راست
الذهاب إلى القناة على Telegram
خوش اومدی رفیق. کانال نشریهٔ آزادِ «راست» که دربرگیرندهٔ مطالب سیاسی، اجتماعی و فرهنگی با رویکردی کاملاً و بهغایت افراطیست. از شنیدن هرگونه انتقاد و نظر منفی خرسند خواهم شد.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 449
المشتركون
-1024 ساعات
+317 أيام
+3730 أيام
أرشيف المشاركات
1 436
+2
تصویر اول:
صهیونیسمستیزی به مثابه نژادپرستیِ رهاییبخشتصویر دوم:
انکار مشروعیت اسرائیل به عنوان یک دولت-ملت. ضدصهیونیسم در حال حرکت از حاشیهها به جریان اصلیِ چپِ لیبرال و راستِ پوپولیست است. انگیزهی این جریان، دلسوزی برای رنج فلسطینیان یا مخالفت با نتانیاهو نیست؛ بلکه ردِ حقِ موجودیت اسرائیل و حقِ جمعیت آن برای برخورداری از امنیتِ پایهای است.تصویر سوم:
هر موضعی در زمان خود از عقلانیت و موجهبودنِ خاصی برخوردار است. بحثهای اولیه درباره بقای یهودیت، پرشور و کثرتگرایانه بود. لیبرالها از ادغام و همگونسازی فرهنگی دفاع میکردند، یهودیان ارتدوکس صهیونیسم را خطرناک میدانستند، و چپِ مارکسیست بر این باور بود که رهایی یهود تنها از طریق انقلاب کارگری محقق میشود.------------ #عقلچپ @RastMag | راست
1 436
بخش ۳/۵ | آیا آزادی بیان باعث گسترش اشتباهات میشود؟
بعضیها میگویند اگر همه بتوانند آزادانه حرف بزنند، اطلاعات غلط هم منتشر میشود. این نگرانی بیدلیل نیست، اما پرسش مهمتری وجود دارد: چه کسی قرار است تشخیص دهد حقیقت چیست؟ تاریخ بارها نشان داده که دولتها، احزاب و گروههای قدرتمند نیز اشتباه میکنند. بهترین راه مقابله با یک نظر اشتباه، معمولاً ارائه استدلال بهتر است، نه ممنوع کردن بحث. وقتی دیدگاهها آزادانه مطرح شوند، امکان نقد و بررسی آنها نیز وجود دارد. اما وقتی یک عقیده ممنوع شود، اغلب از بین نمیرود؛ فقط از دید عموم پنهان میشود.
-------------
#آزادیفردی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 436
بخش ۲/۵ | آزادی بیان برای مخالفان است
بیشتر مردم از آزادی بیان حمایت میکنند، تا زمانی که با حرف مطرحشده موافق باشند. اما ارزش واقعی این اصل زمانی مشخص میشود که از حق بیان کسانی دفاع کنیم که با آنها همنظر نیستیم. اگر فقط عقاید محبوب اجازه بیان داشته باشند، دیگر چیزی به نام آزادی بیان وجود ندارد. امروز ممکن است نظر رقیب سیاسی سانسور شود و فردا نوبت نظر شما باشد. آزادی بیان به این معنا نیست که همه حرفها درست هستند؛ بلکه یعنی حقیقت باید در میدان بحث و استدلال سنجیده شود، نه با حذف و خاموش کردن صداهای مختلف.
