرده است.
@drmasoudzamani2
867
Repost from کافه سیاست 👑
📢تاجزاده هنگام ناپدیدشدن سعید زینالی، معاون سیاسی وزیر کشور بود.
هر وقت درباره سرنوشت زینالی توضیح قانعکنندهای داد، میشه درباره بقیه ادعاهاش حرف زد.
برای ایشون ۲۰۰ کشته یا ۵۰۰ اعدامی چیزی نیست؛ برای ما یک خون ریختهشده مهمه.
مسابقهی «کی کمتر کشته»ست که ازش «بت» میسازین؟!
@politicscafe
867
وقتی قند و چای، ریل شدند
در واپسین روزهای اوت ۱۹۳۸، رضاشاه چکش را برداشت و آخرین میخ راهآهن سراسری را کوبید. قطاری که از بندر شاهپور در کرانهٔ خلیج فارس راه افتاده بود، به تهران رسید. صدای آن ضربه پایان یازده سال حفاری، پلسازی و نبرد با جغرافیای دشوار ایران بود. نشریهٔ تایم آن روزها از «میخ طلایی» نوشت؛ اما فلزی که بندر شاهپور را به بندر شاه در ساحل خزر پیوند میداد، از طلای خزانه یا وام بانکهای خارجی ساخته نشده بود. پولش از قند و چای سفرهٔ ایرانی آمده بود.
راهآهن سراسری ۱۳۹۴ کیلومتر امتداد داشت. مسیر آن از جلگههای گرم خوزستان آغاز میشد، از زاگرس میگذشت، به فلات مرکزی میرسید، البرز را میشکافت و سرانجام به کنارهٔ خزر فرود میآمد. سازندگانش ۲۲۴ تونل حفر کردند؛ یازده تونل به صورت مارپیچ طراحی شد. ۱۷۴ پل بزرگ، ۱۸۶ پل کوچک و ۸۹ ایستگاه ساخته شد. بیش از ۶۵ هزار مهندس، کارمند و کارگر در پروژه حضور داشتند. این ارقام را نباید فهرستی خشک از مصالح و نیروی انسانی دانست. هر تونل، قطعهای از جغرافیای سرکش ایران را وارد قلمرو دولت ملی میکرد.
هزینهٔ طرح نزدیک به ۱۵۰ میلیون دلار آن روزگار برآورد شده است. دولت آن را عمدتاً از عوارض قند، شکر و چای تأمین کرد. رضاشاه میتوانست سراغ وام خارجی برود. روس و انگلیس نیز برای سرمایهگذاری در راههای ایران بیمیل نبودند؛ البته سرمایهای که با نفوذ سیاسی، امتیاز و حق مداخله همراه میشد. شاه راه دشوارتر را برگزید: ایرانیان هزینهٔ راهآهن ایران را بپردازند تا اختیار آن در دست ایران بماند.
در کشوری که خاطرهٔ امتیاز رویتر، قراردادهای استعماری و گمرکات گروگذاشتهشده هنوز زنده بود، شیوهٔ تأمین مالی بخشی از معنای پروژه به شمار میآمد. رضاشاه عوارض یک کالای مصرفی را به دارایی مولد بدل کرد. هر استکان چای سهمی کوچک در ساختن ستون فقرات کشور داشت.
این هزینه برای خانوادههای ایرانی واقعی بود. عوارض، قیمت کالا را افزایش میداد. بااینحال، پول در هیاهوی دستگاه تبلیغاتی یا شبکهای از بنیادهای بیحساب ناپدید نشد. ریل در برابر چشم مردم پیش میرفت، ایستگاه برپا میشد و پلی بر فراز دره قرار میگرفت. مالیاتی که به سرمایهٔ عمومی تبدیل شود با پولی که برای نگهداری قدرت سیاسی مصرف میشود یکسان نیست. مشروعیت مالیات از مقصد آن آغاز میشود: آیا دولت ثروت جامعه را به ظرفیت تازهای برای جامعه بدل میکند؟
راهآهن سراسری نمونهای روشن از وظیفهٔ دولت ملی در یک نظم آزادیخواهانه است. بازار بدون راه، امنیت و قانون نمیتواند قلمرو ملی بسازد. تاجری در تبریز، کشاورزی در مازندران و تولیدکنندهای در خوزستان زمانی وارد بازاری گستردهتر میشوند که هزینهٔ حملونقل کاهش یابد و کالا در زمانی قابل پیشبینی به مقصد برسد. دولت محدود به معنای دولت ناتوان نیست. دولت باید در برابر جان و مال مردم محدود باشد؛ در اجرای قانون، ساخت زیرساخت و پاسداری از مرزها باید توانمند عمل کند.
ساخت پروژه به همکاری ۴۳ پیمانکار از کشورهای گوناگون نیاز داشت. مهندسان و شرکتهای خارجی دانش فنی خود را آوردند، اما مالک راهآهن و تعیینکنندهٔ مقصد آن دولت ایران بود. این الگو معنای درست ملیگرایی را نشان میدهد. ملیگرایی ایرانی دیوارکشیدن دور کشور نیست؛ توانایی بهکارگرفتن دانش جهان بدون سپردن ارادهٔ ملی به بیگانه است. رضاشاه ایران را از جهان جدا نکرد. او رابطهٔ ایران با جهان را از موضع دولتی صاحب اختیار بازسازی کرد.
شماری از ناظران خارجی مسیر راهآهن را از نظر تجاری کمبازده و آن را حاصل جاهطلبی شاه دانستند. گزارش تایم در سپتامبر ۱۹۳۸ نیز از همین نگاه خالی نبود. این داوری، کشور را مانند بنگاهی خصوصی میسنجید که باید هر خط ریلش فوراً سود حسابداری تولید کند. راهآهن برای ایران مأموریتی بزرگتر داشت: یکپارچهکردن سرزمین، جابهجایی سریع نیرو و کالا، تثبیت اقتدار دولت مرکزی و گشودن نواحی دورافتاده به اقتصاد ملی. سود چنین زیرساختی را نمیتوان فقط در ترازنامهٔ نخستین سال بهرهبرداری یافت.
ثبت راهآهن سراسری ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو در سال ۲۰۲۱، ارزش مهندسی و تاریخی آن را به رسمیت شناخت. همان طرحی که برخی ناظران خارجی «رؤیای شاه» میخواندند، اکنون چون نمونهای برجسته از نوسازی یک کشور آسیاییِ مستقل شناخته میشود. تاریخ گاهی به داوریهای شتابزده فرصت تصحیح میدهد.
@drmasoudzamani2
