Things by reyhane
الذهاب إلى القناة على Telegram
I wanna share some memories📚🧡.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
443
المشتركون
-124 ساعات
-117 أيام
+1530 أيام
أرشيف المشاركات
اما ازمون دادن
من واقعا هنوز از ازمون دادن میترسم و فرار میکنم.
ولی دیگه یاد گرفتم با ترس هام و کارهایی که درنهایت باید باهاشون روبه رو بشم مقابله نکنم و بپذیرمشون.
تا اخر هفته حتما جامع میزنم(اینجا هم اعلام میکنم)
اما الان از اون روزی که شروع کردم ادبیات رو،نجات دهندمه…
نجات دهنده نه فقط برای تراز و رتبه .مثلا دیروز با این حجم از استرسی که بهم وارد شد اصلا نمیدونستم چیکار کنم تمرکزم برگرده،فقط کتاب ادبیاتو جزوه استاد جعفری رو باز کردم و خوندم و خوندم و خوندمممم تا از این فشار و استرس زیاد رها بشم.💆♀️
من از اول سال ادبیات رو هر روز میخوندم حتی خیلی تایم کم و به شکل روتین،ازمون هامو میدادم و هی پشت گوش نمیداختم…
در کل از ازمون دادن و ادبیات خوندن فرار نمیکردم..!
امروز با شنیدن خبر تاریخ کنکور و بیشتر از همه از فرجه نهایی ها شوک شدم شدیدددد
ولی یه صدایی توی سرم میگفت یادت باشه که تو راهی جز این قبولیه نداری…ریحانه تو واقعا راهی نداری و تموم کشتی های پشت سرتو اتیش زدی پس به خودت بیا!
یه اقایی بوده سال ۱۵۰۰ و خورده ای که این اقا از اسپانیا لشکر کشی میکنه برای فتح یک امپراطوری در مکزیک.
زمانی که کشتی هاشون میرسه به اون خلیج،به تمام سربازانش دستور میده که اذوقه ها رو بردارید و کشتی ها رو اتیش بزنید.
همه در کمال تعجب پچ پچ میکنن که این فرمانده ما دیوونه شده و برای چی ما باید کشتی ها رو اتیش بزنیم…اما سرباز ها ناگزیر گوش میکنند،کشتی ها رو به اتیش میکشند و اذوقه ها رو بر دوش،یه مسیر طولانی ای رو طی میکنن و با ۵۰۰-۶۰۰ نفر بر یک امپراطوری غلبه میکنن و بر اونها پیروز میشن.
بعد پیروزی این اقا میره به بالای یک بلندی و شروع میکنه برای سرباز هاش صحبت کردن و میگه رمز موفقیت شما میدونید توی چی بود؟
این بود که پیروزی بر این امپراطوری،گزینه شما نبود،تنها راه شما بود…
اون روز که استاد جعفری اینو سرکلاس تعریف کردن من به خودم که نگاه کردم دیدم من واقعا تموم کشتی های پشت سرمو اتیش زدم،من تنها راهم همینه واقعا واقعا واقعا تنها راه…
منو دوستم که اون بافت میخوند و من هنوز زیست:)من واسه ازمون دوپینگ میخوندم و اون برای میانترم پزشکی…
بهش قول دادم سال دیگه منم درگیر خوندن درسای میانترم پزشکی باشم نه دوپینگ…
چند وقتیه دیگه هدفه واسم مهم نیست،فقط میخونم و تلاش میکنم که این همه رنجی که تا الان کشیدم،این ۸۰ درصد جهنمی که تا الان طی کردم،حیف نشه...به خاطر این ۲۰ درصد باقیمونده قرار نیست پا پس بکشم...!
اره من از نقطه پرتگاه قرار نیست سقوط کنم،ریحانه قراره امسال تو اوجِ خودش باشه...
(۱۴ اردیبهشت ۱۴۰۵)
من خودم یه عزیزی رو از دست دادم که حال روحیم به شدت بد بود و نمیتونستم تمرکز داشته باشم،وقتی رفتم پانسیون و دورم شلوغ شد،کمتر ذهنم به سمت اون اتفاقی که افتاده بود میرفت و عوض کردن محیط خیلی واسم تاثیر گذار بود و تونست منو از ساعت مطالعه ۵ ساعت به ۱۱ ساعت برسونه...
پارسال فقط کلاس انلاین شرکت کردم واسه ریاضی و جزوه استاد رو حل کردم اونم چند بار ،ولی فقط ۲۰ درصد تونستم توی کنکور بزنم چون سوال های جزوه رو حفظ شده بودم و نرفتم خودم دست و پنجه نرم کنم با تست، امسال که خودمو درگیر سوالات میکنم داره درصدهاي ریاضیم بهتر میشه ...
میدونم تایم خیلی کمیه مخصوصا برای این برهه از سال،ولی برای منی که از دی ماه به بعد تقریبا به صفر رسیده بودم نعمتیه...