-------------
#آزادیفردی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 436
⏳فمینیسم لیبرال تاریخ انقضا دارد؟
اگر سیری در آمریکا و اروپای شمالی و غربی داشته باشیم میبینیم که فمینیسم لیبرال دیگر کمتر به عنوان یک جنبش شناخته میشود. چرا؟ آیا دلیلش این است که از یادها رفته؟ یا چنان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن کشورها نفوذ داشته که وضع طبیعی قلمداد میشود؟ یا تاریخ انقضای آن تمام شده؟
فمینیسم لیبرال (همان طور که در نشریه آمد.) برای دستیابی به برابری حقوقی زنان و مردان شکل گرفت؛ حق رأی، حق مالکیت، دسترسی برابر به آموزش، فرصتهای شغلی برابر و برابری در برابر قانون. اگر امروز در کشورهای اروپای غربی و آمریکا کسی بگوید زنان نباید حق رأی داشته باشند یا نباید وارد دانشگاه شوند یا قانون باید میان زن و مرد تفاوت قائل شود، سخنش نامعقول بنظر میرسد و شاید هم خندهدار.
همان طور که لیبرالیسم به بخشی از هوای تنفسی جوامع غربی دراومد، فمینیسم لیبرال نیز در بسیاری از اهداف خود پیروز شد و در نهادهای سیاسی و حقوقی غرب ادغام شد. به همین دلیل هم است که بسیاری از مردم غرب حتی بدون اونکه خودشون رو فمینیست بدونند، از اصولی دفاع میکنند که روزی روزگاری مطالبات و خواستهای اصلی فمینیسم لیبرال بود.
درست در همین نقطه است که ما یک انشعاب بزرگ را میبینیم. پس از اونکه بخش زیادی از اهداف فمینیسم اولیه (لیبرال) محقق شد، بخشی از جنبش زنان از مطالبهٔ برابری حقوقی و تدریجی به سمت پروژههای فرهنگی و هویتی حرکت کردند. (از سال ۱۹۶۰ بیشتر این تغییر جهتها انجام گرفت، به نوعی با رشد چپ نو.) دیگه مسئله صرفاً حق رأی یا دسترسی به آموزش نبود؛ بلکه موضوعاتی مطرح شد، مثل سهمیهبندی جنسیتی، بازتعریف نقشهای زن و مرد، نظریههای هویت جنسیتی، زبان جنسیتمحور و بازسازی فرهنگی جامعه، در دستور کار پستمدرنها و چپهای نو قرار گرفت.
در نتیجه، همون طور که لیبرالیسم اجتماعی از لیبرالیسم کلاسیک فاصله گرفت، فمینیسم معاصر هم از فمینیسم لیبرال فاصله گرفت و مطالباتش کاملاً انقلابی و زیر و رو کننده شده. فمینیسم لیبرال از برابری افراد در برابر قانون فارغ از جنس و جنسیتشان میگفت اما جریانهای جدید میگویند باید نتایج هم برابر باشند، حتی اگر نیاز به مداخلههای گستردهٔ دولتی یا اجتماعی باشد.
به همین دلایل هم هست که بسیاری از محافظهکاران، لیبرتارینها و راستمیانهها با فمینیسم لیبرال (لیبرال نه به معنای امروز در غرب که معادل با چپ (Left) منظور میشه.) مشکلی ندارند اما اختلاف نظر اصلی آنها با شاخههای چپنو یا سوسیالیستی از برابری حقوقی گذر کرده و به سمت سیاستهای هویت، مهندسی اجتماعی، سیاستهای مربوط به خانواده و بازتعریف ساختارهای سنتی جامعه رفتند.
به طور کلی باید بگیم که فمینیسم لیبرال مثل لیبرالیسم در بسیاری از کشورهای غربی به بخش عادی و وضعیت معمول جامعه تبدیل شده. نزاعها و دعواهای امروز دیگه بر سر حق رأی زنان نیست بلکه بر سر این سوال یا پرسش است که آیا پس از تحقق برابری حقوقی، باید برای برابری نتایج¹ نیز جامعه را بازطراحی کرد یا نه؟ این همون شکافی هست که امروزه وجود دارد.
