آهنگو این داستانا
الذهاب إلى القناة على Telegram
اینجا یه پیرمرد داره آهنگ گوش میده شایدم نوشتم، نمیدونم
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
583
المشتركون
+424 ساعات
+87 أيام
+4930 أيام
أرشيف المشاركات
خان هممون بای دیفالت غمگینیم
هرزگاهی میومدیم اینجا میخندیدیم که توهم پریود شدی رفت
آدمای دورش کمتر و کمتر میشدن اما براش مهم نبود، معتقد بود اگه خودش رو داشته باشه عملا کم و کسری نداره و باز هم میشه زندگی کرد، بیاحساس یا بیرحم نبود،فقط رو کسی حساب نمیکرد، ته داستان رو خوب میدونست؛ دیگه امیدش فقط به خودش بود.
