ar
Feedback
دفترچه‌خاطراتِ‌آبی.

دفترچه‌خاطراتِ‌آبی.

الذهاب إلى القناة على Telegram

به خودت اجازه بده غرق بشی، گاهی نبودن هم بهتره. @Kiyanaaaaaabot ✉️ کپی نکنید، مرسی ایش.

إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
468
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
لا توجد بيانات30 أيام
أرشيف المشاركات
:))))))

Repost from پریچهره
@Bllustory0 غرق شدن گاهی منجر به بیشتر و بیشتر بودن می‌شه، چون تا وقتی تجربه‌ی نزدیک شدن به مرگ رو نداشته باشی قدر درد ریه‌هات رو نمی‌دونی.

Repost from N/a
این پیام رو فوروارد کنید تا بگم که اگر قرار بود چنلتون به یک صدا تبدیل بشه، اون چه بود. می‌تونه صدای رودخونه باشه، کلاغ و‌‌ غیره.

چه اتاق خوبیییییی دقیقا شبیه خودتهه😭

Repost from پریچهره
این پیام رو فوروارد کنید یک جمله بنویسم که حس می‌کنم باید بهتون بگم. فقط یک جمله.

Repost from اغماء
این پیام رو فوروارد کنید تا حدس بزنم چه مکانی رو برای زندگی تا ابد انتخاب می‌کنید. ظرفیت: ۳۰ چنل

مهمون پاییزی؛ نیازمند چندتا چنل فعال و دوست‌داشتنی هستم، پس اگر علاقه‌مند به دعوت کردن بنده به چنلتون هستید؛ این پیام رو فور کنید تا بهتون سر بزنم و بمونم پیشتون‌🍊
دست خالی نمیام قول میدم🥧

@Kiyanaaaaaabot دوست داشتید بهم کلمه بگید یا یک ایده، می‌خوام ببینم کلمه‌های عزیزم قصد برگشتن دارن یا نهه؟

الان تو دنیای خیالیم‌ وقتی پاییز شد بارون هم بارید.

یکی داره شبیه خودت، از این کوه و دره می‌گذره.

وای غریبه‌ی آبی من، باورت نمی‌شه. اونقدر‌ به نوشتن و گم شدن بین خطوط احتیاج دارم‌ که حد نداره. فقط دلم می‌خواد بنویسم. بنویسم و بگم چقدر احساس خوبی تو دلم به وجود اومده و چقدر من مثل همیشه به اون حس خوب کلی‌ امید دارم! ببین‌ هوا رو، چقدر خنکه. احساس می‌کنم اگه شادی‌ گم‌شده‌ی خودمون رو قراره پیدا کنیم، میشه توی این هوا دنبالش گشت. این تابستون چرک شده از غم، بلاخره تموم شد. فقط خواستم بنویسم و بهت بگم لطفا هرجایی که هستی، خوشحال باش عزیز من! برای اینکه در روزهای نزدیکِ دور، این کوچه و خیابون‌ها قراره پر بشه از اون برگ‌های خوش رنگی‌ که توی وجود پنهون‌ همشون کلی داستان گفته‌ نشده گوشه‌ای نشستن برای شنیده شدن. قراره شب‌هایی از راه برسه که آسمون فقط یک نقش تیره برای نشون دادن داشته باشه. تازه اینو بهت نگفتم، اگه این روزها قاصدکی سمتم بیاد، با فوت کردنش‌ آرزو می‌کنم وقتی آسمون بارید و تشنگی‌ گل‌ها سیراب شد و تو سرت رو به پنجره‌ی بخار شده تکیه‌ دادی، اون دلی که تنهایی توش موج می‌زنه، رنگ آسمون رو به خودش نگیره. آرزو می‌کنم اون قلبی که توش پر از رویا جمع شده، مهتابی زاده بشه که تاریکی‌‌ها بین رویاهات نشینه. آرزو می‌کنم فکرت جای بیهوده‌ای غرق نشه! برای اینکه این تابستون وقت برای فکر کردن زیاد بود. اجازه بده حداقل توی روزهای پیش‌ رو، توی فکر کسی، جایی و خاطره‌ای غرق نشیم، و چای و قهوه‌های عزیزمون‌ رو سرد و دست نخورده روی میز نذاریم. بیا فقط شاد باشیم. شادِ شاد.

4_6042111961393535859.mp34.04 MB

ای غریبه‌ها، من که نمی‌دانم این عمری که می‌گذرد، برای شما چطور است. اما می‌خواهم از امروز به بعد، شاد باشید. زندگانی چیزی نیست جز یک بازی که تنها خودش در آن برنده می‌شود. و فکر نکن ما بازنده‌های همیشگی این بازی هستیم، ما تماشاچیانی‌ بودیم که فکر می‌کردیم باید در این بازی شرکت کنیم و کردیم، و نتیجه هرچه که بود، واضح و روشن به ما گفت ما این‌کاره نیستیم. عزیزکم، رنج و غمی که داری، مال من! برو به دنبال شادی و پیدایش‌ کن. صد سال دیگر کسی نمی‌گوید او جلوی زندگی ایستاد و بلاخره برنده‌ی بازی شد! می‌گوید شجاع بود و توانست با هر پیشامدی، زندگی کند و شاد باشد. نمی‌خواهم بگویم روزهای خوب نزدیک است، چون این جمله‌ را بارها گفته‌اند و روز خوبی از راه نرسید. فقط می‌خواهم بدانی شاید خودت باید روز خوب بسازی و منتظر ساخته‌ شدنش‌ نباشی. همین! و بدان شادی نباید چیز زودگذری‌ باشد، شادی تنها سهمی‌ست که ما از این زندگی داریم. فراموش نکن که بودنش هرچقدر کوتاه و کم، باز ارزشمند است. فراموش نکن ده سال بعدی‌ هم قرار است وجود داشته باشد و از راه برسد؛ بگذار داستانی برای گفتن داشته باشی، حتی اگر در آن بگویی: «هیچ‌کاری نکردم، اما خوشحال بودم.»

بعدازظهر داشتم می‌نوشتم که امروز ممکنه شیرین‌ترین جمعه باشه. ولی از یاد بردم این زندگیه، لحظه ها میان و میرن و بهت نشون می‌دن این حال خوشی که داری موندگار نیست عزیزکم! بهش دل نبند.

Repost from sad but true
این پیام رو فوروارد کنید تا یک چنل رو انتخاب کنم و به ادمینش کتاب هدیه بدم.

photo content
+1

وای امروز قهوه نخوردم. در نتیجه خسته و کسل میرم که بخوابم. شب بخیرررر.