---
۱. عبارت برابری نتایج رو با چند مثال روشنتر میکنیم. برابری حقوقی (برابری فرصتها) را باید در مقابل برابری نتایج قرار داد؛ برابری حقوقی (فمینیسم لیبرال) میگه که در وضعیت امروز، هم مرد و هم زن میتونند به دانشگاه برن، هر دو حق رأی دارن، هر دو میتونن مدیر شرکت بشن، هر دو میتونن برای شغلهای مشابه درخواست بدن و خلاصه برا هر دو جنس شروع مسابقه به نوعی یکسانه. حالا اگه کسی نمیخواد مدیر شرکت بشه یا رشتهٔ تحصیلی خاصی رو انتخاب کنه یا درآمد بیشتر یا کمتری داره بستگی به تصمیم فرد داره که آزادانه انتخاب که در چه جایگاهی قرار بگیره یا نگیره. چپول داستان اینجا وارد میشه و دهنش رو باز میکنه تا با رویکرد نقادیش دنیا رو زیر و رو کنه. میگه: اگه که میگی این برابریه، پس چرا زنان فقط ۲۰ درصد مدیران عامل شرکتهای بزرگ رو تشکیل میدن؟ اگه این برابریه پس چرا یک پارلمان ۳۰ الی ۴۰ درصدش زن هستن؟ اگه این برابریه پس چرا درآمد زنها کمتره نسبت به مردان؟ اگه این برابریه پس چرا زنان بیشتر به رشتههای پرستاری و علوم انسانی میرن اما مردان به رشتههای مهندسی و فناوری؟ در جواب تمام این سوالات باید گفت: افراد، دانا و بالغ هستند، آگاهی دارند و توان تصمیمگیری در خصوص حال و آیندهٔ خودشان را هم دارند. همچنان نه دولت و نه جامعه حق آن را ندارد که رقابت سالم را با امتیازات ویژه (رانت) نابود کند تا به برابری (غیرطبیعی و دستوری) برسد.---------------- #لیبرالیسم #عقلچپ @RastMag | راست
1 436
بخش ۱/۵ | آیا انسان مالک خودش است؟
شاید عجیب به نظر برسد، اما یکی از مهمترین پرسشهای سیاسی و فلسفی تاریخ بسیار ساده است: آیا انسان مالک خودش است؟ اگر پاسخ مثبت باشد، یعنی هیچ فرد، گروه یا حکومتی نباید بدون دلیل موجه درباره زندگی، بدن، زمان و انتخابهای او تصمیم بگیرد. وقتی میگوییم انسان آزاد است، در واقع میگوییم او حق دارد مسیر زندگی خود را انتخاب کند و مسئول پیامدهای آن نیز باشد. آزادیهای فردی از همین نقطه آغاز میشوند. پیش از آنکه درباره اقتصاد، سیاست یا جامعه حرف بزنیم، باید به این پرسش پاسخ دهیم: چه کسی باید صاحب زندگی یک انسان باشد؟
---------------
#آزادیفردی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 436
تصویر نخست:
بخشی از دل نگرانیهای زیستمحیطی محمدرضاشاه پهلوی را مرور کنیم. منبع این گفتهها، یادداشتهای اسدالله اعلم است.---------------- *از صفحهٔ اینستاگرام دکتر داروین صبوری (پژوهشگر و جامعهشناس لیبرال ایرانی و مدرس دانشگاه) این تصاویر برگرفته شده. #محمدرضاشاه_پهلوی #لیبرالیسم #محیطزیست @RastMag | راست
1 436
بخش ۵/۵ | مالکیت خصوصی و آینده یک جامعه
