ar
Feedback

لا تقع ضحية للمخادعين! تيليمتريو يكتشف ويُميّز هذه القنوات 👉 إذا كنت تريد رؤية العلامة، اشترك 👈

Rêverie

Rêverie

الذهاب إلى القناة على Telegram

متن ها همه دلنوشته های شخصی هستند محبت کنید و کپی نکنین🤍 @LaMmusebot

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
2 358
المشتركون
-324 ساعات
+727 أيام
+53530 أيام
عدد المنشورات

جاري تحميل البيانات...

التفاعلات
التعليقات
نجوم تيليجرام
أفضل المنشورات حسب

جاري تحميل البيانات...

تحليل النشر
المشاركات
ديناميات المشاهدات
nothing special, just life lately.+4
nothing special, just life lately.
2780018سجّل الدخول لعرض التحليلات
nothing special just life lately+3
nothing special just life lately
51007سجّل الدخول لعرض التحليلات
🪄🎨🍀+5
🪄🎨🍀
210100سجّل الدخول لعرض التحليلات
+1
لا يوجد نص...
41000سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
1000سجّل الدخول لعرض التحليلات
Tell me what topics you’d like me to write more about here🤍 @LaMmusebot
146002سجّل الدخول لعرض التحليلات
𝘏𝘰𝘸 𝘵𝘰 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘵 𝘳𝘦𝘢𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘤𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴?.✦ ݁˖ ‍ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ چطور شروع به خوندن کتابا
𝘏𝘰𝘸 𝘵𝘰 𝘴𝘵𝘢𝘳𝘵 𝘳𝘦𝘢𝘥𝘪𝘯𝘨 𝘤𝘭𝘢𝘴𝘴𝘪𝘤 𝘣𝘰𝘰𝘬𝘴?.✦ ݁˖ ‍ ꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦꒷꒦︶꒷꒦︶ ๋ ࣭ ⭑꒷꒦ چطور شروع به خوندن کتابای کلاسیک کنیم؟🥮
199101سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
84438031سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
94001سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
51019018سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
2762011سجّل الدخول لعرض التحليلات
Sources you can read for more information: The Misandry Myth An Inaccurate Stereotype About Feminists Attitudes Toward Men WHO: Violence Against Women Manufacturing Man-Hating Feminism Kristin J.Anderson The Second Sex Simone de Beauvoir The Feminine Mystique Betty Friedan
5464017سجّل الدخول لعرض التحليلات
بحث زن‌ستیزی و مردستیزی در سال‌های اخیر بیش از آنکه به یک بحث اجتماعی تبدیل شود، به مسابقه‌ای در شبکه‌های اجتماعی تبدیل شده است مسابقه‌ای که در آن هر طرف تلاش می‌کند با چند توییت و چند نمونه افراطی ثابت کند جنس مقابل قربانی اصلی تاریخ است اما اگر قرار باشد به‌جای الگوریتم‌ها، به واقعیت نگاه کنیم، مسئله بسیار پیچیده‌تر است. بله مردستیزی وجود دارد. تحقیر مردان، کلیشه‌هایی مثل مردها ذاتا بی‌احساس و خشن‌اند تمسخر مردان به دلیل ضعف یا آسیب‌پذیری واقعی‌اند و هیچ‌کدام را نباید توجیه کرد. اما وجود یک پدیده با هم‌سطح بودن آن با پدیده‌ای دیگر فرق دارد اینکه بتوان چند نمونه از خشونت علیه مردان پیدا