جبهه رزمندگان ایران آزاد
الذهاب إلى القناة على Telegram
حفظ تمامیت ایران، احیای آزادی، و بازگرداندن شأن ملت.
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
305
المشتركون
+124 ساعات
+27 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
Repost from آموزشکده توانا
تداوم بازداشت حسین احمدی با اتهامهای سنگین؛ محرومیت از درمان با وجود آسیبهای شدید جسمی
یک منبع مطلع میگوید حسین احمدی، زندانی ۳۰ ساله محبوس در زندان دستگرد اصفهان، با وجود آسیب شدید کمر و گردن از دسترسی به درمان مناسب محروم مانده است. او از ۱۶ خردادماه ۱۴۰۵ در بازداشت به سر میبرد و با اتهامهای سنگینی از جمله «افساد فیالارض» و «محاربه» روبهروست.
حسین احمدی، اهل ایذه و ساکن شهر سده اصفهان، روز ۱۶ خردادماه در خانه شخصی خود بازداشت و به زندان دستگرد منتقل شد. او کارگر است و در زمینه قالببندی و آرماتوربندی فعالیت میکند.
به گفته یک منبع مطلع، احمدی تنها یک هفته پیش از بازداشت تحت عمل جراحی دیسک کمر قرار گرفته بود. این منبع میگوید او پس از بازداشت مورد ضربوشتم و شکنجه قرار گرفته و بر اثر ضربههای واردشده، از ناحیه کمر و گردن بهشدت آسیب دیده است.
بر اساس اطلاعات رسیده، وضعیت جسمی حسین احمدی اکنون نامساعد است و او برای برخاستن و حرکتکردن به کمک همبندیهای خود نیاز دارد. با وجود این شرایط و سابقه جراحی کمر، مسئولان زندان او را از دسترسی به درمان تخصصی محروم کردهاند.
در پرونده حسین احمدی اتهامهای «افساد فیالارض»، «محاربه»، «برهمزدن امنیت»، «توهین به مقدسات» و «توهین به رهبری» مطرح شده است. تاکنون اطلاعات بیشتری درباره مصادیق این اتهامها و روند رسیدگی به پرونده به دستمان نرسیده است.
این زندانی در بیش از سه ماه گذشته از ملاقات با خانواده محروم بوده و خانوادهاش اطلاعات مربوط به وضعیت او را از طریق دیگر زندانیان و نزدیکان آنان دریافت کردهاند.
ادامه بازداشت حسین احمدی بدون دسترسی به درمان، در حالی که بنا بر گزارشها قادر نیست بدون کمک دیگران از جای خود برخیزد، نگرانیها درباره احتمال تشدید آسیبهای جسمی و پیامدهای جبرانناپذیر برای سلامت او را افزایش داده است.
#حسین_احمدی
@Tavaana_TavaanaTech
مردم؛ غایب بزرگِ بازی دوگانه توافق یا جنگ !
نعل وارونه نزنید !
✍م.حسن زاده رزمنده جنگ ایران وعراق
چه توافق بشود، چه نشود؛
چه مذاکره کنند، چه مقاومت؛
چه تحریم باشد، چه جنگ...
باز هم این مردماند که باید تاوان همهچیز را پس بدهند!
یک سو از «منافع مردم» و ضرورت توافق سخن میگوید؛ اما هنگامی که سرپرست تیم مذاکرهکننده، افزون بر آنکه خود با اتهامات سنگین و پروندههای نجومی فساد در شهرداری تهران و نیز کارنامهای سیاه از سرکوبهای خشن دانشجویان و دیگر اقشار مردم روبهروست و اکنون، پیش از هر چیز، باید در جایگاه متهم و پاسخگو، پاسخگوی عملکرد گذشته خویش باشد، برای جلب رضایت تندروها و تثبیت و تحکیم جایگاه و موقعیت خود، از همان آغاز و در نخستین بند تفاهمنامه، بر تأمین منافع لبنان و حزبالله تأکید میکند؛ این پرسش بهحق مردم است که:
پس منافع ایران و ایرانی در کجای این معادله قرار دارد؟
از سوی دیگر، تندروها نیز بیپرده ، حفظ لبنان و نیروهای نیابتی را «اولویت» میدانند و در همان حال، هر دو جناح، اکثریت چند ده میلیونی مخالفان نظام که در قیام ۱۸ و ۱۹ دی ودر پاسخ به فراخوان شاهزاده رضا پهلوی بعنوان رهبر خیزش ملی شیر وخورشید آشکارا مطالبه براندازی نظام را فریاد زدند با نهایت وقاحت و بیشرمی «وطنفروش» و خود را «وطنپرست» مینامند!
اما وطنپرستی چیست و وطن پرست کیست ؟
وطنپرست واقعی کسی است که ایران را بر هر ایدئولوژی، هر گروه نیابتی و هر قدرتی مقدم بداند؛ نه کسی که ثروت و جوانی و امنیت این سرزمین را قربانی اهدافی بیرون از مرزهای آن کند و در داخل نیز سرمایههای مردم را صرف آرمانهای جاهطلبانه هستهای و موشکی سازد؛ آرمانهایی که بخش بزرگی از دستاوردهای آن دود شد و به هوا رفت و نهتنها بازدارندگی پایدار به ارمغان نیاورد، بلکه خود به عاملی برای تحریک و زمینهسازی حملات خارجی بدل شد!!
مردم حق دارند به هیچیک از این دو جریان اعتماد نکنند؛
نه آنان که با عنوان اصلاحطلب و میانهرو برلزوم «توافق با آمریکا » از منافع مردم سخن میگویند، اما مطالبات آزادیخواهانه آنان را به فراموشی میسپارند و در برابر زندان و سرکوب معترضان در خیابان و اعدام بی رویه فرزندان بیگناه این سرزمین در سیاهچالهای نظام، سکوت پیشه میکنند؛
و نه آنان که به نام «مقاومت»، ایران را هزینه آرمانهای خود میکنند!
