جبهة الزرتشت
قناة بسيطة
لا توجد بيانات
المشتركون
-124 ساعات
+37 أيام
-1330 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from جبهة الزرتشت
نقشه شوم رضا پهلوی برای آینده ایران
شاهنشاه پرده از راز کثیف رضا پهلوی (سکولار دموکرات)برمیدارد
اینکه صنعت هستهای به صلاح ما نیست و باید تعطیل شود، صنعت موشکی به صلاح ما نیست و باید نابود شود، صنعت فولاد به نفع ما نیست و باید بمباران شود، صنعت خودرو به صلاح ما نیست و باید وارد شود و...
این موارد مخصوص امروز نیست و غرب از همان دوره پهلوی داشتن صنعت فولاد و ذوب آهن و نفت و غیره را هم به صلاح ما نمیدانست.
از نگاه چه چیزی به نفع ماست؟
از نگاه غرب صلاح ما در رواج همجنسبازی است. در ساخت فیلمهای تاریک و زشت از وطن خود و پاشیدن لجن به سر و صورت خودمان است. تحصیل با پول ایران و مهاجرت به غرب به هنگام ارائه خدمات است. درگیری مذهبی است. قبیلهگرایی و عشیرهگرایی است. تجزیه طلبی و جنگ زبانی است. تعصب شدید روی تُنبان قبیله است. «این خرابه نامیدن» وطن است. کاسه لیسی و تملق گویی حاکمان و فرهنگ غرب است. رواج ولنگاری و فاحشگی جسمی و روحی است. فروپاشی سنتهای ملی و دینی است. حمالی پرچم اسرائیل و آمریکاست. توهین به پرچم و سرود ملی است. خودحقیرپنداری است.
از نگاه غرب صلاح ما در این چیزهاست وگرنه کله سیاه خاورمیانهای را چه به ساخت موشک و انرژی هستهای و ذوب آهن و خودرو و این چیزها..
ترامپ :
«ما فردی بهنام سلیمانی را از میان برداشتیم. فکر میکنید اگر او زنده بود، اتفاقات فعلی برای ایران رخ میداد؟
او یک نابغه بود. مردم این را فراموش میکنند.
همه آدمهای سرسخت متوجه نیستند که این یک توافق سه ماهه نبود. سالها طول کشید تا این توافق حاصل شود. میدانید چرا؟ چون من کسی بودم که ژنرال سلیمانی را کشتم.
ترور سلیمانی بزرگترین اتفاق ۵۰ سال اخیر خاورمیانه بود.
سلیمانی یک نابغه بود. او خیلی مورد احترام بود. او همه کاره ای ایران بود.
آنها هرگز نتوانستند او را جایگزین کنند»
⏪ سلیمانی نابغهای بود که هم توسط آمریکا، هم توسط جریانهای سیاسی داخل، هم توسط رسانهها و هم توسط جماعت نوکدماغ بینی که بزرگترین دغدغهاش شکم و زیرشکم است، ترور شد.
سلیمانی وطندوستترین استراتژیست نظامی ایران بود و همین جرم برای او بس بود که در معرض این میزان توهین و بیاحترامی قرار بگیرد.
و اصولا در جامعهای که یک جرثومه فساد و تباهی و رذالتی چون رضا پهلوی میتواند در قد و قواره کنشگر سیاسی مطرح شود، باید هم سلیمانیها مورد توهین و اهانت قرار بگیرند.
⏪ دچار این توهمات و خیالات هم نشویم که ملت بزرگ ایران شکستناپذیر است و این ملت تاریخی است و فلان و فلان.
این ملت همیشه تاریخ و در بالای نود درصد جنگها شکست خورده و تحقیر شده و خاک و جان و مال خود را از دست داده است.
این کشور اگر امروز سر پا مانده است بعد از الطاف الهی، مجاهدت و از جان گذشتگی نهایت بیست تا سی درصد ساکنان این سرزمین است. باقی خیالات است.