کرد، به‌تنهایی ثابت نمی‌کند که مردستیزی در جهان امروز از نظر ساختار، سابقه تاریخی یا پیامدهای اجتماعی با زن‌ستیزی برابر است. آمار خشونت دقیقا همین تفاوت را نشان می‌دهد. طبق برآورد سازمان جهانی بهداشت حدود ۸۴۰ میلیون زن و دختر در طول زندگی خود نوعی خشونت فیزیکی یا جنسی از سوی شریک عاطفی یا خشونت جنسی از سوی فردی غیر از شریک را تجربه کرده‌اند. این داده‌های ۱۶۸ کشور را دربر می‌گیرد. از طرف دیگر، اگر کسی بخواهد با استدلال اما مردان هم قربانی قتل می‌شوند همه‌چیز را تمام‌شده تلقی کند، باید به یک نکته مهم توجه کند بله، مردان قربانی بخش بسیار بزرگی از قتل‌های جهان هستند. اما الگوی قتل برای زنان و مردان یکسان نیست. طبق داده‌های UNODC در سال ۲۰۲۳ حدود ۸۰ درصد قربانیان قتل عمد مرد و ۲۰ درصد زن بودند ولی تقریبا ۶۰ درصد زنانی که عمدا کشته شدند قربانی شریک عاطفی یا اعضای خانواده بودند. یعنی مسئله این نیست که مردان قربانی خشونت نمی‌شوند چنین ادعایی غلط است. مسئله این است که خشونت علیه دو جنس یک الگوی واحد ندارد. مردان در بسیاری از جوامع بیشتر در معرض خشونت مرگبار خارج از محیط خانواده قرار می‌گیرند؛ زنان اما به شکل نامتناسبی در فضای خصوصی، خانوادگی و روابط صمیمی در معرض خشونت قرار دارند. اما تفاوت فقط به آمار امروز محدود نمی‌شود. زن‌ستیزی یک پدیده تاریخی و فکری ریشه‌دار است که در بسیاری از جوامع، قرن‌ها در قوانین، فلسفه، عرف و ساختارهای اجتماعی تکرار شده است. حتی در تاریخ فلسفه غرب نیز نمونه‌های صریحی از نظریه‌پردازی درباره فرودستی زنان وجود دارد. دانشنامه فلسفه استنفورد در بررسی تاریخ فمینیستی فلسفه به صراحت به دیدگاه‌های زن‌ستیزانه ارسطو اشاره می‌کند و نشان می‌دهد که در آثار او زن در مقایسه با مرد موجودی فرودست تصور شده است؛ همین نقد درباره برخی نوشته‌های افلاطون نیز مطرح شده است. البته این به آن معنا نیست که تمام تاریخ بشر فقط تاریخ ظلم مردان به زنان بوده اما نمی‌توان واقعیت تاریخی طولانی محدودیت زنان، محرومیت از حقوق، کنترل بر بدن و ازدواج، نابرابری حقوقی و خشونت جنسیتی را صرفا با گفتن مردان هم سختی کشیده‌اند پاک کرد. مردان هم قربانی ساختارهای جنسیتی شده‌اند. کلیشه مرد نباید گریه کند، فشار برای نان‌آور بودن و این تصور که ارزش مرد به قدرت و توانایی او وابسته است آسیب‌زا هستند. اما اتفاقا این مسئله نیز نشان می‌دهد که مبارزه با کلیشه‌های جنسیتی باید علیه خود کلیشه‌ها باشد، نه علیه یک جنس. مشکل اصلی از جایی آغاز می‌شود که هر بحثی درباره زن‌ستیزی فورا‌ با جمله پس مردستیزی چه؟ خنثی می‌شود؛ انگار برای پذیرفتن رنج یک گروه، ابتدا باید ثابت کنیم گروه دیگری رنج بیشتری کشیده است. این منطق بی‌معناست. وقتی زنی از خشونت خانگی حرف می‌زند، پاسخ منطقی اما مردان هم قربانی می‌شوند نیست. همان‌طور که وقتی مردی قربانی خشونت می‌شود، پاسخ منطقی زنان بیشتر قربانی‌اند نیست. با این حال، اگر بحث ما درباره ساختار اجتماعی و تاریخی باشد، باید بتوانیم تفاوت میان مردستیزی به‌عنوان نفرت علیه مردان و زن‌ستیزی به‌عنوان الگویی گسترده و مستند از تبعیض و خشونت جنسیتی را ببینیم. فضای مجازی هم در این میان نقش عجیبی دارد یک نفر می‌نویسد همه مردها فلان‌اند دیگری جواب می‌دهد همه زن‌ها بهمان‌اند، و بعد هزاران نفر وارد جنگی می‌شوند که بیشتر از آنکه واقعیت اجتماعی را نشان دهد، انعکاس خشم را نشان میدهد. بنابراین اگر بخواهیم دقیق باشیم، نباید بگوییم مردستیزی وجود ندارد. وجود دارد. اما باید پرسید: چقدر؟ در چه شکل‌هایی؟ با چه پیامدهایی؟ در چه ساختارهایی؟ و با چه شواهدی؟ در برابر آن، درباره زن‌ستیزی با پدیده‌ای مواجهیم که نه‌تنها در متون تاریخی و ساختارهای اجتماعی سابقه دارد، بلکه امروز نیز در مقیاس جهانی قابل اندازه‌گیری است. برابری یعنی ارزش جان، آزادی و کرامت یک انسان را به جنسیتش وابسته نکنیم‌.
75414037سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
150103سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
237806سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
58102سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
62102سجّل الدخول لعرض التحليلات
لا يوجد نص...
58511014سجّل الدخول لعرض التحليلات
من بارها و بارها درباره‌ی فمینیسم نوشته‌ام. درباره‌ی برابری، درباره‌ی ارزش زن و مرد، درباره‌ی این‌که پیش از هر جنسیتی ما انسانیم درباره‌ی این‌که هیچ‌کس به‌خاطر زن یا مرد بودنش، نه کمتر از دیگری ارزش دارد و نه بیشتر تمام این حرف‌ها را همین‌جا نوشته‌ام و هنوز هم به آن‌ها باور دارم. اما از تکرار بدیهیات خسته‌ام. چیزی که واقعا خسته‌ام می‌کند مردهایی هستند که تجاوز را سوژه‌ی خنده می‌کنند. مردهایی که از آن جوک می‌سازند، به‌عنوان تهدید به زبانش می‌آورند و بعد، وقتی کسی اعتراض می‌کند، پشت جمله‌ی مسخره‌ی شوخی کردم پنهان می‌شوند انگار شوخی بودن یک جمله، تمام خشونت و معنای پشت آن را پاک می‌کند انگار می‌شود درباره‌ی یکی از جدی‌ترین و آسیب‌زاترین شکل‌های خشونت علیه انسان شوخی کرد و انتظار داشت دیگران هم همراهشان بخندند. و بدتر از همه، کسانی هستند که تصور می‌کنند هرطور دلشان بخواهد می‌توانند رفتار کنند چون هیچ‌وقت واقعا یاد نگرفته‌اند مرز دیگران را بشناسند. بعد هم اگر کسی از آن‌ها انتقاد کند، فورا خودشان را قربانی می‌کنند و از ازادی بیان و حساسیت بیش‌ازحد دیگران حرف می‌زنند جالب است که آزادی بیان برایشان تا جایی محترم است که بتوانند با آن خشونت را عادی‌سازی کنند، اما احترام به آزادی و امنیت دیگران ظاهرا در آن ها جایی ندارد. این روزها ویدیوهایی می‌بینم که در آن‌ها رفتار یک سگ را با رفتار بعضی مردها مقایسه می‌کنند مثلا جلوی سگ غذا می‌گذارند و به او می‌گویند تا زمانی که اجازه نداده‌اند، به آن دست نزند. بعد طرف زیر ویدیو می‌نویسند این سگ تعلیم‌دیده است و من واقعا نمی‌دانم باید به این جمله بخندم یا عصبانی شوم. یعنی شما تعلیم ندیده‌اید؟ یعنی احترام به مرزهای یک انسان، چیزی پیچیده‌تر از آموزش اولیه‌ی کنترل رفتار یک سگ است؟. البته من هنوز هم نمی‌گویم این حرف‌ها درباره‌ی تمام مردان جهان صدق می‌کند. نه. من هم پدر دارم، برادر دارم، عزیزانی دارم که مردند و پیش از هر چیز انسان‌اند. مردانی را می‌شناسم که برای احترام، برابری و امنیت دیگران ارزش قائل‌اند و رفتارشان هیچ شباهتی به آن چیزی ندارد که درباره‌اش می‌نویسم. می‌دانم آدم‌های شریف و مسئولیت‌پذیر کم نیستند و قرار نیست رفتار یک عده را به پای تمام یک جنسیت نوشت. اما این‌که همه‌ی مردها چنین نیستند، دلیل نمی‌شود درباره‌ی مردهایی که چنین رفتارهایی دارند سکوت کنیم. این‌که مردان خوبی وجود دارند، شوخی درباره‌ی تجاوز را کمتر زننده نمی‌کند. و چیزی که بیشتر از همه آزارم می‌دهد، این تناقض مضحک است مردهایی که از یک طرف برای خودشان حق هرگونه رفتار و اظهارنظر قائل‌اند و از طرف دیگر، وقتی پای زنان به میان می‌آید، ناگهان تبدیل به نگهبانان اخلاق و آبرو و شرافت می‌شوند. همان‌هایی که هر رفتاری را برای خودشان مجاز می‌دانند، اما برای زن هزاران قانون نانوشته دارند. همان‌هایی که کنترل کردن زن را غیرت می‌نامند، محدود کردنش را محافظت می‌دانند و دخالت در زندگی‌اش را نشانه‌ی عشق و مسئولیت‌پذیری جا می‌زنند. نه، عزیز من غیرت اسم قشنگی برای مالکیت‌طلبی نیست. اگر قرار است از شرافت حرف بزنیم، اول باید بفهمیم شرافت یعنی احترام گذاشتن به انسان‌ها، حتی وقتی هیچ‌کس برای تماشای رفتارمان حضور ندارد. من از مردها متنفر نیستم از رفتارهایی متنفرم که به اسم مردانگی توجیه می‌شوند. از فرهنگی خسته‌ام که به بعضی مردها یاد داده خواسته‌هایشان مهم‌تر از امنیت دیگران است و بعد همان رفتار را با واژه‌هایی مثل غیرت، قدرت و اقتدار بزک می‌کند. از این‌که هنوز هم برای عده‌ای، ترساندن یک زن خنده‌دار است، اما اعتراض همان زن نشانه‌ی بی‌ادبی. و نه، قرار نیست هر بار که درباره‌ی این مسائل حرف می‌زنم، ابتدا چند پاراگراف از مردان خوب زندگی‌ام بنویسم تا مبادا کسی به خودش بگیرد. قرار نیست برای نقد یک رفتار مشخص، مدام ثابت کنم که از مردان بیزار نیستم من دارم درباره‌ی تجاوز، تهدید، آزار و عادی‌سازی خشونت حرف می‌زنم اگر کسی با شنیدن این حرف‌ها احساس می‌کند باید از خودش دفاع کند، شاید بهتر باشد به‌جای متهم کردن منتقد، کمی به رفتاری که از آن دفاع می‌کند فکر کند. هنوزم معتقدم زن و مرد، پیش از هر چیز انسان و برابرند اما برابری به معنای سکوت در برابر بی‌عدالتی نیست. احترام به مردان به معنای نادیده گرفتن خشونت بعضی از آن‌ها نیست. و دفاع از حقوق زنان هم به معنای نفرت از مردان نیست. فقط دیگر نمی‌خواهم برای توضیح این‌که تجاوز شوخی نیست، تهدید کردن افتخار نیست، کنترل کردن عشق نیست و احترام گذاشتن به رضایت دیگران یک لطف یا امتیاز محسوب نمی‌شود، با کسی وارد بحث شوم و اگر هنوز هم کسی برای فهمیدنشان به توضیح بیشتری نیاز دارد، مشکل از پیچیدگی حرف من نیست.
96519037سجّل الدخول لعرض التحليلات
چک کردین خوشگلا؟
70000سجّل الدخول لعرض التحليلات