مردم نه سپر بلای جنگاند، نه خرج تحریمها، نه پشتوانه مشروعیت جناحها و نه گوشت دم توپ سیاستهای منطقهای.
مسئله مردم فقط توافق یا عدم توافق نیست!
مسئله این است که چرا ایران و ایرانی، در تصمیمهایی که مستقیماً با جان و مال و معیشت و آیندهشان سروکار دارد، همچنان غایب بزرگ این ماجراست؟
و چرا تمامی جریانها و جناحهای سیاسی، در عمل، هیچ جایگاه شایستهای برای مردم، بهعنوان صاحبان اصلی این کشور، قائل نیستند؟!
و سرانجام، یک حقیقت روشن:
وطنپرستی را با فریاد و شعار نمیسنجند؛ با عمل میسنجند؛ با اینکه ایران را بر همهچیز مقدم بدارید و برای معیشت و رفاه شهروندان، آزادیهای سیاسی و اجتماعی و حقوق شهروندی، در کنار اقتدار ملی و حفظ تمامیت ارضی آن، گام بردارید.
که صدالبته کارنامه عملکرد این ۴۷ ساله تان، بهخوبی اثبات کرده است که شما نامردمانِ بیکفایت و بیدرایت، اعم از اصلاحطلب و اصولگرا، تندرو و میانهرو، نه اراده و نه توانِ برپایی حکمرانی شایسته و مترقی برای این کشور بزرگ و این تمدن کهن را داشته و دارید؛ که اگر داشتید، امروز ایران عزیز، در چنین وضعیت اسفبار اقتصادی و سیاسی به سر نمیبرد.
پس شایسته آن است که بجای نعل وارونه و انتساب صفت رذیله خود که همانا بی وطنی و وطن فروشی است ، به اکثریت مردم فهیم ونجیب ایران اعم از ساکنین داخل ومهاجرین به خارج ازکشور، حتی اگر برای آینده و حفظ جانتان هم اهمیت قائل هستید ، هرچه زودتر ، متمدنانه وعاقلانه کناربروید وسرنوشت این بوم وبر را به مردم بعنوان صاحبان اصلی کشور بسپارید ، چه آنکه اگر چنین هم نکنید ، این ملت بزرگ سرانجام بار دیگر ققنوس وار ، برخواهد خاست وطومار ظلم و جنایت ودزدی وایلِغار ۴۷ ساله تان را درهم خواهد پیچید !
@isargaran_pahlavi
داریم روزهای آخر جمهوری اسلامی رو میبینیم
باور نمیکنید؟ شواهد رو ببینید.
تمام نیروهای نیابتی جمهوری اسلامی دارن یکییکی نابود میشن؛ از حزبالله در لبنان گرفته تا حشدالشعبی در عراق و حوثیها در یمن.
فشار اقتصادی داره مثل آوار روی سر جمهوری اسلامی خراب میشه. جمهوری اسلامی همیشه فکر میکرد کارت تنگه هرمز دوطرفهست؛ یعنی هم خودش ضربه میخوره، هم میتونه دنیا رو تحت فشار بذاره. ولی تازه فهمیدن این فشار داره بیشتر از همه خودشون رو خفه میکنه.
اسکات بسنت داره یکییکی تمام راههای مالی جمهوری اسلامی رو میبنده. با ادامه این روند، به نظر من در سه ماه آینده دیگه پولی برای نفس کشیدن نظام باقی نمیمونه. همین الان هم میبینیم حتی بخشهایی از خود سیستم با مشکل پرداخت پول روبهرو شدن.
چین هم جمهوری اسلامی رو فروخته و دنبال منافع خودشه. توافقهاش رو با عربستان و کشورهای منطقه میبنده و جمهوری اسلامی هر روز بیاهمیتتر میشه.
احتمال یک قیام بزرگ مردمی در سه ماه آینده بهشدت بالاست. ترکیب قیام مردم، ریزش سنگین داخل نظام و پشتیبانی خارجی ضربه آخر رو میزنه.
جمهوری اسلامی از قیام بعدی زنده بیرون نمیاد. هر وقت اون قیام با فراخوان شاهزاده رضا پهلوی شروع بشه، نبرد آخر خواهد بود.
@iraneazadvaabad
@isargaran_pahlavi
🔴تو آمریکا بنزین نیم سنت گرون میشه .
صدا و سیمای جمهوری اسلامی : فروپاشی آمریکا نزدیکه!
تو ایران بنزین 200 درصد گرون میشه ،
صدا و سیما : به قله نزدیکیم !
@isargaran_pahlav
Repost from Reza Pahlavi | رضا پهلوی
هممیهنان،
جمهوری اسلامی بار دیگر با افزایش قیمت بنزین، هزینه بیکفایتی، فساد و جنگافروزی خود را بر دوش مردم ایران گذاشت.
همانگونه که در پیام ۳۱ مرداد گفتم، گران کردن سوخت در شرایطی که مردم زیر فشار سنگین اقتصادی قرار دارند، اقدامی ظالمانه و خیانت به ملت ایران است.
به رژیم ضحاکی و رهبر مفقودش میگویم: فقر و فشار اقتصادی که بر مردم ایران تحمیل کردهاید، نتیجه مستقیم سیاستهای ویرانگر شماست. منابع کشور متعلق به مردم ایران است؛ نه برای پر کردن جیب مافیاها و نه برای تأمین مالی تروریسم و جنگافروزی. اموال غارتشده ملت را بازگردانید و حمایت از تروریستها را قطع کنید.
