Párnià🌒
قناة بسيطة
گوشه ی امن من
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
324
المشتركون
-324 ساعات
-87 أيام
+1130 أيام
أرشيف المشاركات
323
پرنیا دوستم اومده بود خونمون من داشتم خونه رو تمیز میکردم فیلم گرفت گفتم حالا عادیه ازهم فیلم میگیریمو اینابعد یسال پیشم اینکارو کرده بود برداشته بود فزستاده بود ب دوس پسرش اصن از کارش خوشم نیومد گفت دگ تکرار نمیکنم نمیدونستم خوشت نمیاد و اینا بعد ک این فیلمم چن روز پیش گفته بود دوس پسرش گوشی دستش بوده گفت رفت توگالریمو اینا گفتم فیلمه ک ازمنم گرفته بودی دید گفت ن ندیده و اینا ولی من حسم میگه دیده خیلی از دستش ناراحت شدم من مشکلی ندارم دوس پسرش ببینه ولی تو اون فیلما شرایطم اونجوزی نبود ک بخاد دوس پسرش ببینه
بنظرت چیکارکنم
323
من تازه با دوستم قطع ارتباط کردیم سر بچیز مسخره
همیشه وقتی قهر میکردیم اون میومد جلو بنظرت ایندفعه من برم؟
جدی تر از دفعه های قبله دعوامون
323
پرنیا من انگار عادت کردم با دوستم هرروز حرف بزنم بعد یجوری شدم ک مثلا من خودم دوس نداشتم برم دانشگاه ولی دگ اصرار کرد و اینا گفتم باهم بریم الانم اونجوری از تصمیمم ناراضی نیستم اما اخلاقش یجوریه ک تا ی پسر میاد توزندگیش انگار منو یادش میره هروقت با پسره دعواش میشه یا ازش ناراحته میاد ب من میگه و اینامثلا پسره سه وچارساعت ازش خبری نباشه زنگ میزنه بهش ببینه چیکارمیکنه و اینا اما منکه رفیقشم تا یروز کاملم میتونه ازم خبر نگیره باهمچین رفیقی چطور باید رفتار کردچهارسالیم هست ک رفیقیم