یادتان هست جانورانِ انساننما چقدر ما را بابت ابراز ارادت به سردار سلیمانی مورد اهانت قرار داده و در تراوشات ذهن بیمار خود «قاسم چک» راه انداخته بودند؟
البته این سند افتخار ما بود. سند افتخار مایی که در سختترین شرایط اقتصادی و بیشترین فشار روانی دشمن، پشت خادمان این سرزمین و وطن خود ایستادیم.
اما حالا نوبت ماست که یک «مینابچک» داشته باشیم.
جنایت میناب نه یک جدل سیاسی، نه مرز بین این نظام و آن نظام و نه رقابت این جناح و آن جناح بود. میناب مرز انسان و مادون انسان بود.
آنکه در جنایت میناب سکوت کرد هرگونه همدلیاش با مردم از جنس ریاکاری است، هر گونه ادعای وطندوستیاش از جنس کاسبی است. آنکه در جنایت میناب سکوت کرد و در ته دل از حمله دشمن کوچکترین ابراز شادی و رضایتی داشت با هیچ منطقی دوستدار این سرزمین و این مردم نیست.
در میان سیاستمداران چند صد سال اخیر ایران هیچکس به اندازه آیتالله خامنهای شناخت دقیق و درستی از غرب و سیاست غرب نداشت.
ایشان به واسطه مطالعه در حوزههای مختلف ادبی و سیاسی و فکری و فلسفی جوامع غربی شناخت دقیقی از غرب و تفکر حاکم بر آن داشت و وقتی میگفت «من کسی نیستم که با لالایی دشمن خوابم ببرد» یا اینکه اجازه خرید واکسن آمریکایی و انگلیسی نمیدهم و یا بیان این حقیقت که سیاستمدار غربی کت شلوارا و کراوات میپوشد و ادکلن فلان میزند اما از درون وحشی و جنایتکار و مکار و دروغگوست، هیچ سخن اغراقآمیز و متعصبانهای نمیگفت و بیان واقعیت سیاست غرب بود.
پس فیدل کاسترو و استالین و لنین و هوگو چاوز و مادرو و اسد و کیم ایل سونگ و هوشه مین و پل پاوت چی؟
فرهاد قنبری
آیتالله خامنهای و ایران قوی
حوزه اصلی که غرب جنگ با آیتالله خامنهای را به نهایت خود رساند، باور ایشان به استقلال و قوی شدن کشور و بومیسازی توسعه کشور به ویژه در حوزه نظامی بود. باقی همه بهانه برای جلوگیری از رسیدن ایشان به این مقصود بود.
غرب در جنگ با آقای خامنهای تمام ابزارهای خود را به کار گرفت اما همه آن ابزارها وسیله بود و هدف اصلی جلوگیری از استقلال ایران به ویژه در حوزه نظامی و دفاعی بود.
غرب اگر با آزادی زن (یکی از حوزههای اصلی که تفاوت بنیادی بین نگاه غرب و آیتالله خامنهای وجود داشت. غرب آقای خامنهای را به ضدیت با آزادی و حقوق زن متهم میکرد و آقای خامنهای از بنیان نگاه غرب به زنان را نگاهی ابزاری و جنسی میدانست و با آن یه شدت مخالف بود) به جنگ گفتمان آقای خامنهای رفت، هدفش آزادی زنان ایران نبود (آیتالله خامنهای اگر از پافشاری بر استقلال و قوی شدن ایران دست برمیداشت و زیر بلیط غرب میرفت، غرب با برقعه زدن زنان ایرانی هم مشکلی نداشت و احتمالا سالی چند میلیون برقعه و چادر هم به ایران صادر میکرد) بلکه شوراندن بخشی از جامعه علیه ایشان و به کار گرفتن بخشی از زنان ایران برای زمینگیر کردن آقای خامنهای در رسیدن به هدف خویش بود.