گمان نکنید با کشتار دهها هزار میهنپرست توانستهاید اراده ملت را درهم بشکنید. آتش خشم و اعتراض مردم خاموش نشده است. ملتی که برای آزادی، رفاه و آیندهای بهتر ایستاده است، در برابر سرکوب، فساد، بیکفایتی و تحمیل فقر سکوت نخواهد کرد.
پاینده ایران،
رضا پهلوی
@OfficialRezaPahlavi
گزارش نتانیاهو در خصوص تصرف کامل تپه علی طاهر در لبنان و نابودی بسیاری از تروریستهای حزب الله در این شهر تسلیحاتی زیرزمینی( دوبله فارسی)
#قطع_بازوهای_نیابتی_اختاپوس
@isargaran_pahlavi
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
عملکرد خاویر میلی رو بر اساس ۹ شاخص اقتصادی بررسی میکنیم:
پیشاپیش بگم: روی جدول در ستون سمت راست کاملاً مشخصه: جز شاخص اشتغال، در همهٔ زمینهها اوضاع بهبود چشمگیری پیدا کرده. مختصراً تکتک بررسی میکنم
▪️یک. تورم:
تورم بدون تردید قویترین دستاورد دولت میلیه. در دسامبر ۲۰۲۳: تورم ماهانه: ۲۵٫۵٪ و تورم سالانه: ۲۱۱٫۴٪ بود. در ژوئیه ۲۰۲۶: تورم ماهانه: ۲٫۱٪ و تورم ۱۲ماهه: ۳۳٫۸٪ شده. تورم از ابتدای ۲۰۲۶: ۱۹٫۳٪
▪️دو. تولید ناخالص داخلی:
از رکود به رشد. تولید ناخالص از منفی ۱/۶ در سال ۲۰۲۳ به مثبت ۴/۴ در سال ۲۰۲۵ و مثبت ۲/۳ در سال ۲۰۲۶ رسیده.
▪️سه. کسری بودجه:
در اینجا هم دستاورد بزرگی محقق شده. در ۲۰۲۳ دولت با کسری مالی بسیار بزرگی مواجه بود. دولت به اندازه ۴/۷ درصد تولید ناخالص داخلی کسری بودجه داشت. در مقابل، در ۲۰۲۵ نه تنها کسری بودجه نداشت، بلکه مازاد هم داشت! این یعنی آرژانتین از کسری مالی مزمن به مازاد مالی رسید.
▪️چهار. ذخایر ارزی
در آستانهٔ روی کار آمدن میلی، وضعیت بسیار بد بود. در ۱۱ دسامبر ۲۰۲۳ ذخایر ناخالص حدود ۲۱ میلیارد دلار و ذخایر خالص حدود ۱۱٫۲ میلیارد دلار منفی بود. اما در اوت ۲۰۲۶ ذخایر به ۴۹٫۵ میلیارد دلار رسید. یعنی ذخایر ناخالص بیش از دو برابر شده.
▪️پنج. بیکاری:
اینجا تصویر به نفع میلی نیست. در سهماههٔ چهارم ۲۰۲۳: بیکاری ۵٫۷٪ بود. در سهماههٔ اول ۲۰۲۶ بیکاری به ۷٫۸٪ رسیده. یعنی حدود ۲٫۱ واحد درصد افزایش.
▪️ شش. فقر:
در این زمینه هم دستاورد بزرگی حاصل شده. در نیمه دوم ۲۰۲۳، ۴۱٫۷٪ جمعیت زیر خط فقر بودند. و ۱۱٫۹٪ در وضعیت فقر شدید قرار داشتند. آخرین آمار رسمی موجود در حال حاضر، نیمه دوم ۲۰۲۵ نشان میدهد:
فقر: ۲۸٫۲٪
فقر شدید: ۶٫۳٪
شده، که بهبود چشمگیریه. میلیونها نفر از فقر رهیدند.
▪️هفت. دستمزد واقعی:
دستمزد اسمی در دسامبر ۲۰۲۳ نسبت به سال قبل ۱۵۲٫۷٪ افزایش یافته بود، اما تورم بسیار بیشتر بود؛ یعنی قدرت خرید بدتر شده بود. در ۲۰۲۶ نشانههای بهبود دیده میشه. در آوریل ۲۰۲۶، دستمزد واقعی متوسط کارکنان رسمی بخش خصوصی ۱٫۳٪ نسبت به ماه قبل افزایش یافت و طبق دادهٔ وزارت کار به دومین سطح بالای خود از دسامبر ۲۰۲۳ رسید.
▪️هشت. تجارت خارجی:
در پایان ۲۰۲۳ آرژانتین با بحران شدید دلار و حتی حدود ۵۸ میلیارد دلار بدهی تجاری واردکنندگان مواجه بود. امروز وضعیت خارجی بسیار بهتره.
فقط در نیمه اول ۲۰۲۶:
صادرات: ۴۹٫۴۵ میلیارد دلار
واردات: ۳۵٫۵۳ میلیارد دلار
مازاد تجاری: ۱۳٫۹۲ میلیارد دلار
ثبت شده.
▪️نُه. نرخ ارز:
اینجا مقایسه کمی پیچیدهست، چون در ۲۰۲۳ چندین نرخ ارز وجود داشت و نرخ رسمی بهشدت سرکوب شده بود. میلی در دسامبر ۲۰۲۳ نرخ رسمی رو از حدود ۳۶۴ پزو به حدود ۸۰۰ پزو برای هر دلار رسوند. این کار در کوتاهمدت یه شوک تورمی بزرگ ایجاد کرد، اما همزمان شکاف بین نرخهای مختلف ارز رو کاهش داد و بازار ارز رو به سمت یک نظام منسجمتر برد. در اوت ۲۰۲۶ نرخ عمدهفروشی حدود ۱٬۴۹۲ پزو/دلار بود.