تاریخ نشان میدهد جوامعی که حقوق مالکیت را جدی گرفتهاند، معمولاً در جذب سرمایه، نوآوری و ایجاد فرصتهای اقتصادی موفقتر بودهاند. وقتی مردم بدانند ثمره تلاششان حفظ میشود، افق بلندمدتتری پیدا میکنند؛ بیشتر پسانداز میکنند، بیشتر سرمایهگذاری میکنند و بیشتر میآفرینند. مالکیت خصوصی همه مشکلات یک جامعه را حل نمیکند، اما بدون آن بسیاری از انگیزههای پیشرفت تضعیف میشوند. شاید به همین دلیل باشد که بحث مالکیت خصوصی فقط درباره دارایی نیست؛ بلکه درباره این پرسش بنیادی است: آیا انسان باید اختیار حاصل کار و تلاش خود را داشته باشد؟
---------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 436
تصویر سوم:
۳. (سوسیالیسم) قدرت سیاسی را فاسد میکند سپردن کنترل اقتصاد به دولت، فساد را از بین نمیبرد، بلکه آن را در یکجا متمرکز میکند. کسانی که منابع را کنترل میکنند، انسانها را کنترل میکنند؛ و این سطح از قدرت، برای بازیگرانِ بداندیش و فاسد، وسوسهای مقاومتناپذیر است. فریدریش هایک هشدار داده بود که سوسیالیسم ناگزیر بدترین افراد را به صدر (رأس قدرت) مینشاند: یعنی کسانی که بیشترین تمایل را به استفاده از زور و اجبار برای اعمال فرمانبرداری دارند. جادهای که با شعار برابری در نتیجه سنگفرش شده است، به طرزی گریزناپذیر به نابرابری در قدرت ختم میشود. (نیکولاس مادرو در حال خوردن empanadas در تلویزیون، در حالی که مردم ونزوئلا با گرسنگی دستوپنجه نرم میکنند)تصویر آخرین:
دشمن واقعی شما، سیستمی است که بسیاری آن را به عنوان بهترین گزینه معرفی میکنند.------------ #سوسیالیسم #عقلچپ @RastMag | راست
1 436
تصویر دوم:
۲. (سوسیالیسم) رشد اقتصادی را به مسلخ میبرد انگیزهها تعیینکنندهاند. سوسیالیسم انگیزهٔ سودآوری را که محرک اصلی نوآوری، سرمایهگذاری و ریسکپذیری است، از بین میبرد. وقتی پاداشِ کارِ سخت و شبانهروزی از فرد گرفته و بازتوزیع میشود، دیگر افراد کمتری به خود زحمت کار سخت را میدهند. نتیجهٔ این روند چیزی جز رکود نیست: کمبود کالا، افت بهرهوری و اقتصادی که دیگر حتی توانایی تولید ثروت لازم برای تأمین مالی همان برنامههای اجتماعیِ وعدهدادهشدهاش را هم ندارد. شما نمیتوانید چیزی را که هنوز خلق نشده، بازتوزیع کنید. (تصویر مربوط به یک فروشگاه مواد غذایی در ونزوئلا)----------- @RastMag | راست
1 436
+1
تصویر ابتدایی:
سه دلیل برای آنکه سوسیالیسم دشمن شماستتصویر اول:
۱. (سوسیالیسم) آزادیهای فردی را نابود میکند سوسیالیسم قدرت را در دستان دولت متمرکز میکند و انتخابهای شخصی را با دستورات جمعی و فرمایشی جایگزین میسازد. وقتی دولت کنترل ابزار تولید را به دست میگیرد، در واقع امرار معاش، گزینههای پیش رو و در نهایت آینده شما را تحت کنترل درآورده است. تاریخ — از اتحاد جماهیر شوروی تا ونزوئلا — نشان میدهد که اقتصاد برنامهریزیشدهٔ متمرکز (دولتی) نه تنها در عرصه اقتصادی شکست میخورد، بلکه آزادیهای مدنی را که مردمِ جوامع آزاد آنها را بدیهی میپندارند، ذرهذره فرسوده و نابود میکند.----------- @RastMag | راست
