˚₊· ͟͟͞͞➳❥ 𝓶𝓲𝓭𝓪
الذهاب إلى القناة على Telegram
https://telegram.me/HibyChatBot?start=sc-YEjywA5FUz https://t.me/SendHarfBot?start=7a44145640a4
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
253
المشتركون
+2324 ساعات
+197 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
یه سری دردا هست
که تنها راه درمانش جنونه
وای به روزی که باز عاقل میشی و خودتو عمیق تر تو این باتلاق درد میبینی
وارد مرحله ای از زندگیم شدم یه به شدت خودمو مقایسه میکنم و سر خورده میشم
در هر زمینه ای
لول زندگی
شغلی که دارن
و حتی پشت کنکوری هایی که از خودم چند سال بزرگترن
تهش هی تو ذهنم میگم بس کن بس کن
من اینو خیلی خوب میدونم راهی که اونا رفتن چند قدم جلو تر از منه
تجربه ای که اونا دارن بیشتر از منه
وحتی از سن هم بزرگتر از منن
و خب شاید ادراک و منطقشون بیشتر از منه
ولی ته همه اینا باز برمیگردم به نقطه اول
و دوباره و دوباره
سرخوردگی
کسالت
غم
ناامیدی و دلسردی
🥀
سلام بچه ها
امیدوارم حال همتون خوب باشه
امیدوارم اونقدر قوی باشین که بتونین از پس این دوران سخت بر بیان
بالاخره بعد این همه مدت منم میخوام برگردم به چرخه زندگیه خودم
منتها من به نوبه خودم نمی خوام عادی سازی کنم چون خودم دوست و همشهری از دست دادم و به شدت ناراحتم و هر روز که میگذره تعدادشون بیشتر میشه
اما چیزی که وسط همه این بی ثباتی ها ثابته اینه که کنکور برگذار میشه
پس باید برگشت به چرخه کنکور
من خودم وقتی اینجام حالم بهتر میشه
امیدوارم بتونم حال شمارو هم خوب کنم و در کنار هم روز هامون رو سپری کنیم.
۴۰۴/۱۱/۱۷
خدا کیست خدا چیست
اگر هست چرا نیست؟ اگر نیست چرا بر در متروکه بکوبم؟
اگرم هست چه کاریست که مخفی شده از خلق ، خدایی که موظف به خداییست.
جوانها، پشت سر هم می میرند
اما انگار که اتفاقی نیفتاده
پس از تحمل آن همه درد ، کسی که به مقصد می رسد
دیگر همانی نیست که به راه افتاده بود.
روزمرگیت مهم نیست. قیافت مهم نیست. باشگاه رفتنت مهم نیست. تولدت مهم نیست. هیچ محتوایی جز وطن مهم نیست.
حقیقتا واقعیت هم همینه من خودم خیلی خواستم برگردم به روال قبل منتها شرفم اجازه نداد ولی خب دست و پا شکسته خودم میخونم شمام سینه خیز ادامه بدین
در روز آزادی
بر مزارهایتان خواهیم رقصید
و از شراب ناب سرو خواهیم کرد.
در آرامش بخوابید🖤
﮼پناهگاه
آخ میدونی
تو سن عیش و نوشیم ولی فکر و ذهنمون عینهو خونه سالمندانه
دع آخه اوس کریم نوکرتم
چرا اینقدر با ما کلنجار میری، مگه ما هم قد توایم؟! وا بده مشتی
یه نیم نگاهی هم به ما بنداز
غریب گیر آوردی مگه؟
از آرزو هامون فکر زل زدن بهشون بهمون رسید
حرمان
صبر کن
نه از سردی
از فرسوده شدن تمام واژه ها
وقتی هیچ حرفی واس گفتن نمی مونه ، فقط نگاهِ که میمونه
نگاهی خسته، صبور و پر از فهم ناتمام
موسیو عشقو نمیشه نفرین کرد[عشقی که جوانان سرزمینم به وطن نشون دادن] هر چقدر هم بسوزونه
باز تو خاکسترش بوی زندگی میده
همون بویی که از چوب نیمه سوختهی بخاری تو شبای زمستون بلند میشه و خاطرات رو زنده میکنه که گرما
همیشه با درد میاد..
شاید عشق ، هنر سوختن باشه، بدون اینکه خاکستر بشی
حرمان