خالد ملاح کنگانی
الذهاب إلى القناة على Telegram
{إِنۡ أُرِیدُ إِلَّا ٱلۡإِصۡلَـٰحَ مَا ٱسۡتَطَعۡتُۚ} تلاوت های قرآنی، یاداشت ها، خلاصه ها و...... با شما به اشتراک میگذاریم 📚🎓كارشناسي رشته شريعت نقد، پیشنهاد ... @khaledmallah79
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
338
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+430 أيام
عدد المنشورات
جاري تحميل البيانات...
التفاعلات
التعليقات
نجوم تيليجرام
أفضل المنشورات حسب
جاري تحميل البيانات...
تحليل النشر
المشاركات | ديناميات المشاهدات | |||||
💠آزادی به سبک غربی
وقتی واژهی «آزادی» مطرح میشود، گاهی همهی نگاهها به سمت غرب میرود؛ گویی در کشورهای غربی انسانها آزادی مطلق دارند و هر کاری که بخواهند، میتوانند انجام دهند.
🔹️اما یک سؤال ساده:
آیا در غرب واقعاً آزادی مطلق وجود دارد؟
طبیعتاً نه. آنجا هم قوانینی وجود دارد که برای رفتار، پوشش، آموزش، خانواده، فضای عمومی و بسیاری از مسائل دیگر محدودیتهایی تعیین میکند. پس اصلِ وجود قانون و محدودیت، با مفهوم آزادی منافاتی ندارد.
🔹️حال بیایید با همان منطقی که برخی از مدعیان آزادیخواهی مطرح میکنند، جلو برویم:
میگویند:
«انسانها آزادند و هیچکس نباید آزادی آنان را سلب کند؛ کشورهای غربی هم بر همین اساس عمل میکنند.»
خب، اگر این اصل را بپذیریم، یک سؤال پیش میآید:
اگر یک کشور غربی برای مسئلهای قانون وضع کرد، چرا باید بگوییم چون قانون خودش را دارد، پس آزاد است؛ اما اگر یک کشور اسلامی برای همان مسئله بر اساس قوانین و مبانی خودش قانون وضع کرد، ناگهان میگوییم: «حق ندارد!»؟
اینجاست که تناقض آشکار میشود.
🔹️اگر قانونگذاری یک کشور، به دلیل حاکمیت و چارچوب حقوقی خودش، بخشی از نظم اجتماعی آن کشور است، این اصل نمیتواند فقط زمانی معتبر باشد که نتیجهاش مطابق میل ما باشد.
نمیشود یک معیار را برای غرب «آزادی و حق انتخاب» نامید و همان معیار را وقتی در یک کشور اسلامی اجرا میشود، «سلب آزادی» دانست.
🔹️مسئله اینجاست:
آیا واقعاً با «اصل آزادی» مشکل دارند، یا فقط با نوع انتخاب و قانونی که دیگران انتخاب کردهاند؟
اگر آزادی را اصل میدانیم، باید در تعریف و معیار آن صادق و یکسان باشیم؛ نه اینکه آزادی برای یک طرف «حق» باشد و برای طرف دیگر «ممنوعیت».
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani. | 29 | 0 | 1 | 0 | Loading... | |
❖ از جمله اشکالات فقهِ مقارن و همچنین آنچه «فقهُ الدلیل» نامیده میشود -که هر دو، از پدیدههای معاصرند- میتوان به دو موارد زیر اشاره کرد:
① نقل نادرست یا ناقص مذهب:
معتمدِ مذهب تنها در نقلِ حکم خلاصه نمیشود؛ بلکه باید حکم، استدلال و تعلیل بهدرستی و مطابق منابع معتبر مذهب نقل شود. همچنین، از بیان خلافِ نازل و تحریر دقیق محل نزاع نباید غفلت کرد.
② اهمال قیود و شرایط مسئله در مذهب:
گاهی حکمِ فقهی بدون توجه به قیود، شروط، استثنائات و تفصیلاتی که فقهای مذهب برای آن ذکر کردهاند، نقل میشود؛ در نتیجه، حکمی عام و مطلق به مذهب نسبت داده میشود، در حالی که حکمِ مذکور در اصل، مقید به شرایط و قیود خاصی است.
[ برگرفته از شیخ محمد سالم بحیری حفظه الله تعالی ]
🆔 @nawawisham | 64 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
همیشه دشمنی با اسلام بهصورت مستقیم و آشکار نیست؛ بلکه بسیاری از هجمهها، در واقع هجمههایی علیه هویت دینی و اسلامی هستند.
گاهی هدف این نیست که انسان مستقیماً از اسلام رویگردان شود، بلکه تلاش میشود هویت، باورها، ارزشها و سبک زندگی او بهتدریج تغییر کند.
ضرر و تأثیر این نوع فعالیتها گاهی از جنگ و تقابل مستقیم با اسلام بیشتر است؛ چراکه آرام، تدریجی و نامحسوس پیش میرود و ممکن است انسان بدون آنکه متوجه باشد، از هویت و ارزشهای خود فاصله بگیرد.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani | 88 | 1 | 0 | 3 | Loading... | |
تنها راه نابودی اسلام از بین بردن هویت آن... | 89 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
💠دنبال کردن اخبار داخلی واقعاً شده یک زجر تمامعیار و مستمر!
