The last rain
قناة بسيطة
إظهار المزيد
لم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
202
المشتركون
+124 ساعات
-27 أيام
-730 أيام
أرشيف المشاركات
هیچوقت حرف بابامو یادم نمیره
گفت: کسی که پیش تو از یکی دیگه بد میگه قطعا پیش یکی دیگم از تو بد میگه:)
یجورایی همه رفتن بیرون عکس گرفتن خوشحال بودن از اینکه برف اومده
برف بازی کردن آخر شب رفتن بیرون و کلی عکس گرفتن
خب انگار فقط منم که نشستم خونه دم پنجره و با افسردگی و بی حوصلگی که داشتم به بیرون نگاه میکردم🌚🌚
پرسیدی چرا زندگیو دوست ندارم…
شاید چون هر روزش شبیه دیروزه،
چون لبخند زدن یادم رفته و
ساعتها با بغض حرف میزنم
پرسیدی چرا دلم با دنیا راه نمیاد…
چون بعضی آرزوها نیمهکاره موندن
چون قولهایی که شنیدم
هیچوقت به عمل نرسیدن
من از زندگی بدم نمیاد
فقط خستهام…
از فهمیدنِ زیاد،
از قوی بودنِ همیشگی،
از تنها جمعکردنِ خودم.
زندگی گاهی سنگینه،
نه به خاطر خودش،
به خاطر چیزایی که
بیصدا از ما گرفت
زندگی خیلی بـات حرف دارم
ولـی
تو دو کلمه خلاصه میکــنم
خــــــســــــــتـــــــم ازت
