eleutheromania,
الذهاب إلى القناة على Telegram
227
المشتركون
+124 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+1030 أيام
أرشيف المشاركات
Ukiyo means living in the moment,detached from the bothers of life.
“The floating world”
Hey nana,remember the first time we met?you know how i believe in things like fate?.
ایران خودِ منه،ایران قلبِ منه
من برای ایران ساخته شدم،من قسمتی از ایران توی وجودم جوونه زده،
از دین کثیفتون متنفرم،از خودتون و اون تفکرات پوسیدتون متنفرم،اون دست هایی که باهاش دونه دونه بچه هامونو کشتینو هرچی بشورین بوی خون از روش پاک نمیشه،صدای اذانتون شبیه صداییه که مرگ رو فریاد میزنه،
دیدن مادر ها و خانواده هایی که سر مزارِ عزیزِ از دست رفتشون میرقصن و لباس سفید میپوشن و کل میزنن غمگین ترین چیزیه که این روز ها از ذهنم بیرون نمیره
چهره تک تکشون توی حافظه ام ثبت شده و پاک نمیشه.
وقتایی که نمیدونم دارم با زندگیم چیکار میکنم،میرم پیش مامان،چون اون میدونه،همیشه میدونه،
من زندگی کردن و زنده بودن رو از مامان یاد گرفتم.
مامانِ من همیشه غذاهاش خوشمزه میشن،همیشه میدونه کی باید غذا رو از روی گاز برداره که نسوزه،طرف هارو چطوری بزاره،چطوری از حق خودش دفاع کنه،چطور همیشه جلوی هرکسی که اشتباه میکنه ایستادگی کنه،چطور قوی باشه،چطور مراقب باشه،چطور حواس جمع باشه،مامان همچیو میدونه،همیشه همه کار هاشو انجام میده بدون اینکه یک دقیقه دیر کنه،جواب همه سوال هامو بلده،زندگی کردن و خوشحال بودن رو بلده،قهوه های خوشمزه درست کردن رو بلده،جرعت امتحان کار های جدید رو داره،وقتی مامان رو میبینم که همیشه میخنده و خوشحاله و میدونه داره چیکار میکنه،همیشه میخوام مثل اون باشم.