▪️نتیجهگیری:
جز شاخص بیکاری، میلی در کمتر از سه سال اکثر شاخصهای کلان اقتصاد آرژانتین رو بهبود بخشیده. به ویژه در زمینه مهار تورم، رفع کسری بودجه، کاهش فقر و رشد اقتصادی و رشد صادرات موفقیت چشمگیر داشته. همونطور که میبینید: نئولیبرالیسم هار آرژانتینیها رو خووووورده!
#بازار_آزاد
@Garajetadayoni | گاراژ
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
چون آقا یاسر جرائیلی امر کرده بودند با پیروزی خاویر میلی و آمدن "نئولیبرالیسم" در آرژانتین مردم بدبخت میشن و گفتند بنشینید و تماشا کنید چه خواهد شد... و چون چپها گفته بودند خاویر میلی بیاد نئولیبرالیسم مردم رو زندهزنده خواهد خورد، ما مرتب اوضاع آرژانتین رو زیر نظر داشتیم. امشب مفصلتر از همیشه، همهٔ شاخصهای کلان رو بررسی کردم... تقدیم شما... این شما و این لولوی "نئولیبرالیسم"
حافظ خوانیِ استاد دلکَش.
عصمت باقرپور بابلی ( زاده ۳ اسفند ۱۳۰۳ – درگذشته ۱۱ شهریور ۱۳۸۳)
که با نام دلکَش شناخته میشود،
خوانندهٔ ایرانی ژانرهای موسیقی سنتی، فولکلور و پاپ بود.
از او با عنوانهایی چون «بانوی حنجره طلایی» و «آتش کاروان هنر» یاد میشود.
او ترانههایش را به دو زبان فارسی و مازندرانی خواندهاست.
وی همچنین در چند مورد با تخلّص نیلوفر ترانهسرایی هم کردهاست؛ از جمله ترانههایی که او خود نوشته و خوانده، ترانهٔ ساز شکسته است.
#موسیقی_ایرانی
@isargaran_pahlavi
نفرین بر شما حکومتگران
دو برادر جوانِ لاهیجانی یکی علی شوش و
دیگری عماد، اولی در انقلاب "زن، زندگی،
آزادی" و دومی در جنایت تاریخساز علی خامنهای در دیماه ۱۴۰۴ به جفا کشتهشدند.
اینک مادر داغدارِ دادخواه آنها- مامان نزهت- را اطلاعاتیها بازداشت کردند.
جرمش این است که آقای جعفر پناهی- زندانی سابق سیاسی و کارگردان آزادهی
کشور به عیادت وی رفتهاست.
نفرین بر رهبر، سپاه و اطلاعات
✍#عبدالله_ناصری
#استاد_دانشگاه_فعال_سیاسی
@isargaran_pahlavi
درستایش شرافت وآزادگی
✍م.حسن زاده ، رزمنده جنگ ایران وعراق
۱۲ سال و ۶ ماه و یک روز حبس؛ مصادره تمامی اموال؛ و دو سال محرومیت از کافهداری!
این، حکمی است که در پرونده آقای صادق ساعدینیا صادر و اکنون در دیوان عالی کشور تأیید شده است؛ پروندهای که بنا بر گزارش رسمی، اتهام اصلی اش تعطیلی مجموعه اقتصادی در روزهای ۱۸ و ۱۹ دیماه و اعلام رسمی آن در فضای مجازی بوده است !!!
اکنون پرسش بزرگ این است :
آیا تعطیلی محل کسب و همراهی با یک کنش اعتراضی، حتی اگر از نگاه حکومت جرم تلقی شود، باید تاوانی چنین سنگین داشته باشد؟
مصادره «کلیه اموال» یعنی نه فقط مجازات یک فرد، بلکه گرفتن حاصل سالها کار، تلاش و سرمایهگذاری او. در حالی که حتی در قوانین کیفری جمهوری اسلامی نیز «مصادره کل اموال» یک مجازات استثنایی و در بالاترین درجه مجازاتهای تعزیری قرار گرفته و نمیتوان آن را مجازاتی عادی و متناسب با هر کنش سیاسی یا مدنی تلقی کرد.
این دیگر صرفاً یک حکم قضایی نیست؛ پرسشی جدی درباره مرز میان «مجازات» و «انتقام کور» است.
اکنون فارغ از این حکم ظالمانه میتوان گفت ساعدینیا پیش از دیماه،صرفاً نام یک برند تجاری و یک مجموعه اقتصادی بود
.اما آن دو روز، نام او را از تابلوی یک کسبوکار به صفحهای از حافظه ماندگار یک ملت منتقل کرد.!
اموالش را گرفتند؛
اما آبرویش را نتوانستند بگیرند.
سرمایهاش را مصادره کردند؛
اما سرمایهای بزرگتر به دست آورد: اعتماد و احترام مردم.
سالهای جوانیاش را از او گرفتند؛
اما نتوانستند نامش را از دلها پاک کنند.
این همان چیزی است که قدرتهای استبدادی همواره فراموش میکنند:
مال را میتوان مصادره کرد؛
خانه را میتوان گرفت؛
کسبوکار را میتوان بست؛
آزادی را میتوان برای سالها سلب کرد؛
اما شرافت، اگر در دل مردم ریشه کرده باشد، نه تاریخ انقضا دارد و نه سند مالکیت که بتوان آن را توقیف ومصادره کرد
ودور نیست روزی که تاریخ درباره ساعدینیا چنین بنویسد :
«اموال وجوانی اش را از او گرفتند
اما نام واعتبار وبزرگی به او دادند که خودشان نتوانستند مصادرهاش کنند.»
