💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
الذهاب إلى القناة على Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
إظهار المزيدإيران144 652الفئة غير محددة
279
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+730 أيام
أرشيف المشاركات
هم تلاش دارم، هم نشستهام و به افق خیرهام؛
نمیدانم آیتِ صبر چه وقت به پایان میرسد، تا برخیزم و بروم...🖤
به جای این که مسائل مختلف اخلاقی و روحی را در کتابخانه ها مدفون نمایند، آنها را برای تقویت فکر و هوش خود و فرزندان خویش مورد استفاده قرار دهیم...
#انسان_موجود_ناشناخته..
اگر روزی فرزندی داشته باشم...
به دخترم یاد میدهم که زیباییاش در سکوتِ تسلیم نیست، بلکه در ایستادنِ آرامِ او در میان طوفانهاست؛ جایی که جهان میخواهد او را کوچک کند و او خود را از نو معنا میکند، حتی اگر بارها از درون بشکند و باز از نو جمع شود، بیآنکه کسی صدای ترکهایش را بفهمد...
و به پسرم میآموزم که مرد بودن، در صدا بلند کردن نیست، در فهمیدنِ دردهایی است که گفته نمیشوند؛ برایش کتابهایی میگذارم که در هر صفحهشان کمی فروپاشی هست و کمی بیداری، تا شعر را نه برای سرگرمی، که برای زنده ماندن بفهمد، و بداند بعضی حقیقتها را فقط با سنگینیِ سکوت میشود تحمل کرد، نه با کلمات....
#آوای_گمنام..🍃
مرا ببر به تماشای غروبی که خورشید در خاموشیِ افق فرو میریزد و آسمان جامهی اندوه بر تن میکند....
🌥
مرا ببر به دیدن لالههایی که از ژرفای دردِ زمین سر برآوردهاند و در سکوت، رازِ خاک را روایت میکنند...💐🌷
#آوای_گمنام..🌷
اکانتهایی که به نام " آوا " و " گمنام " پیام میدهند، من نیستم؛ من تنها یک حساب دارم.
لطفاً از این نام سوءاستفاده نکنید و هویت مرا در سایهی اکانتهای بیهویت و ساختگی پخش نکنید.
نام من جای بازی نیست؛ آن را به حاشیهی دروغ و ادعا نکشانید، و بارِ بیاعتباری خود را بر دوش آن نیندازید....
آوایِ گمنام آمدم، بینام و بینشان؛ از راهی که ردّی بر خاکش نمیمانَد.پس از این نام دور بمان…نه در صداهایم، نه در تکرارِ حرفهایم...
ناشناخته آمدم، و در همین ناآشنایی میخواهم بمانم؛ نه برای دیده شدن،
که برای نلغزیدن در چشمِ شناختها...🖤🥀
بگذار نامم، در حصارِ خویش بماند؛
من او را نه از سرِ عادت، که از ژرفای اختیار برگزیدهام، پیش از این نام، من در چشمِ شناختها بینامیِ سنگینی داشتم؛
حضورم هست، اما بیقرار، بیثبات، گم در میانِ تعبیر دیگران...
و اکنون، این نام نه فقط نشانی برای خوانده شدن، که مُهرِ تلخِ بودنِ من است؛
سهمی که از جهان گرفتهام، و در خویش نگاه میدارم..🥀
" آوایِگمنام "
