⋆。𝑾𝒉𝒊𝒔𝒑𝒆𝒓𝒔 𝒐𝒇 𝑺𝒐𝒂𝒅。⋆🎻
الذهاب إلى القناة على Telegram
«بابا؛ قهرمانِ بیسروصدای تمام روزهای من. 🖤» با اشکها جنگیدهام بر غصهها خندیدهام از جیب آدمها کمی دیوانگی دزدیدهام
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
241
المشتركون
-1924 ساعات
+487 أيام
+230 أيام
أرشيف المشاركات
🟢 تمام « تلمیح » های کتاب فارسی پایه دوازدهم
🔹️شش دانگ حواسم پیش مصطفی است که نکند بوی غلز چنان مستش کند که دامنش از دست برود
[جمال زاده به یکی از جملات معروف گلستان سعدی اشاره دارد]
🔹️هر کسی کاو دور ماند از اصل خویش باز جوید روزگار وصل خویش
[میل بازگشت به اصل]
🔹️نشاط غربت از دل کی برد حب وطن بیرون بخ تخت مصرم اما جای در بیت الحزن دارم
[اشاره به داستان یوسف که به پادشاهی مصر رسید که یعقوب پدرش در دوری از او در خانه اش گریه میکرد]
🔹️ترسم تو را بیند و شرمندگی کشد یوسف بگو که هیچ نیاید برون ز چاه
[اشاره به انداختن یوسف به چاه به خاطر زیبایی اش توسط برادرانش دارد]
🔹️همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی
[علام الغیوب-ستار العیوب-تعز من تشاء تذل من تشاء]
🔹️با آن که جیب و جام من از مال و می تهی است ما را فراغتی است که جمشید جم نداشت
[اشاره به داستان پادشاه جمشید دارد که ثروتمند و اهل خوشگذرانی بود و جام معروفی داشت]
🔹️ز نیرنگ هوا و فریب از خاقانی دلت خلد است خالی ساز از طاووس و شیطانش
[اشاره به داستان شیطانی که به شکل مار به دور پای طاووس میپیچد و وارد بهشت می شود]