1 436
احسان الله نراقی تهرانی زادۀ 22 شهریور 1305-فوت 12 آذر 1391، مشاور پهلوی، پژوھشگر ایرانی در حوزۀ فلسفه و جامعهشناسی و ھمچنین تنها ایرانی که به معاونت سازمان یونسکو رسید... .یک زندگینامهٔ خیلی کوتاهی دربارهٔ دکتر احساس نراقی نوشته بودم در گذشته، اگر مایل بودید به خوانش بپردازید؛ ۲ صفحه آچهار هم بیشتر نیست. به طور مختصر دکتر نراقی رو میشه در جبهه راست و در سنت محافظهکاری دید که در کل یک فرد میانهرو بود. کتاب در نقد مارکسیسم ایشون بینظیره باتوجه به اینکه خودشون در جوانی یک مارکسیست بودند اما از رویکرد خودشون برگشتن و به فکر ایران و ایرانی دراومدند. -------------- @RastMag | راست
1 436
🔔لیبرالیسم تاریخ انقضا دارد؟
اگر سیری در آمریکا و اروپای شمالی و غربی داشته باشیم میبینیم که لیبرالیسم نه به عنوان یک حزب و نه به عنوان یک ایدئولوژی شناخته میشه، چرا؟ آیا دلیلش این است که از یادها رفته؟ یا چنان در ساختارهای سیاسی و اقتصادی آن کشورها نفوذ داشته که وضع طبیعی قلمداد میشود؟ یا تاریخ انقضای آن تمام شده؟
بعد از جنگ جهانی دوم و گسترش نظام سیاسی دموکراسی لیبرال و نظام اقتصادی سرمایهداری در کشورهای غربی، دیگر کسی دم نمیزند از اینکه آزادیهای فردی باید باشند یا نباشند، یا اقتصاد بازار آزاد ضرورت است یا نه، یا اینکه حاکمیت قانون مشکلاتی دارد یا نه و یا سازوکارهای دموکراتیک لیبرال ناکارآمد هستند یا نه.
تمامی این موارد در کشورهای غربی دیگر به عنوان وضع طبیعی شمرده میشه و انتقاد از این موارد خندهدار بنظر میاد. اما مسئلهٔ مهمتر آنست که مفهوم لیبرال جا به جا شده و بدست چپها افتاده. چگونه و به چه معنی؟
لیبرالیسم بعد از سقوط شوروی پیروزی خودش رو اعلام کرد و در دنیای غرب به زمینهٔ زیست روزمره مُبَدل گشت. پس مانند انسانها که برای زندگی روزانهشون به اکسیژن نیاز دارند و تمام کارهای خودشون رو در این فضا انجام میدن لیبرالیسم هم به همین شکل در فضای زندگی یک فرد غربی تبدیل شده.
تا الان لیبرالیسم کلاسیک همان طور که در نشریه هم صحبتش شد، در غرب به طور غالبی پذیرفته شده؛ اما امروزه یک انشعاب بزرگی ایجاد شده که همان لیبرالیسم اجتماعی است که در حزبهای دست چپی مانند سوسیالدموکراسی یا سوسیالیسم اصلاحطلب آن را میبینیم.
چپها زمانی که در ایدههای اقتصادی شکست خوردند و نمونهٔ آرمانی آنها یا بهشت زمینی آنها در کشورهای مختلف خون به پا کرد از ایدههای اقتصادی و سیاسی دست کشیدن و موقعیت را طلایی دیدن تا از طریق نظام سرمایهداری دست به تغییرات بزنن تا به اهداف مطلوب (برابری و عدالت اجتماعی) خودشون دست پیدا کنند؛ همهٔ این تقلاها و تلاشهای چپولانه زیر چتر لیبرالیسم اجتماعی در حال جریان است. (به طور مثال در آمریکا کلمهٔ لیبرال مترادف با چپ (Left) قرار گرفته.)
