آشوبِ نہان
الذهاب إلى القناة على Telegram
The Hidden Chaos Divine نسخ؛ جایی برای تکرار واژهها برای معانقهی خاطرهها! بات جهت ارتباط دوسویه برای دوستداران: @AsubeNahanbot
إظهار المزيدلم يتم تحديد البلدالفئة غير محددة
467
المشتركون
-124 ساعات
-87 أيام
-830 أيام
أرشيف المشاركات
466
وقتی آشغالارو میذاری دم در، میری بهشون سر بزنی ببینی در چه حالن؟؟
مسلما نه!
پس از پیگیری افرادی که خودت
از زندگیت بیرونشون کردی دست بردار.
466
باد که میوزد، درخت خم میشود و
برمیگردد سرِ جایش.
تو گرفتارِ چه طوفانی شدی که
به خودت هم برنگشتی؟
466
آدمای سمی همیشه داستان رو از جایی تعریف میکنن که تو دیگه نتونستی تحمل کنی و واکنش نشون دادی؛ اما هیچوقت نمیگن خودشون چطوری تورو از نظر روحی و احساسی نابود کردن. اونا قصه رو طوری میگن که انگار همه چیز تقصیر تو بوده، اما پشت این سقوط احساسی تو مدت ها بی انصافی و زخم هایی هست که فقط تو میدونی چقدر عمیق بوده.
466
در جایی کامو گفته بود:
اگر ناچار شوم میان حقیقت و مردم یکی را انتخاب کنم، مردم را انتخاب میکنم.بسیاری این جمله را بد میفهمند. کامو دشمن حقیقت نبود؛ او میدانست حقیقتی که از رنج انسان بیخبر باشد، دیر یا زود به یک بت تبدیل میشود. تمام فجایع بزرگ تاریخ از جایی آغاز شدند که یک مفهوم، از یک انسان مهمتر شد. گاهی نامش حقیقت بود. گاهی عدالت. گاهی قانون. و گاهی مصلحت. اما نتیجه تفاوتی نداشت: انسانها باید رنج میکشیدند تا بتها سالم بمانند. مشکل از آنجا آغاز میشود که ابزارها جای هدف را میگیرند. قانون، برای انسان است؛ نه انسان برای قانون. عدالت، برای زندگی است؛ نه زندگی برای عدالت. و حکومت، برای مردم است؛ نه مردم برای حکومت. این سادهترین حقیقتی است که صاحبان قدرت معمولاً آخر از همه به یاد میآورند. هیچ جامعهای با کمبود آییننامه فرو نپاشیده است. آنچه ملتها را فرسوده میکند، لحظهای است که پشت میزهای تصمیمگیری، اعداد از چهرهها مهمتر میشوند؛ آمار از اشکها معتبرتر میشود؛ و نظم، از زندگی ارزشمندتر. در آن لحظه، ساختارها هنوز پابرجا هستند؛ اما روحِ آنها مرده است. اقتدار آن نیست که بر تصمیمی اشتباه پافشاری شود. اقتدار آن است که بتوان در برابر حقیقتی بزرگتر سر فرود آورد: اینکه هیچ اصل انتزاعی، هیچ فرمول اداری، هیچ قانون و هیچ مصلحتی، مقدستر از کرامت انسان نیست. صندلیها میگذرند. امضاها فراموش میشوند. بخشنامهها در بایگانیها دفن میشوند. اما یک سؤال باقی میماند: وقتی انسان و ساختار روبهروی یکدیگر ایستاده بودند، شما در کنار کدامیک ایستادید؟
به نقل از یوحنا
466
همهی پسرا،تاکید میکنم همشون،
عاشق شدن بلدن،وقت گذاشتن بلدن
ناز کشیدن بلدن،سوپرایز کردن بلدن،
خرج کردن بلدن،حتی جنگیدن رو هم بلدن،
اما فقط برای اون کسی که اراده کنن،
درگیر تغییر دادن پسرا نباشین،
فقط ببین کی برات اراده میکنه،
تمام.
466
اگه یهکم روانشناسی بدونی، خونوادهت رو سرزنش میکنی، چون ریشهی بسیاری از تعارضهای ناخودآگاهت رو توی والدینت پیدا میکنی.
اگه بیشتر بدونی، اونها رو میبخشی، چون متوجه میشی که خودشون نیز قربانی زخمها، انتقالها و تروماهای حلنشدهی نسلهای قبل بودهان.
و اگه عمیقتر پیش بری، مسئولیت زندگی خودت رو بر عهده میگیری، چون کشف میکنی که به جای تکرار گذشته، می تونی سرنوشتت رو آگاهانه تغییر بدی.
#روانشناسی
466
کتاب چگونه حرف دیگران برایمان مهم نباشد"
اگه حرف آدما خیلیی برات مهمه و نمیدونی چجوری باید به حرفاشون واکنش نشون بدی و حرفاشون رو بی تاثیر کنی این کتاب رو بخون...
•فقط هم 24 صفحه هست پس بیشتر از یک ربع وقتت نمیگیره
466
• جهان هستی میگه :
1- اگه نمیتونی خودتو دوست داشته باشی من کسایی رو به سمتت میارم که تورو دوست ندارن تا بالاخره متوجه شی تو به عشق خودت نیاز داری نه کسی دیگه!
2- اگه نمیتونی عصبانیتت رو کنترل کنی،من افرادی رو سرراهت قرار میدم که تورو عصبانی کنن تا بالاخره کنترل خشمت رو بدست بگیری.
3- اگه دوتا اتفاق بد واست افتاد و خودتو باختی و دورت پر انرژی منفی شد و کشیدی کنار،مطمئن باش اتفاقای بد بعدیم پشت هم تو راهن تا متوجه بشی که داشتن روحیه مثبت و تلاش برای حل کردن یا کنار اومدن با اتفاقای بد به نفعته. :)
4- اگه منتظر اتفاقای خوبی و آینده تو روشن میبینی،مطمئن باش همین میشه؛مثبت فکر کن تا معنی واقعی روشنایی و خوشبختی رو نشونت بدم.
5- من به افکارت،ضمیر ناخواگاهت و رفتارت و انرژی که ازت میگیرم بستگی دارم،هرچی تاریک فکر کنی و حالت بد باشه،من بدترش میکنم.
6- اگه خوب فکر کنی،خوب رفتار کنی،و خوب بخوای میبرمت به بهترین جاهایی که همیشه دوست داشتی،و کارهای مثبتی برات میکنم که تا حالا به ذهنت خطور نکرده.
466
چشمانم را بستم تا قربانیان را نبینم، اما من با همان چشمهای بسته و دلی فراغبال دیدم که جانم از خویشتن میرود.
466
《یکی نامِ نیک میجوید و یکی نانِ نیکنامی》
《یکی در پیِ حق است و یکی در پیِ حقنمایی》
《یکی رو به قبله است و یکی رو به قبلهنمایی》