وبفرموده سیف فرغانی :
ای تیغتان چو نیزه برای ستم، دراز
این تیزی سِنان شما نیز بگذرد
چون داد عادلان به جهاندر بقا نکرد
بیداد ظالمان شما نیز بگذرد
#سقوط_حکومت_ظلم_و_استبداد
#پاینده_ایران
@isargaran_pahlavi
در هیاهوی هدایتشدن نامجو تا این لحظه فقط ۱۰ حکم اعدام برای میهنپرستانی صادر شده که او همچنان بیشرمانه «اکانت تقلبی»شان میداند و میگوید «وجود خارجی ندارند». اگر بازگرداندن او و دیگران فقط یک هدف داشته باشد همین است: کمک به پوشاندن جنایت تا سرحد انکار «وجود خارجی» بچههای ما.!
#آزاد_عندلیبی
@isargaran^pahlavi
سخنان مهم و ضروری خانم لیلا بهمنی، مدیر حقوقی پروژه «شکوفایی» و نویسنده بخش حقوقی و سیاسی «دفترچه اضطرار»، درباره نخستین اقدامات حقوقی و سیاسی شاهزاده رضا پهلوی، رهبر خیزش ملی، در دوران گذار و پس از جمهوری اسلامی.
از جمله این اقدامات، لغو قوانین ضدحقوقبشری و تبعیضآمیز موجود و دیگر تدابیر حقوقی و سیاسی برای آغاز دوران گذار و استقرار نظمی نوین است.
شنیدن این سخنان، با توجه به نزدیکشدن روزهای سرنوشتساز و پایان عمر جمهوری اسلامی، برای همه کسانی که خواهان برکناری این نظام نامشروع، سرکوبگر و ناکارآمد و آغاز آیندهای آزاد و آباد برای ایران هستند، مفید و ضروری است.
#پایان_جمهوری_اسلامی
#آغاز_دوره_شکوفایی_ایران
@isargaran_pahlavi
Repost from گاراژ ــ مهدی تدینی
افتتاح کارخانه ذوبآهن
پیشتر داستان سخت و پرفرازونشیب احداث کارخونه فولاد در ایران رو در پستی با عنوان عطش فولاد توضیح داده بودم. در این ویدئو افتتاح کارخونه ذوبآهن آریامهر رو در اسفند ۱۳۵۱ میبینید.
این کارخونه نمونهای موفق از همکاری ایران با شوروی بود و گزارشگر هم از شوروی با عنوان "کشور دوست" یاد میکنه. این یکی از سختترین بازیهای سیاسی ايران بین دو بلوک شرق و غرب بود. ایران به عنوان متحد آمریکا و غرب، یک پروژه بزرگ اقتصادی رو در اوج جنگ سرد با کشور اصلی بلوک شرق انجام داده بود. توضیحات بیشتر در پستی که ذکر کردم.
گزارشگر دربارهٔ جزئیات فنی مهم توضیح میده.
#ویدئوی_تاریخی
@Garajetadayoni | گاراژ
کسانی هستند که مدعی میشوند نه از ج.ا. حمایت میکنند و نه از کمک نظامی خارجی برای نجات ایران.
به شعلههای آتشی که ایران را میسوزاند مینگرند و با شعف میگویند که بین شیطان داخلی و خارجی بیطرف ماندهاند.
مدعی هستند که در سمت مردم و وطن ایستادهاند اما نهایت کاری که میکنند این است که روی صندلی مینشینند، لیوان چای به دست میگیرند و تماشاگر سوختن ایران میشوند.
از اینها بپرسید، چگونه ایران را از دست شیاطین نجات میدهید؟
بغض میکنند. برایتان ترانهای میخوانند و از بدیهای جنگ میگویند و از نامردی حکومت، گله میکنند.
بیطرفی در این بزنگاه تاریخی، نشستن در کنار مردم و وطن نیست. تماشاگر ماندن است.
تماشاگر بمانید اما نمیتوانید این ذلت را به نام فضیلت، به تاریخ بفروشید.
✍️قاضی زاده
@isargaran_pahlavi
✓⭕قلهکی فعال رسانه ای امنیتی رژیم تروریستی:
برخلافِ برخی از گمانهزنیها، پیامِ «عاصم منیر» در سفر به تهران چندان دوستانه نبود و وی خواستار انعطافِ بیشترِ تهران برای عدمِ «تشدیدِ فشار نظامی و اقتصادی» شده بود و حتی بازه زمانی خاصی را برای اقدام آمریکا علیه ایران، به تهران منتقل کرده بود که آن روز گذشت و کار خاصی توسط ترامپ رُخ نداد.
نکته: بهتون دربارهی سفر عاصم منیر چی گفته بودم؟
بهتون گفته بودم که این یک گفتگو و یک مذاکرهی عادی نیست..
فرمانده ارتش پاکستان قبل از راهی شدن خود به تهران به دونالد ترامپ زنگ نزده است که به او بگوید دارد راه میافتد و دونالد ترامپ نگران فرمانده ارتش پاکستان نباشد..
دونالد ترامپ به آنها گفته است که به رژیم فاسد جمهوری اسلامی بگویند قبل از اینکه برایتان خاورمیانه را به آتش نکشیدهام به میز مذاکره بیایید و دربارهی تسلیمنامه و پرونده هستهای گفتوگو کنید..