چپ نو در ۱۹۶۰ از ایدههای اقتصادیش دست کشید و به سمت مفاهیمی مثل فرهنگ و هویت دست یازید. پس، یعنی از مبارهٔ اقتصادی-طبقاتی به مبارزهٔ فرهنگی-هویتی تغییر جهت داد. همین جا بود که چپها مفاهیم کاملا لیبرالیستی را مصادره کردند؛ چه مفاهیمی؟ مانند آزادیهای فردی، تکثر فرهنگی، حق انتخاب سبک زندگی و... . صحبتشان را روی مسائل جنیستی، حقوق اقلیتهای قومی، از بین بردن سنتهای مردسالارانه تمرکز دادند. (توهمات ایدئولوژیک)
امروزه وقتی در غرب از واژهٔ لیبرال استفاده میکنیم در قالب لیبرالیسم اجتماعی قرار دارد که همان چپ نو به شمار میاد. حالا لیبرالیستهایی مثل ما در کدام حزبها قرار دارند؟ در حزبهای محافظهکار، لیبرتارین یا راست میانه. (متاسفانه سختترین قسمت همین است که یک چپ در چشمهایتان نگاه کند و بگوید که لیبرال است.)
در آخر هم باید گفت که لیبرالیسم تاریخ انقضا ندارد و همچنان که تا الان صحبت میکنیم، زنده است؛ یعنی درگیریهای حزبی در کشورهای غربی در بستر همین لیبرالیسم است که شکل میگیرد (مانند همان اکسیژن است).
🟢دو راهکار برای مقابله وجود دارد تا چپها از این ماجراها قِسِر در نرند:
۱. اینکه تجربهٔ تاریخی ایدههاشون را یادآوری کنیم و نشون بدیم که چطور و چگونه باعث بوجود اومدن حکومتهای وحشی خویی مانند شوروی، آلمان نازی، چینِ مائو، کرهشمالی، کوبا کاسترو، ونزوئلا مادورو، عراق صدام، سوریه اسد، افغانستان طالبان و ج.ا شدند.
۲. جدای از آگاهی از اهداف این افراد در زمینهٔ فرهنگ و هویت، وارد گفتمانهای دلقکوارشون نشیم؛ گفتمانهای پستمدرنیسم و چپ نو.
--------------
#لیبرالیسم
#عقلچپ
@RastMag | راست
1 436
بخش ۴/۵ | یک سوءبرداشت رایج
گاهی گفته میشود مالکیت خصوصی ذاتاً باعث نابرابری میشود. اما پرسش مهمتر این است که جایگزین آن چیست؟ اگر مالکیت افراد تضعیف شود، چه نهادی باید درباره داراییها تصمیم بگیرد؟ در عمل، هرچه حقوق مالکیت ضعیفتر باشد، قدرت بیشتری در اختیار دولتها و گروههای صاحب نفوذ قرار میگیرد. البته وجود مالکیت خصوصی به معنای نبود قانون نیست؛ قوانین برای جلوگیری از تقلب، سرقت و انحصار ضروریاند. بحث اصلی این نیست که قانون وجود داشته باشد یا نه؛ بلکه این است که آیا افراد حق دارند نتیجه تلاش مشروع خود را حفظ و مدیریت کنند یا خیر.
