Blue berry 🫐
الذهاب إلى القناة على Telegram
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
194
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
-137 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
194
دلآرام
او در شهری زندگی میکرد که پر از آدمها بود، اما گاهی احساس میکرد در میان همین همه آدم، تنها مانده است. هر روز برای خودش رویاهایی داشت؛ رویاهایی ساده، مثل اینکه بتواند خودش تصمیم بگیرد، آزادانه حرف بزند، بخندد و همان کسی باشد که واقعاً هست.
دلآرام یاد گرفته بود خیلی از خواستههایش را آرام در دلش نگه دارد. یاد گرفته بود بعضی حرفها را نگوید، بعضی احساسات را پنهان کند و بعضی آرزوها را فقط در ذهنش زندگی کند.
اما در وجودش چیزی بود که هیچکس نمیتوانست از او بگیرد؛ امید. امید به روزی که دختران مجبور نباشند برای شنیده شدن صدایشان سکوت کنند، برای انتخاب کردن بترسند و برای خودشان بودن، اجازه بخواهند.
دلآرام هنوز به پنجره نگاه میکرد؛ نه فقط برای دیدن دنیای بیرون، بلکه برای یادآوری اینکه پشت هر دیوار، قلبی هست که آرزوی آزادی دارد.
194
من کسی هستم که.....
؛ کسی که نمیشود فقط با چند کلمه توصیفش کرد. گاهی آرامم، گاهی پر از هیجان، گاهی جدی و گاهی پر از شوخی. من ترکیبی از احساسات و تجربهها هستم؛ هم دوست دارم رویاپردازی کنم، هم برای چیزهایی که برام مهمه تلاش کنم.
تقریباً از همه چیز در زندگی لذت میبرم؛ از لحظههای کوچک، آدمهای خاص، تجربههای جدید و چیزهایی که باعث میشوند بیشتر خودم را بشناسم. برای من زندگی فقط رسیدن به مقصد نیست، بلکه مسیر و خاطراتی است که در راه میسازم.
شاید همیشه کامل نباشم، اما همیشه سعی میکنم خود واقعیام باشم. قلبم برای چیزهایی که دوستشان دارم میتپد و برای آدمها و لحظههایی که ارزش دارند اهمیت قائلم. من هنوز در حال کشف خودم هستم؛ کسی که هر روز کمی بیشتر رشد میکند و داستان خودش را مینویسد.
