💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
الذهاب إلى القناة على Telegram
جَهِشِ دِل / آوَاِیِ گُمنَام اینجا دل میجهد تا خاموش نماند؛ آوا اگرچه گمنام است، اما حقیقتِ جان را نجوا میکند. مالک _ کانال.. آوَاِیِ گُمنَام.. آغاز فعالیت.. 1404 / 8 / 19..
إظهار المزيدإيران140 253الفئة غير محددة
283
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
+27 أيام
+1930 أيام
أرشيف المشاركات
علاقه به سیاست را از بابهجان به ارث بردهام؛ شاید همین علاقه، بخشی از نگاه و طرز فکرم را ساخته باشد...
🤝
Repost from 💐جَهِشِ دِل _ آوَاِیِ گُمنَام💐
گفت: " در عشق غرور نیست…"
در چهرهام نگریست و افزود: " پس تو نباید عاشق شوی…"
لبخندی سرد بر لب نشاندم و در دل گفتم:
عشق اگر بیغرور باشد، بیحرمت هم میشود؛
من غرور را نه برای فخر،
که برای پاسداری از حرمتِ قلبم نگاه داشتهام..
عاشقی که عزتِ خود را بفروشد،
نامش دیگر عشق نیست، تسلیم است...
#آوای_گمنام..🍃
Repost from حاشیـه نویس 𓂃✍︎
اگر نخواهم ببينمت،
حتى اگر بر مژههايم بخزى،
در برابر ديدگانم برقصى،
براى تو ؛
کور مىشوم.
باور كن!
اين لجاجت نيست
شخصيتم اينگونه قد كشيده است 👆
اینها فقط نام و تصویر نیستند؛ آدمهاییاند که تا همین امروز در گوشهای از زندگی و خاطراتم حضور دارند....
♥️
عشق آنگاه زیباترین روایت خود را می نویسد..
که یار، پناه دل معشوق باشد، نه آزمون صبر او......
🤝🖤
Repost from N/a
من از این نسل نیستم؛
نسلی که زنِ شوهردار در پیِ رابطهست، مردِ زندار سرگرمِ دخترانِ تنها؛ نسلی که تعهد زیرِ پای هوس فشرده شده و وفاداری، میانِ دو نخِ سیگار به شوخی گرفته میشود.
همه دنبالِ یک دلگرمیِ موقتیاند؛ چند لحظه همصحبتی، چند شب نزدیکی، در آغوشِ آدمهای نادرست… و بعد، هیچ.
نه؛ من اهلِ این بازیهای پست نیستم.
روحِ من جایی میانِ اصالت و حرمتِ آدمیست، نه میانِ ترندها و هوسهای زودگذر.
وقتی مرا "استاد" خطاب میکنند، در پس این واژه، مهربانی و اعتمادی را احساس میکنم که از هر عنوانی برایم ارزشمندتر است...
♥️🫂
#خاطرات_واژهها...🫀
این درسها هم به پایان رسیدند...
اعتراف میکنم در جریانشان چیزهای زیادی آموختم؛ چیزهایی که پیش از این نمیدانستم و شاید اگر نمیخواندم و نمیاندیشیدم، هیچگاه به آنها توجه نمیکردم...
بهخصوص بخش فلسفهٔ دینی برایم متفاوت بود؛ مطالبی که فقط با یکبار خواندن نمیشود از کنارشان گذشت. باید مکث کرد، خواند، اندیشید، تحلیل کرد و گاهی حتی دوباره به همان سطرها برگشت تا معنایشان را درست فهمید..
فکرش را بکنید؛ وقتی نوت میگرفتم، تقریباً سه روز، هر شب حدود دو ساعت زمان میگرفت؛ چون فشار مطالب زیاد بود و خودم برایش زمان مشخص کرده بودم. اما با تمام خستگی، برایم ارزش داشت؛ چون میدانستم هر سطر، چیزی برای آموختن دارد...
این نوشتهها را مینویسم تا شما هم بخوانید و شاید چیزی از آن نصیبتان شود؛ و خودم هم وقتی دوباره به آنها نگاه میکنم، ببینم از این مسیر چه آموختهام و چقدر فهمم عمیقتر شده است...
هرچه میدانم، باز هم در برابر آنچه نمیدانم، اندک است؛
اما همین دانستن اندک نیز نعمتیست که باید برایش شکرگزار بود.
الحمدلله برای دانستن، برای ندانستن، و برای هر روزی که فرصتی تازه برای آموختن میدهد...
♥️
#آوای_گمنام..🍃
و توبه...
چه نعمت شگفتیست، فرصتی برای انسانی که از خودش خسته شده تا دوباره خودش را در نزدیکی خدا پیدا کند...
♥️
و توبه...
چه نعمت شگفتیست توبه؛ فرصتی برای انسانی که از خودش خسته شده تا دوباره خودش را در نزدیکیِ خدا پیدا کند....
♥️