----------------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 436
+3
۱. تصویر یکم:
آیا سوسیالیسم واقعاً بهشتِ روی زمین است؟۲. تصویر دوم:
وعدههای یکسان، نتایج یکسان تجربه آرژانتین نشان میدهد که سیاستهای دولتمحور، چیزی جز چرخههای مداوم تورم، افزایش وابستگیِ تودهها به دولت و کاهش بهرهوری به همراه ندارد.۳. تصویر سوم:
سیاستهای رایگان، هزینهزا هستند کنترل قیمتها، پرداخت یارانهها و وضع مالیاتهای سنگینتر، انگیزههای اقتصادی را کور میکند، میزان سرمایهگذاری را کاهش میدهد و در نهایت، بیشترین آسیب را به طبقه کارگر وارد میسازد.۴. تصویر چهارم:
کنترل بیشتر، وابستگی بیشتر گسترش قدرت دولت به بزرگ شدن بروکراسی (دیوانسالاری) میانجامد، انگیزه کار و فعالیت را ضعیف میکند و در بلندمدت جرقه سقوط اقتصادی را میزند.۵. تصویر پنجم:
ببینید چرا سوسیالیسم هرگز کارآمد نیست (یا شکست میخورد).*دیگه نیاز نیست کشورهایی رو مثال بزنیم برای ناکارآمد بودن اقتصاد سوسیالیستی یا دولتی، وضع رژیم نمونهٔ کاملاً پیشرویی هست داخل این زمینه. --------------- #سوسیالیسم #بروکراسی @RastMag | راست
1 436
بخش ۳/۵ | مالکیت خصوصی فقط درباره پول نیست
بسیاری تصور میکنند بحث مالکیت خصوصی فقط به ثروتمندان مربوط است؛ اما واقعیت این است که همه مردم به نوعی از آن بهره میبرند. خانهای که در آن زندگی میکنید، خودرویی که استفاده میکنید، ابزار کار، پسانداز یا حتی یک مغازه کوچک، همگی مصداق مالکیت خصوصی هستند. این اصل به افراد استقلال میدهد و وابستگی آنها را به قدرت سیاسی کاهش میدهد. هرچه شهروندان دارایی و اختیار بیشتری داشته باشند، توانایی بیشتری برای تصمیمگیری مستقل خواهند داشت. به همین دلیل، مالکیت خصوصی تنها یک مفهوم اقتصادی نیست؛ بلکه با آزادی فردی نیز پیوندی عمیق دارد.
----------
#مالکیت_خصوصی
#لیبرالیسم
@RastMag | راست
1 436
از شعر معروف سعدی که حتماً شنیدهیم (نقل قول زیر)، در تصویر بالا مصرعی از آن نقل شد؛ یکی از ملحقات است.
محمدعلی فروغی در جمعآوری و تصحیح دیوان سعدی این شعر رو جزو ملحقات به حساب آورده و در پینوشت بخش ملحقات غزل نوشته است: «اتفاق میافتد که در یک یا دو نسخه غزلی دیده میشود که در نسخ بسیار قدیم و معتبر نیست. این غزلها را در اینجا بعنوان ملحقات بصورتی که هست بچاپ رساندیم [...]».
سعدی ۶۳۷ غزل دارد که بعنوان غزلیات ازو یاد میشود و ۲۵ غزل که جزو ملحقات هستند.
باد بهاری وزید، از طرف مَرغزار باز به گردون رسید، نالهٔ هر مُرغِ زار سرو شد افراخته، کار چمن ساخته نعرهزنان فاخته، بر سر بید و چنار گل به چمن در بر است، ماه مگر یا خورست سرو به رقص اندرست، بر طرف جویبار شاخ که با میوههاست، سنگ بپا میخورد بید مگر فارغست، از ستم نابکار شیوهٔ نرگس ببین، نزد بنفشه نشین سوسن رعنا گزین، زرد شقایق ببار خیز و غنیمت شمار، جنبش باد ربیع نالهٔ موزون مرغ، بوی خوش لالهزار هر گل و برگی که هست، یاد خدا میکند بلبل و قمری چه خواند، یاد خداوندگار برگ درختان سبز، پیش خداوند هوش هر ورقی دفتریست، معرفت کردگار وقت بهارست خیز، تا بتماشا رویم تکیه بر ایام نیست، تا دگر آید بهار بلبل دستان بخوان، مرغ خوشالحان بدان طوطی شکرفشان، نقل بمجلس بیار بر طرف کوه و دشت، روز طوافست و گشت وقت بهاران گذشت، گفتهٔ سعدی بیار*بر اساس کتاب کلّیات سعدی به اهتمام محمدعلی فروغی چاپ هفتم (سال ۱۳۶۷)، نشر امیرکبیر. (چاپ اول در سال ۱۳۲۰ انجام گرفته شده.) ----------------- #پادشاهسخن_سعدی @RastMag | راست