آیا هنوز ناامید هستید و به حرفهای من ایمان نیاوردهاید؟جاوید شاه #پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی #ایران_را_پس_میگیریم 👉 @AM_Movahed @isargaran_pahlavi
✓⭕دلنوشته جمعی از کهنه سربازان جنگ ۸ساله ایران وعراق
بدنبال انتشار خبر دردناک صدور حکم اعدام برای ۱۰ نفر از جوانان بیگناه بازداشت شده در اعتراضات دی ماه اصفهان و بویژه دو خواهر دوقلو بنامهای ترانه و رومینا رحیمی که یکی به اعدام ودیگری به ربع قرن زندان محکوم شده است ونیز تمامی جانفدایان و عزیزانی چون علی زارعی و صدها بیگناهی که متاسفانه در صف اعدام بدست جلادان سفاک جمهوری اسلامی بسر میبرند !!
*غمنامه* 😔
درحالی که گریه امانمان رابریده، با خود نجوا میکنیم که کاش مرده بودیم و این همه جنایت را نمیدیدیم...!
وچه سنگین وجانکاه است بار این اندوه و دیدن داغ مادران و پدران و جوانانی که رؤیاهایشان را با خود به خاک میبرند...
آه ای زمین!:
دهان بگشا و مارا در خود فروبر...
شاید خاک ، اندکی از این شرمندگی و بیتابی را بگیرد.😔
دیگر تاب این همه داغ، این همه خون و این همه اندوه را نداریم...
و اصولاً در برابر این نسل ستمدیده و معصوم، جز شرمندگی و سرافکندگی چه داریم که بگوییم؟
نسلی که سهمش از زندگی، بهجای لبخند و آرامش، گلوله و داغ و درفش شد.
و ما چگونه میتوانیم چشم در چشم این جوانان بیندازیم و از خود نپرسیم:
آیا ما نیز، هرچند اندک و ناخواسته، در استوار ماندن پایههای این حکومت سهمی داشتهایم؟
ما که روزگاری جوانی مان را بهعنوان رزمنده در جنگ گذراندیم و با باور دفاع از ایران و مردمش پا به میدان گذاشتیم، امروز با پرسشی تلخ روبروییم که گریزی از آن نداریم.!
که اگر آن روزها میدانستیم سرنوشت این نظام به چنین روزهایی خواهد انجامید، آیا باز هم همان راه را میرفتیم؟!
حال چه توانیم بگوییم جز آنکه فروتنانه و شرمگینانه، از شما جوانان دردمند وستمدیده ایران زمین تقاضاکنیم :، اگر سهمی هرچند کوچک در ماندگاری این تاریکی داشتهایم، برما ببخشایید .
کاش میشد زمان را به عقب برد؛
کاش میشد پیش از آنکه دیر شود، صدای این نسل را شنید.
و کاش روزی برسد که هیچ پدر ومادری برای آزادی فرزندش و هیچ فرزندی برای آزادی پدرویامادرش نگریَد،
هیچ جوانی رؤیایش را به گور نبرد،..
اینک اما با همه این احوال، باور راسخ داریم که این سرزمین کهن در پرتو تلاشهای شما نسل فهیم وشجاع وبپاخواسته ، روزی دوباره ققنوس وار از زیر این خاکستر برخواهد خواست و آن روز که قطعاً دیر ودور نخواهد بود ، این همه رنج و درد وخون ، به طلوعی درخشان برای ایران عزیز وسرافراز بدون وجود رژیم خونخوار و بیکفایتِ جمهوری اسلامی خواهد انجامید ...
روزی که فرزندان این سرزمین بی هراس و واهمه وبدون دغدغه برای یک زندگی معمولی و شرافتمندانه ، شاد و پرنشاط قهقهه های مستانه سرخواهند داد...
وبدانید که ما و بسیاری از همرزمانمان که اینگونه میاندیشند نیز از بذل جانمان برای دستیابی به این هدف پسندیده ، دریغ نداشته ونخواهیم داشت .
دوستتان داریم صمیمانه ❤️
به امید به ثمرنشستن هرچه سریعتر انقلاب ملی شیروخورشید و آزادی و نجات ایرانِ سربلند از یوغ جمهوری اسلامی
( جمعی از رزمندگان دیروز و شرمندگان امروز)
شهریور ۲۵۸۵
#پایان_جمهوری_ننگین_اسلامی
#ایران_را_پس_میگیریم
@isargaran_pahlavi
Repost from ️ نجات بهرامی
بدبخت جوگیر!
عرازشه قصد دارند به خاطر قولش مبنی بر مصونیت حزبالله در تفاهمنامه پاره پورهاش کنند!
- به نظر من این باید اعدام شه!
@Nejatbahrami
Repost from امیر موحد
آن شب که او نگران آخرت من بود و من نگران وجدان او
گفتگوی بین من و همرزم سابقم در جنگ ۸ ساله
چندی پیش با یکی از آشنایان قدیمی وارد گفتوگو شدم؛ کسی که هنوز به همان باورها و ارزشهایی پایبند مانده بود که من روزگاری با آنها زندگی کرده بودم. حقوق هم خوانده بود و با مفاهیمی مثل حق، تکلیف، مسئولیت و عدالت بیگانه نبود.
بحث ما از سیاست شروع نشد. از خود من شروع شد.
با لحنی دلسوزانه از گذشتهام حرف زد. از روزگاری که نماز میخواندم، قرآن میخواندم، اهل جبهه بودم و در نگاه او آدمی مذهبی و «بهشتی» محسوب میشدم.
میگفت نگران من است. نگران اینکه چرا از آن معنویت فاصله گرفتهام، چرا از اسلام دور شدهام و چرا دیگر آن آدم سابق نیستم.
بعد از فواید ایمان گفت؛ از آرامشی که دین میدهد، از خلأیی که بدون ایمان در وجود انسان شکل میگیرد، از تقوا و هدایت و سعادت. حتی نگرانیاش را تا آن دنیا کشاند؛ اینکه عاقبت من چه خواهد شد.