غرب اگر جنگ فرهنگی و هنری را شروع کرد و از سینما و ادبیات تا موسیقی و حقوق بشر سعی در بدنام کردن گفتمان آقای خامنهای داشت (و در این راه انبوهی از فرومایگان و جاهطلبان و وطنفروشان را در قالب کارگردان و بازیگر و ورزشکار و خبرنگار و فعال حقوق بشر و... به خدمت گرفت و در برابرشان نوبل و نخل طلا و جایزه فلان و فلان پرت کرد و آنها را در تقابل با کشور به خدمت گرفت) همه در راستای جلوگیری از قدرتمند شدن کشور و ساخت ایران قوی بود که هدف اصلی آیتالله خامنهای به شمار میرفت.
اصرار آیتالله خامنهای بر ایران قوی و توسعه قدرت دفاعی کشور به عنوان سپر اصلی ساخت ایران قوی به حدی بود که غرب ناچار تمام قدرت فرهنگی و اقتصادی و رسانهای خود را برای جنگ به ایشان به کار گرفت و در نهایت راه مقابله را در تقابل عریان نظامی و به قتل رساندن ایشان یافت.
کارنامه آقای خامنهای تا دههها و قرنها مورد بازخوانی قرار گرفت ولی آنچه میتوان از امروز اذعان کرد این است که شاید در تاریخ مبارزه با استعمار شاید هیچ فردی به اندازه ایشان، شناخت خوبی از استعمار نداشت و هیچکس به اندازه ایشان باعث عصبانیت و مورد نفرت استعمارگران واقع نشده بود.
⏪ سالهای سال جریان به اصطلاح روشنفکری ایران سعی کرد آقای خامنهای را چیزی شبیه صدام و قذافی و دیکتاتوریهای آمریکای لاتین و کرهشمالی و یوگسلاوی سابق و.. معرفی کند و در این زمینه مدام کتابهای اورول و حتی آثار بیارزش جلد قرمزی را برای ایجاد حس همزادپنداری در ذهن ایرانیان، در حد آثار فاخر ادبی تاریخ به طبقه متوسط جدید ایرانی قالب کرد.
⏪ اما این یک دروغ بزرگ بود. کاری به سایر کارگزاران جمهوری اسلامی و خانوادههای آنها ندارم اما آقای خامنهای بر خلاف تمام حکومتهای منطقه و جهان، تمام عمر بر اساس اصول و دیسپلین خاص یک انقلابی مسلمان زندگی کرد. ایشان نه دنبال منافع شخصی بود و نه سفره خود را از مردم جدا کرد و نه اندک امتیازی برای خانواده و نزدیکان خود قائل شد. ایشان در آخر هم در پای همان اصول به همراه عزیزان خود و در راه دفاع از استقلال این سرزمین جان خود را فدا کرد.
⏪ نه آثار کم ارزش و مغرضانه بلکه «سور بز» و «گفتگو در کاتدرال» یوسا را بخوانیم. «پاییز پدرسالار» مارکز را بخوانیم. «آقای رئیسجمهور» آستوریاس و.. را بخوانیم تا تفاوت آقای خامنهای با جهان سیاستمداران دیگر جهان امروز را بهتر متوجه شویم
آیتالله خامنهای استراتژیست بزرگی بود و در بزرگی ایشان همین بس که امروز برای تشییع جنازه ایشان در کشور عراقی که هشت سال با ایران جنگید بیش از ده استان تعطیل عمومی اعلام کرده است و از جنوب لبنان تا یمن و کشمیر انسانهایی تربیت یافتهاند که برای سربلندی و بالا بودن پرچم ایران حاضر به فدا کردن جان خویش هستند.
در استراژیست بودن آیتالله خامنهای همین بس که در این دههها شاید عربستان در تک تک این کشورها بیش از صد برابر ایران هزینه کرده باشد اما نه تنها یک صدم نفوذ معنوی ایران را ندارد بلکه تصور نمیکنم در هیچ کشور منطقه حتی یک نفر هم حاضر باشد که به خاطر عربستان جان خود را فدا کند یا برای (مثلا) تشییع جنازه پادشاه عربستان شهر و کشوری تعطیل شود.
