𓏲ּ 𝑭𝒂𝒍𝒍𝒊𝒏𝒈 𝑭𝒍𝒐𝒘𝒆𝒓 ᭡
الذهاب إلى القناة على Telegram
Svt fiction:) آخرین دلنوشتههای دلتنگی روی گلبرگهای رزی پژمرده http://t.me/HidenChat_Bot?start=7276563795
إظهار المزيد250
المشتركون
لا توجد بيانات24 ساعات
لا توجد بيانات7 أيام
+2530 أيام
أرشيف المشاركات
⋆˚❀ Cold
"سرد بودیم، مثل آخرین زمستونی که باهم گذروندیم. غریبه بودیم، مثل دونههای برفی که هر کدوم راه خودشون رو برای رسیدن به زمین پیدا میکردن. حتی دیگه کوه بزرگی از هیزم عشقمون هم نمیتونست آتیش سرد شده این رابطه رو گرم کنه.
تو، رؤیای ساختن قصری از جنس ثروت رو در سر داشتی و کلبهای که برات با قطعههایی از روح عاشقم ساخته بودم رو نمیدیدی. موهات با لمس دستهای دیگهای اهلی شده بود و پیش من غریبی میکرد. آسمون چشمهات برای اون، صورت فلکی عشق رسم میکرد و برای من شبی ابری میشد. من بی تو هیچ بودم و تو.
اصلا آیا از اول من توی زندگیت جایی داشتم یون جونگهان؟"
#a_piece_of_heart
#gyuhan
#OceanBlue 🩶
𓂅ଂ. Hospital Playlist ⋆グ๑
•
Main Couple: Jeongcheol - meanie •Side Couples: seoksoo - wonhan - hoshi&Sana •Genre: Medical - romance - Dram - slice of Life - angst - smutاشتباه، تمام زندگی اونها با اشتباه پرشده بود. حرفهای اشتباه، احساسات اشتباه، عشقهای اشتباه. اشتباهاتی که برای تک تک اونها تاوان سنگین و دردناکی به جا گذاشت، تاوانی از جنس انتقام، از جنس جدایی، از جنس غم. شاید سونگچول نباید اون شب، وقتی بعد از امتحان تخصص اعتراف جونگهان رو میشنید، اونقدر فجیع قلب پسر بزرگتر رو میشکست. نباید اون کار رو میکرد تا دقیقا پنج سال بعد شاهد شکسته شدن و خرد شدن برادر کوچیکترش به دستهای خودش و جونگهان نباشه. و تمام این ویرانیها، بعد از همون شب، با بارونی که اشکهای جونگهان رو پاک میکرد، شروع شده بود. "باشه! من اون آدم بد! اصلا من منفورترین آدمی که توی کتاب زندگیات نوشتی، ولی تنها مقصر من نیستم! تنها مجرم من نیستم! منم قلبم درد کشیده! پس من چی؟ من درد قلبم رو پیش چه کسی باز کنم وقتی که تنهاترینم؟" #hospital_playlist #OceanBlue 🤍
⋆˚❀ Monster
"متاسفم سونگچول، متاسفم ولی نمیتونم ازت بخوام که برگردی. من اشکهام رو به پای قبری که خودت با دستهای خودت برای این رابطه کندی، ریختم. من لبخندهام رو با چمدونی که با خودت میکشیدی به باد سپردم؛ من خندههام رو همراه با قدمهات از خودم دور کردم؛ من روحم رو توی قلبت جا گذاشتم و تو حتی اون رو هم با بیرحمی از من گرفتی. این تو بودی که تصمیم گرفتی این 'من' جدید، این هیولای خالی از احساس رو بسازی.
تو این مینگیو جدید رو ساختی چوی سونگچول، پسری که تشنه خونت بشه و تصمیم به پس گرفتن روح و قلبش بکنه، تصمیم به پس گرفتن تمام احساساتی بکنه که همراه با تو به خاطرهها سپرده شد. گفته بودم رنگ چشمهات رو توی کلکسیونی که جمع کردم کم دارم؟ میدونی، رنگ چشمهات خاص بود، هیچ کدوم از چشمهایی که وارد کلکسیونم میشدن، رنگ و جذابیت چشمهای تو رو نداشتن، هیچکدوم از اون چشمها، نمیتونستن هیولای نفرت درونم رو سیراب کنن."
-از طرف کیم مینگیو؛ پسری که حالا روزهاش رو، روی تخت کنار پنجره تیمارستان میگذرونه.
#letter
#gyucheol
+1
"ما برای رومئو و ژولیت بودن زیاد از حد زخمی و پرِدرد بودیم چول." "شاید اشتباه از ما بود، ما عشق رو مثل کتابهای داستان، زیادی بچهگانه دیدیم."#unspoken #cheolsoo
⋆˚❀ Writer
"اون نویسنده من بود، نویسنده روحم؛ وگرنه چه دلیلی داشت که اینقدر ماهرانه من و تمام عادتها و خرده عادتهام رو بدونه. بیدلیل دستهاش رو باز میکرد تا زردی گرمای روحش، آبی ناراحت وجودم رو درون خودش حل کنه و آرامشی سبز رنگ به روحم تزریق کنه.
اون هنرمند بود، خلاقانه رنگهای روحم رو با روحش ترکیب میکرد و هارمونی دلپذیری به زندگیمون میبخشید.
من و عطر حضورش خوشبخت بودیم، توی همون کلبه کوچیک و دور افتاده از هیاهوی آلوده و کشنده مردم. من بودم و آرامش دستهاش که موهام رو نوازش میکرد، من بودم و آرامش و عطر گرم صداش و طعم لطیف چای بابونهای که اون درست کرده بود؛ و در آخر، من کسی بودم که با غرور سرم رو در برابر هیولایی به اسم زندگی بلند کرده و فریاد میزدم که این پسر -هونگ جیسو- تماماً متعلق به منه."
#a_piece_of_heart
#jihan
#OceanBlue 🩵