به این نتیجه رسیدهام که اگر راحتی و آرامش میخواهید، کمی از دنبال کردن این اخبار فاصله بگیرید. واقعاً گاهی این اخبار فقط اعصاب و روان و وقت آدم را تلف میکند.
🔹️هیچکس پیش از تمام شدن رزقش از دنیا نمیرود؛ آنچه خدا برای ما مقدر کرده، حتماً به ما خواهد رسید.
سنن ابن ماجه - ت عبد الباقي ٢/٧٢٥ — ابن ماجه (ت ٢٧٣)
گاهی اوقات، کمی لاابالی بودن در برابر هیاهوی دنیا لازم است؛ نه از سر بیمسئولیتی، بلکه برای اینکه زندگی را فراموش نکنیم.
خداوند میفرماید:
﴿وَابْتَغِ فِيمَا آتَاكَ اللَّهُ الدَّارَ الْآخِرَةَ﴾
«و با آنچه خدا به تو داده، سرای آخرت را بجوی.»
پس تا میتوانیم زندگی کنیم، تلاش کنیم، وظیفهمان را انجام دهیم و باقی را به خدا بسپاریم.
خدا بزرگ است...
https://t.me/KhaledKangani | 96 | 1 | 0 | 2 | Loading... | |
همونطور که هممون میدونیم، میبینم و با پوست و استخون حس میکنیم متأسفانه شرایط اقتصادی خراب و اوضاع داغونه…
این روزها حداقل ما مردم هوای همدیگه رو داشته باشیم، حق همدیگه رو رعایت کنیم، انصاف داشته باشیم و باری روی دوش هم نذاریم...
شاید نتونیم همهچیز رو تغییر بدیم، اما میتونیم از سادهترین تصمیمهامون، تغییر رو از خودمون شروع کنیم.
الله متعال در سورهی مبارکهی رعد میفرمایند:
إِنَّ اللَّهَ لَا يُغَيِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتّىٰ يُغَيِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ
«همانا خداوند حال هیچ قومی را تغییر نمیدهد، تا زمانی که خودشان آنچه را در وجودشان است تغییر دهند.»
تو مگو همه به جنگند و ز صلحِ من چه آید
تو یکی نهای، هزاری؛ تو چراغِ خود برافروز
مولانا رحمه الله | 90 | 0 | 2 | 3 | Loading... | |
البته سخن من به هیچوجه به معنای کمارزش دانستن کتابهایی همچون مثنوی، گلستان و بوستان نیست. این آثار، هرکدام گنجینههایی ارزشمند از ادب، حکمت، اخلاق و فرهنگ اسلامی و ایرانیاند و مطالعه و بهرهگیری از آنها میتواند بسیار سودمند باشد.
اتفاقاً در گذشته، این آثار در بسیاری از مناهج و نظامهای آموزشی دینی نیز جایگاه داشتهاند و به طلاب تدریس میشدهاند؛ و تا آنجا که اطلاع دارم، هنوز هم برخی از این کتابها در مدارس دینی پاکستان تدریس میشوند.
مسئله، اصل مطالعه این کتابها نیست؛ مسئله، تبدیل کردن آنها به شعار هدایت، معیار روشنفکری، نشانه تمدن و ملاک سنجش حقیقت است. | 1 | 0 | 0 | 0 | Loading... | |
💠تحصیلکردگان دینی و مسئله هویت.
- مسئله واقعاً عجیب و تأسفبرانگیز است!
علمای بسیاری از کشورهای دیگر، دغدغهشان دعوت، اصلاح، تألیف، تحقیق و خدمت به جامعه است؛ روزبهروز بر دانش و آگاهی مردم میافزایند و جامعه را با علم و دعوت منور میسازند.
🔹️اما متأسفانه برخی از تحصیلکردگان دینی ما - الحمدالله فعلا کم هستند - گرفتار مسائلی شدهاند که نهتنها سودی برای جامعه ندارد، بلکه گاهی انسان را از هویت دینی و علمی خویش نیز دور میکند.
🔹️روزبهروز شاهد نوعی روشنفکری ظاهری هستیم؛ گویی برخی تصور میکنند تمدن، پیشرفت و باکلاس بودن، در فاصله گرفتن از هویت ایمانی، علمی و دینی است؛ در چنگ زدن به مسائل خلافی و خارج شدن از احکام روشن شریعت، صرفاً به این بهانه که «این یک مسئله اختلافی است»!
🔹️از سوی دیگر، شیفته شدن به برخی روشنفکران معاصر و چنان غرق شدن در آثاری همچون مثنوی، گلستان و بوستان که گویی این آثار جایگاه قرآن و منابع اصلی هدایت را گرفتهاند، واقعاً جای تأمل دارد.
سؤال اینجاست: این روند تا کجا قرار است ادامه پیدا کند؟
دردآور است که بخشی از انرژی علمی و فکری ما، به جای تحقیق، تألیف، دعوت، تربیت و اصلاح جامعه، صرف مسائلی شود که حاصلش چیزی جز دور شدن از رسالت اصلی علم و طلبگی نیست.
خداوند ما را به راه درست هدایت کند، بر ایمان و منهج صحیح ثابتقدم بدارد و ما را از بندگان مخلص، منیب، مطیع و دعوتکننده به خیر قرار دهد.
اللهم اهدنا وثبّتنا، واجعلنا لك مخلصين، منيبين، طائعين، داعين إلى الخير.
✍خالد ملاح کنگانی
https://t.me/KhaledKangani | 285 | 2 | 1 | 7 | Loading... |

