SPIDER
الذهاب إلى القناة على Telegram
🎁 https://ttt.tg/@SPIIIIDEREE/gift http://t.me/safeCht_bot?start=onoQUs
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 044
المشتركون
-424 ساعات
-497 أيام
-31130 أيام
أرشيف المشاركات
1 046
Repost from 𒀭روایتِخورشید
درود دوستان
این پیام + این پست رو فوروارد کنید و اگه دوست داشتید بهش ریاکت بدید ترجیحا کفتر🙏🏼 *🕊*
من هم با توجه به حس و حالی که از شما و چنلتون میگیرم، یک تصویر از نمادی ایرانی و یک جمله کوتاه برای توصیفتون تقدیم میکنم.
1 046
Repost from 𒀭روایتِخورشید
به نام خداوند رنگینکمان
ماریای عزیزتر از جانم،
امروز که برایت مینویسم، قلمم در قفس غم، پر و بال شکسته است و نایی برای به رقص درآمدن بر دلِ سفیدِ کاغذ ندارد؛
فقط میخواهم بدانی…
این روزها، آنگونه که میپنداشتیم، رنگارنگ نبودند. داستانهایی را که برایت میخواندم به خاطر داری..؟
از تمامِ قصه، تنها همان «یکی بود، یکی نبود»هایش نصیبمان شد.
نه چون روباه، به دنبال پنیر دیگری لب از لب گشودیم، و نه همچون گرگ، برای لذت شکم، گوسفندی دریدیم.
تنها، به مانند شیر پیری که یک عمر به عزت سر خم نکرد، زیستیم و از بختِ سیه، در ناتوانی، مضحکهٔ دستهای شغال شدیم.
قصه به سر نرسید؛ اما هرچه در این راه دویدیم، تاریکی خانهمان را عمیقتر بلعید.
بارانهای بسیاری سر گرفت، ولی هر قطرهاش اشک بود و اندوهی چکیده از دلهای خونین. قاصدکها یکبهیک پژمردند و آرزوهایمان را باد برد. دیگر ستارهای در آسمان ما پیدا نشد؛ گویی دستی خاکستری، همه را دانهبهدانه چید و به دوردستها فروخت.
از رنگینکمان، تنها رنگِ قرمزِ خونآلودش بهجا ماند، و آسمان از شرم، رختِ آبیاش را کند و در اندوه ما جامهٔ سیاه به تن کرد.
اما...
امروز، اگرچه به مانند تمام روزهای گذشته، دستهایمان خالیست، ولی دلگرمتر از همیشه، استوار و محکم در راستای شکستن این بند ننگبار از دستان بستهٔ تاریخ گام برمیداریم.
شاید آن روز من دیگر نباشم تا برایت از لمس آزادانهٔ شادی بنویسم؛
اما سوگند به غمِ قلبِ مادری پاکدل و جگرسوخته به نام ایران،
که اگر خاکستری در دست نسیم باشم، در طلوع آن صبح، ذرهذره آواز سر خواهم داد؛
باشد تا جهان، پس از این سکوتهای اجباری،
شنوای فریادی از جنس آزادی شود.🕊✨
1 046
بله
من از طرف دوستم معذرت میخوام
وقتی فهمیدم ناراحت شدید پیام هارو پاک کردم
بازم شرمنده
دوستم عادتشه😭
1 046
بعضی آدمها رو نمیشه با کلمه توضیح داد. نه بهترین دوستتن، نه غریبه، ولی یه جای خاص توی قلبت دارن. آدمایی که شاید ماهها ازشون خبر نداشته باشی، ولی اسمشون که میاد یه حس آشنا توی دلت بیدار میشه. بعضی ارتباطها تعریف ندارن، فقط احساس میشن.
-دیوانه مینوشت؛
1 046
شما میگید تو رابطه دوست داشتن از همه چی مهمتره! اما من میگم اینکه حرمت اونی که دوسش داری رو نگه داری و دروغ نگی مهمترین و با ارزشترین چیزه! رابطهی بدون حرمت مفتم نمیارزه حتی اگه طرف مقابل عاشقترین باشه! شوخی بجای خود ، خنده بجای خود و احترام و هر حرف و حرکتی نزدن هم به جای خود! و در کنار این قضیه سیر بودن هم خیلی مهمه! یکم ریزتر به این مسائل دقت کنید "
1 046
گاهی دلم برای آیندهای تنگ میشه که هنوز نرسیده. برای آدمی که قراره بشم، برای روزایی که هنوز تجربه نکردم، برای لحظههایی که هنوز ساخته نشدن. شاید قشنگترین بخش زندگی همین باشه که همیشه یه چیزی برای انتظار کشیدن وجود داره. یه امید کوچیک که آدمو جلو میبره.
-دیوانه مینوشت؛
