کاش بلوبری ای روی کیک بودم.
الذهاب إلى القناة على Telegram
Remember,you will die anyway Do anything you want:3 Talk(don’t be shy,I won’t bite you!): @lilaurorasbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
319
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-3347 أيام
-32430 أيام
أرشيف المشاركات
هیچی دیگه تا خونه دوییدم جالبه که هیچکسم پیگیرم نشد کجام چیم
هیچی رفتم خونه هیچکس براش مهم نبود کجا بودم منم گرفتم خوابیدم
خانومه میوه فروشی داشت توی خونش-
وای
هیچی خانومه گیر داد فلان میوه بخر فلان کن منم فرار کردم بیرون
خانومه یه گربه سیاه ام داشت با دوتا بچه یدونه دختر یدونه پسر
اونجا نمیدونم چرا رفتیم داشتیم فنجونارو نگاه میکردیم جدی،هیچی این گذشت یهو وسط راه من رندوم دوییدم توی خونه ی یک خانوم عرزشی ای-
بعد هیچی دیگه من ببین انقددد ترسیده بودم تو خوابم نمیدونم چرا داشتم عر میزدم
خلاصه آقا رفته بودم توی این بازاره داشتم میچرخیدم،بعد یهو دیدم هیچکس نیست کنارم به جز یه دختره که دوستم بود فکر کنم،ما میخواستیم بریم خونه بعد فرض کن باید از اون سر دنیا میرفتیم خونه
شب بود نصفه شب همه خیابونا تاریک