گذاشتم حرفهایش را بزند. بسیاری از آن حرفها برایم غریبه نبود. من خودم زمانی از همان دریچه به جهان نگاه کرده بودم. جبهه بودم، مذهبی بودم و به انقلاب و آرمانهایی که برایمان تعریف شده بود باور داشتم.
اما وقتی حرفهایش تمام شد، گفتم:
«تو صد دلیل آوردی که دین چه منافعی دارد. اجازه بده من فقط از یک چیز برایت حرف بزنم.»
و بحثمان به جوانانی رسید که در خیابانها کشته شدند؛ به سرکوبها و خونهایی که در سالهای مختلف برزمین ریخت و بحث کشتار مغولانه خامنه ای و یارانش در ۱۸ و ۱۹ دی اشاره کردم و هلوکاستی اتفاق افتاد و این همه خون جاوید نامان به زمین ریخته شد.
به او گفتم آنچه بیش از همه مرا آزار میدهد فقط موضع سیاسی تو نیست. مسئله این است که تو انسانی تحصیلکردهای. حقوق خواندهای. معنای حق را میدانی. میدانی حکومت در برابر جان شهروند چه مسئولیتی دارد. میدانی عدالت یعنی چه.
اما وقتی پای این حکومت به میان میآید، گویی همه آن معیارها تغییر میکنند.
به جای اینکه ابتدا از حکومت بپرسی چرا انسانی کشته شده، چرا جوانی دیگر به خانه بازنگشته و چرا قدرت سیاسی باید پاسخگو باشد، تمام توانت را صرف پیدا کردن دلیلی برای محکوم کردن همان کسی میکنی که به خیابان آمده است.
همان لحظه فهمیدم اختلاف ما بسیار عمیقتر از یک اختلاف سیاسی است.
او نگران ایمان من بود؛ من نگران معیار عدالت او.
به او گفتم:
«تو تصور میکنی من چیزی را از دست دادهام، چون دیگر مثل گذشته فکر نمیکنم. اما من از تو سؤال دیگری دارم: اگر ایمان قرار است انسان را به عدالت نزدیک کند، چرا درست در لحظهای که عدالت دشوار و پرهزینه میشود، نمیتوانی بدون اما و اگر در برابر ظلم به بایستی؟»
به این رزمنده سابق جنگ یادآور شدم ، مضرات دین همینه تو و امثال تو نمایشش دادید ، تو و مثل تو دیدید ما در جنگ به محروحان عراقی ترحم میکردبم تا به زندگی برگردند ، اما شماها مومنین این مذهب و فتنه ۵۷ ، به مجروحان این وطن و نوجوانان ما تیر خلاص زدند و شما با افتخار پرچم ننگین قاتلین این کشور را در میادین چرخاندید و عرعر کشیدید !!
سالها به نسل ما گفته بودند سابقه جبهه، نماز، قرآن، انقلاب و دینداری نشانههایی از تعهد و فضیلتاند. اما مگر حضور من در جبهه سند مالکیت هیچ حکومتی بر وجدان من است؟
مگر چون روزی مذهبی بودهام، باید تا پایان عمر هر آنچه به نام دین و انقلاب انجام میشود را تأیید کنم؟
اگر روزی برای چیزی جنگیدهام، شاید امروز بیش از دیگران وظیفه داشته باشم از خودم بپرسم آن آرمانها به کجا رسیدهاند.
من نمیخواهم گذشتهام را پاک کنم. آن گذشته بخشی از زندگی من است. اما حاضر نیستم گذشتهام را زنجیری کنم و به پای وجدان امروزم ببندم.
به او گفتم:
«تو از جهنمی میترسی که معتقدی شاید روزی من در آن گرفتار شوم. من اما از جهنمی میترسم که انسانها همینجا برای یکدیگر میسازند و بعد برای توجیهش آیه، روایت، سیاست و ایدئولوژی پیدا میکنند.»
این شاید بزرگترین فاصله امروز من با گذشته خودم باشد.
من روزگاری تصور میکردم برای تشخیص حق، نخست باید بدانم چه کسی در جبهه ما ایستاده است.
امروز برعکس فکر میکنم.
اول باید دید چه اتفاقی افتاده است؛ چه کسی صاحب قدرت بوده، چه کسی قربانی شده، چه حقی پایمال شده و چه کسی باید پاسخگو باشد. بعد از آن، اگر خواستیم، درباره عقیده و جناح و گذشته آدمها حرف بزنیم.
عدالت اگر فقط برای دوستان ما عدالت باشد، دیگر عدالت نیست.
آن گفتوگو هیچگاه به نتیجه نرسید.
او نتوانست مرا به گذشتهام برگرداند و احتمالاً من هم نتوانستم نگاه او را تغییر دهم.
اما جملهای در ذهنم ماند:
او تمام آن شب نگران آخرت من بود؛ و من تمام آن شب نگران وجدان او و نتیجه گرفتم ضرر دینداری بیشتر از فواید آن هست.
من نمیخواهم همچنان احمق بمانم
جاوید شاه
پاینده ایران
امیر موحد
رزمنده جنگ ایران و عراق
@AM_Movahed
Repost from امیر موحد
آن شب که او نگران آخرت من بود و من نگران وجدان او
گفتگوی بین من و همرزم سابقم در جنگ ۸ ساله
چندی پیش با یکی از آشنایان قدیمی وارد گفتوگو شدم؛ کسی که هنوز به همان باورها و ارزشهایی پایبند مانده بود که من روزگاری با آنها زندگی کرده بودم. حقوق هم خوانده بود و با مفاهیمی مثل حق، تکلیف، مسئولیت و عدالت بیگانه نبود.
بحث ما از سیاست شروع نشد. از خود من شروع شد.
با لحنی دلسوزانه از گذشتهام حرف زد. از روزگاری که نماز میخواندم، قرآن میخواندم، اهل جبهه بودم و در نگاه او آدمی مذهبی و «بهشتی» محسوب میشدم.
