ar
Feedback
screen

screen

الذهاب إلى القناة على Telegram

‌ ‌heejake au ‌ 𝂅 ‌ @auscreenbot / @cy1ir here !

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
555
المشتركون
+624 ساعات
+497 أيام
+5530 أيام
أرشيف المشاركات
چون هزار بار فرصت برای اصلاح یا حتی از اول نوشتنش هست اما همین که تو نوشته باشیش و کمالگراییت رو کنار بذاری یه پله رو بالا رفتی

ولی انون به نظر من هر موقع احساس کردی قفل شدی حتی اگه ایده‌هایی که به ذهنت رسید رو دوست نداشتی فقط بنویسش و اصلا به این که چطوریه فکر نکن

راستش نوشتن کاریه که من خیلی خیلی زیاد انجامش می‌دم، حتی قبل از این که نوشتن ای‌یو یا فیکشن رو امتحان بکنم با نوشتن آشنا بودم و بخاطر همین هر ایده‌ای برای ای‌یو به ذهنم می‌رسید رو سریع یه گوشه می‌نوشتم که سراغش برم

مریم اصلا چه‌جوری شد که ای‌یو نوشتن رو امتحان کردی و رایتر شدی؟ جدی نوشته هات خیلی بامزه‌ان و حتی طرز حرف زدن خودت هم بامزه‌ست و خب منم دارم سعی می‌کنم یه‌چیزی بنویسم ولی مشکل میدونی کجاست اینکه واقعاً بیشتر مواقع مغزم قفل میکنه و نمیتونم حتی جواب عادی ترین مکالمه هام رو بدم جدی خودم رو بکشم یا نه

بلاکت می‌کنم انون خداحافظی کن

https://t.me/cytir/3137 پول رمالی های من چی میشه

تا به حال چنین چیزی نشنیده بودم درباره جیک

چه جالب، برای چی؟

راستش اولش رفتار جیک برام مبهم بود خیلی زیاد چون نمی‌فهمیدم برای چی اینجوری میکنه یعنی میدونستم ولی زیاد برام روشن نبود و نمیتونستم درک کنم اما بعدا که رفت جلو با خودم فکر کردم چون هردو چیزی رو از دست دادن و کمبود چیزی تو زندگیشون حس شد (شاید عزیزترین و نزدیک ترین ادمشون؟) داستانشون بهم گره خورد و تونستم درک کنم که چرا تا حدودی

اصلا پیامارو پاک می‌کنم

من دیگه دهنم رو می‌بندم

باباااپقخسسوسخسوس

https://t.me/cytir/3119 رمالی میکنم از این به بعد فال و دعا فقط ۱ تومن بیاید این ور بازار رمالی با عمو یوهان

https://t.me/cytir/3127 چون مورد علاقه ی ماست هست

بابا من هی نمی‌خوام بگم.

وای دقیقاً توی چپتر بعدی

اونچه هر روز رو به نیکی

و من میتونم حتی مثل جی باشم که احساساتش رو یک مدت طولانی راز نگه داشته و شجاعتش رو جمع کرده تا یک حرکت بزنه ؟! و حتی میتونم نیکی باشم که با همه حرف میزنه و شیرین زبونی میکنه و از سینگلی رنج می‌بره و دارای یک هیومر مختص خودش هست باشم که مردم ممکنه فکر کنن مغزم رو فرستادم سمت باسنم یا حتی میتونم سونگهون باشم که کلی درد و غم رو توی خودم ریختم و حاضر نیستم به زبونشون بیارم و ترجیح میدم خودم تنهایی شکسته باشم یا میتونم سونو باشم که برای دوست هاش مثل مامان و بادیگارده طوری که ″ بچه ی من رو اذیت کردی ؟! جنازه ات رو میدم دستت ″ یا حتی میتونم یونجون باشم که از تحمل تمام این ها در کنار هم ، هم گاهی لذت میبره و گاهی احتیاج پیدا می‌کنه به قرص آرامبخش

نه بابا شاهکار چیه واقعاً اینجوری هم نیست