ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼‍♀️

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 🧜🏼‍♀️

الذهاب إلى القناة على Telegram

𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 | Daha17 archive 🧜🏼‍♀️ t𝖾𝗈d𝖾𝗇 . Instagram | mmemoriise

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
1 454
المشتركون
-524 ساعات
-137 أيام
+5330 أيام
أرشيف المشاركات
— سکانس سه تاییی داره میاد دیگه؟😭😭😭
+1
— سکانس سه تاییی داره میاد دیگه؟😭😭😭

😭🫠🤍 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Arley 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

güzeller güzeli kızlarım benim yaaa🫶🏻💖 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Ceren #Berra #Ezgi #Helin 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

Uykucu 🤏🏻🤍

خب خوشگلا به دلیل درخواست های زیادتون با کمک ادمین ها مصاحبه آتا رو ترجمه کردیم دستشون درد نکنه💕 این مصاحبه دو روزه ترجمه شده ولی خب متاسفانه اوضاع نت انقدر خرابه نتونستیم به موقع برسونیم بهتون — ده دقیقه اول کار من هستش اگه جایی اشتباهی چیزی شده بود به بزرگی خودتون ببخشید منم در حد توانم برای اینکه کارم راه بیوفته بلدم بازم خواستیم کم کاری نکنیم با اینکه چند روز گذشت گذاشتیم برای اونایی که ترکی بلد نیستن دیدن مصاحبه رو راحت کردیم‌ — مصاحبش فوق‌العاده عالی بود دیدنش رو پیشنهاد میکنم بهتون حتما ریکت یادتون نره، بازم شرمنده که دیر شد❤️‍🔥💋 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Ata #Update 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

کاراکترا و چیزای با ارزششون😂🤣 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #Daha17 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

😭😭❤️ 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #ArLey 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

of bu sahne yaaaa😭😭 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #TeoDen 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

Teoman denizin herseyi hatirlamasi 🥹❤ 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #TeoDen 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

منو با این دوتا شات تنها بزارید🛐🫠
+1
منو با این دوتا شات تنها بزارید🛐🫠

🔥🤏🏻 🫧 𝖬𝖾𝗆𝗈𝗋𝗂𝗌𝖾 / t𝖾𝗈d𝖾𝗇 #TeoDen #ArLey 🧜🏻‍♀ @mmemoriisee

یادتونه فهمیدیم لیلا از بچگی کابوس می‌دیده و تئومان از خواب بیدار می‌شده و آرومش می‌کرده؟ به نظرتون ممکنه این کابوس‌ها بعد از آتیش‌سوزی اون خونه شروع شده باشن؟ بالاخره اون آتیش حتی از نظر جسمی هم روی لیلا اثر گذاشته و اینکه همچین اتفاقی هیچ آسیب روانی‌ای بهش نزده باشه، واقعاً خیلی بعیده. شاید دلیل اینکه آک‌کایاها این‌قدر افراطی از لیلا مراقبت می‌کنن و مدام دورش یه دنیای صورتی و خیالی می‌سازن هم دقیقاً همین باشه. ممکنه هر وقت لیلا با کوچک‌ترین خطری، دعوایی یا جنبه‌های تاریک خانواده روبه‌رو می‌شه، ترومای گذشته‌ش دوباره تحریک بشه. اونا هم چون اینو می‌دونن، شاید هر اتفاقی که توی خونه می‌افته، سعی کرده باشن چیزی به لیلا منتقل نکنن و یه نمایش ساختگی راه بندازن که همه‌چی خوبه و همه‌چیز مرتبه. اگه لیلا امروز این‌قدر کم از چهره واقعی خانواده‌ش خبر داره، شاید قضیه فقط این نباشه که لوسش کردن و از دنیا دور نگهش داشتن؛ شاید بعد از ترومایی که توی بچگی تجربه کرده، آگاهانه از واقعیت‌ها دورش کردن. حتی اگه بخوایم یه قدم فراتر بریم، نمی‌تونم به این فکر نکنم که شاید بعد از اون آتیش‌سوزی با ذهن لیلا هم بازی شده باشه. چون اون شب می‌گفت «می‌خوام برم پیش داداش دمیرم». یعنی دمیر رو می‌شناخته. اینکه بعدش تونسته این‌قدر راحت کلاً فراموشش کنه، به نظرم عجیبه. شاید دمیر هم وقتی لیلا کوچیک بوده، درباره آراس بهش گفته بوده «من یه داداش دارم»؛ کی می‌دونه. هرچی بیشتر توی گذشته این خانواده کندوکاو می‌کنیم، بیشتر حس می‌کنم قراره رازهای خیلی عمیق‌تری ازشون بیرون بیاد. دوست داشتید بخونید

وایب اینو داره، رو هرچی خواستید بزنید🤣

این ریکت 😈 داره به دلم میشینه🤣

الان اگه میگفتم ریکت مناسب باز کردم بزنید د رو رد کرده بود🤣😭بزنید ریکت دیگه

یه عالمه ریکت؟😭🫠

#Teoden | Bunlar da en güzel momentlerin arasına girecek 😭💕
+1
#Teoden | Bunlar da en güzel momentlerin arasına girecek 😭💕