227
المشتركون
+124 ساعات
+167 أيام
+330 أيام
أرشيف المشاركات
227
سیب وقتی خواب اومده سنگینی حس میکنه روش چشماشو باز میکنه میبینه دوتا موجود بزرگ سیاه با چشمای بزرگ دارن بهش نگاه میکنن گفت تخم چشماشون سرخ بود یکیش خیلی بزرگتر بود همون اومد نزدیک من
فقد بهشون نگاه میکردم نمیتونم خودمو تکون بدم
نزدیک تر میشد
بعدش یادم نیست
