210
المشتركون
-124 ساعات
-57 أيام
-1430 أيام
أرشيف المشاركات
210
اما هیچوقت این چرخه پایان پیدا نمیکنه. ما همیشه تو این چرخه بی پایان زندگی و شناخت هستیم. گاهی خودمون هم برای خودمون بیگانه میشیم و خودمون رو ترد میکنیم. اما همه اینا بخشی از زندگیه که فقط باید یاد بگیریم چطور باهاش زندگی کنیم. چطور بلدش بشیم که آسیب نبینیم و نزنیم. اما حتی آسیب دیدن و زدن هم بخشی از زندگیه. کنار هم بودن قشنگه. به همون اندازهای قشنگه که وقتی با خودت تنهایی از تنهاییت لذت میبری و به خودت میرسی. کتاب میخونی و با گربه هات حرف میزنی و راز هاتو به گربه هات میگی. اما میتونه قشنگ تر هم باشه. همچی میتونه قشنگتر باشه. همه ما میتونیم سعی کنیم بهترین ورژن از خودمون باشیم. اما در حد سن و تجربه و اطلاعاتمون از این زندگی و دنیا و آدم ها.
210
فکر میکنم انسان بودن پر از گمراهی و گیجیه. پر از ناشناخته ها و بیگانگی. پر از تنهایی و تک بودن. که ما همش درحال جست و جو برای شناخت فضای پیرامون و خودمون هستیم. میخوایم بدونیم کی هستیم و میخوایم چه کسی باشیم. پر از اشتباه کردن و اشتباه بودن. تنها بودن مثل وقتی که تو یه اتاقی هستی که هیچکس دیگه ای نیست. تو چه رفتاری داری؟ صورتت چه میمیکی داره؟ چه افکاری داری؟ انگار نمیشه به راحتی این ورژن رو جای دیگه کنار اشخاص دیگه زندگی کرد. انگار تنها کسی که قضاوتت نمیکنه خودتی. چون خودت بهتر از همه میدونی. خودت بیشتر از هرکسی خودت رو میشناسی. اما اگه خودت هم اشتباهی مرتکب بشی خودت رو قضاوت میکنی تا دیگه تکرارش نکنی. خودت میشی آیینهی دق خودت.