میگفت نگران من است. نگران اینکه چرا از آن معنویت فاصله گرفتهام، چرا از اسلام دور شدهام و چرا دیگر آن آدم سابق نیستم.
بعد از فواید ایمان گفت؛ از آرامشی که دین میدهد، از خلأیی که بدون ایمان در وجود انسان شکل میگیرد، از تقوا و هدایت و سعادت. حتی نگرانیاش را تا آن دنیا کشاند؛ اینکه عاقبت من چه خواهد شد.
گذاشتم حرفهایش را بزند. بسیاری از آن حرفها برایم غریبه نبود. من خودم زمانی از همان دریچه به جهان نگاه کرده بودم. جبهه بودم، مذهبی بودم و به انقلاب و آرمانهایی که برایمان تعریف شده بود باور داشتم.
اما وقتی حرفهایش تمام شد، گفتم:
«تو صد دلیل آوردی که دین چه منافعی دارد. اجازه بده من فقط از یک چیز برایت حرف بزنم.»
و بحثمان به جوانانی رسید که در خیابانها کشته شدند؛ به سرکوبها و خونهایی که در سالهای مختلف برزمین ریخت و بحث کشتار مغولانه خامنه ای و یارانش در ۱۸ و ۱۹ دی اشاره کردم و هلوکاستی اتفاق افتاد و این همه خون جاوید نامان به زمین ریخته شد.
به او گفتم آنچه بیش از همه مرا آزار میدهد فقط موضع سیاسی تو نیست. مسئله این است که تو انسانی تحصیلکردهای. حقوق خواندهای. معنای حق را میدانی. میدانی حکومت در برابر جان شهروند چه مسئولیتی دارد. میدانی عدالت یعنی چه.
اما وقتی پای این حکومت به میان میآید، گویی همه آن معیارها تغییر میکنند.
به جای اینکه ابتدا از حکومت بپرسی چرا انسانی کشته شده، چرا جوانی دیگر به خانه بازنگشته و چرا قدرت سیاسی باید پاسخگو باشد، تمام توانت را صرف پیدا کردن دلیلی برای محکوم کردن همان کسی میکنی که به خیابان آمده است.
همان لحظه فهمیدم اختلاف ما بسیار عمیقتر از یک اختلاف سیاسی است.
او نگران ایمان من بود؛ من نگران معیار عدالت او.
به او گفتم:
«تو تصور میکنی من چیزی را از دست دادهام، چون دیگر مثل گذشته فکر نمیکنم. اما من از تو سؤال دیگری دارم: اگر ایمان قرار است انسان را به عدالت نزدیک کند، چرا درست در لحظهای که عدالت دشوار و پرهزینه میشود، نمیتوانی بدون اما و اگر در برابر ظلم به بایستی؟»
به این رزمنده سابق جنگ یادآور شدم ، مضرات دین همینه تو و امثال تو نمایشش دادید ، تو و مثل تو دیدید ما در جنگ به محروحان عراقی ترحم میکردبم تا به زندگی برگردند ، اما شماها مومنین این مذهب و فتنه ۵۷ ، به مجروحان این وطن و نوجوانان ما تیر خلاص زدند و شما با افتخار پرچم ننگین قاتلین این کشور را در میادین چرخاندید و عرعر کشیدید !!
سالها به نسل ما گفته بودند سابقه جبهه، نماز، قرآن، انقلاب و دینداری نشانههایی از تعهد و فضیلتاند. اما مگر حضور من در جبهه سند مالکیت هیچ حکومتی بر وجدان من است؟
مگر چون روزی مذهبی بودهام، باید تا پایان عمر هر آنچه به نام دین و انقلاب انجام میشود را تأیید کنم؟
اگر روزی برای چیزی جنگیدهام، شاید امروز بیش از دیگران وظیفه داشته باشم از خودم بپرسم آن آرمانها به کجا رسیدهاند.
من نمیخواهم گذشتهام را پاک کنم. آن گذشته بخشی از زندگی من است. اما حاضر نیستم گذشتهام را زنجیری کنم و به پای وجدان امروزم ببندم.
به او گفتم:
«تو از جهنمی میترسی که معتقدی شاید روزی من در آن گرفتار شوم. من اما از جهنمی میترسم که انسانها همینجا برای یکدیگر میسازند و بعد برای توجیهش آیه، روایت، سیاست و ایدئولوژی پیدا میکنند.»
این شاید بزرگترین فاصله امروز من با گذشته خودم باشد.
من روزگاری تصور میکردم برای تشخیص حق، نخست باید بدانم چه کسی در جبهه ما ایستاده است.
امروز برعکس فکر میکنم.
اول باید دید چه اتفاقی افتاده است؛ چه کسی صاحب قدرت بوده، چه کسی قربانی شده، چه حقی پایمال شده و چه کسی باید پاسخگو باشد. بعد از آن، اگر خواستیم، درباره عقیده و جناح و گذشته آدمها حرف بزنیم.
عدالت اگر فقط برای دوستان ما عدالت باشد، دیگر عدالت نیست.
آن گفتوگو هیچگاه به نتیجه نرسید.
او نتوانست مرا به گذشتهام برگرداند و احتمالاً من هم نتوانستم نگاه او را تغییر دهم.
اما جملهای در ذهنم ماند:
او تمام آن شب نگران آخرت من بود؛ و من تمام آن شب نگران وجدان او و نتیجه گرفتم ضرر دینداری بیشتر از فواید آن هست.
من نمیخواهم همچنان احمق بمانم
جاوید شاه
پایتخت ایران
امیر موحد
رزمنده جنگ ایران و عراق
@AM_Movahed
